یاری فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

یاری فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق و بررسی در مورد ادبیات معنی های مختلفی دارد

اختصاصی از یاری فایل تحقیق و بررسی در مورد ادبیات معنی های مختلفی دارد دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 4

 

به نام خدا

ادبیات معنی های مختلفی دارد. "ادبیات در معنی عام غالبا‌ً به هر نوع نوشته ای گفته می شود, مثل بخش نامه ها, اعلان ها, رساله ها و اعلامیه ها, آثار تاریخی و علمی و فلسفی و ادبی, ادبیات به معنای خاص به هر اثر عالی و ممتازی اطلاق می شود که در آن عامل تخیل دخیل باشد و در ضمن با دنیای واقعی نیز ارتباط معنی داری داشته باشد."(1) ادبیـات را از دیـدگـاه های متفاوت تقسیم بندی کرده اند. ادبیات سنتی ایران را به تبعیت از سنت عرب ها به نظم و نثر تقسیم کرده اند و این تقسیم بندی از دیدگاه ظاهر است. تقسیم بندی ظاهر با وجود داشتن محاسنی از قبیل پیدا کردن اشعار و ابیات و ... عیوبی نیز دارد. مهم ترین این عیب ها ناتوانی محقق در جستجوی تحول فکری نویسنده و شاعر است. در تقسیم بندی جدید که بر اساس معنی و مفهوم صورت می گیرد ادبیات به چهار نوع حماسی, غنایی, نمایشی و تعلیمی تقسیم شده است.

ادبیات از لحاظ قالب های نوشتاری به انواع داستان, نمایش نامه, گزارش, خاطره نویسی, قطعه ی ادبی, سفرنامه, سناریو نویسی (در حوزه نثر) قابل تفکیک است.

داستان نویسی در دنیای امروز به همراه شعر از رایج ترین قالب های ادبی هستند. در کتاب های دبیرستانی تا چند سال پیش از پرداختن به ادبیات داستانی کوتاهی می شد و متأسفانه هنوز هم در دانشگاه در رشته ادبیات فارسی واحدهای مستقلی به ادبیات داستانی اختصاص نیافته است. از سال 1376 هیئت مـﺆلفان جدید که خـودشان از دست اندرکاران ادبیات معاصر هستند ‌آبی زیر پوست کتاب های درسی ادبیات به جریان انداختند و بخش های مستقلی برای ادبیات داستانی و جهان اختصاص دادند.

ادبیات داستانی که در کتاب های درسی درج شده است به چهار گروه می تواند دسته بندی شود:

الف- داستان های بلند سنتی مثل سمک عیار

ب- داستان های کوتاه سنتی مثل داستان های گلستان، بهارستان، کلیله و دمنه، اسـرارالتـوحیـد، سنـدبادنامه، مرزبان نامه، تاریخ بیهقی، تذکره الاولیاء ، فیه مافیه و...

پ- داستان های بلند امروزی(رمان) مثل سیاحت نامه ابراهیم بیگ، مدیر مدرسه، سوشون، بینوایان، کلبه ی عموتم.

ت- داستان های کوتاه امروزی( نوول) مثل هدیه ی ناتمام، کباب غاز، گیله مرد، هدیه سال نو، خسرو، گل دسته ها و فلک, گاو, سه پرسش, ققنوس, قاصدک, قصه عینک, آخرین درس, کلاغ, دیوار و ...

در این مقـاله بخش آخـر یعنـی داستان های کوتاه امروزی(نوول) مندرج در کتاب های درسی را بررسی می کنیم.

قبل از آنکه وارد بحث و بررسی شویم. تعریف بسیار کوتاه از داستان کوتاه به دست می دهیم و برخی ویژگی های آن را متذکر می شویم.

1- وحدت تأثیر : بدین معنی که داستان تأثیر واحدی را بر خواننده القا کند.

2- محدودیت شخصیت ها : در داستان کوتاه نمی توان شخصیت های زیادی وارد داستان کرد زیرا در داستان کوتاه جایی برای پرورش و توصیف آنها وجود ندارد.

3- داشتن طرح مشخص : یعنی اینکه داستان, آغاز, وسط و پایان مشخصی داشته باشد. ادگار آلن پو معتقد بود "طرح شرط اصلی در داستان کوتاه است."(2)

به طور کلی می توان داستان کوتاه را چنین تعریف کرد :

"داستان کوتاه اثری است کوتاه که در آن نویسنده به یاری یک طرح منظم, شخصیتی اصلی را در یک واقعه ی اصلی نشان می دهد و این اثر بر روی هم تأثیر واحدی را القا می کند."(3) داستان هدیه ی ناتمام اثر رابرت زاکس در کتاب ادبیات سال اول دبیرستان نقل شده است. انتخاب این داستان برای این گروه سنی بسیار مناسب است زیرا با روحیه ی جوانان شانزده ساله یا کمی پایین تر همخوانی خوبی دارد. خود قهرمان اصلی داستان هم به نام "نیک" 14 ساله است.

هدیه ناتمام :

شخصیت های داستان عبارتند از راوی داستان که ده ساله است. برادر بزرگ او که چهارده سال دارد. پدر آنها یک کارگر فقیر است و مادرشان یک زن خانه دار و زحمتکش و صبوری است. راوی داستان خواهان بهبود زندگی است اما برادر بزرگ خواهان تسکین این زندگی طاقت فرسا است.

لحن داستان با صمیمیت ماجرای قصه را پیش می برد. زاویه ی دید اول شخص است که از زبان یکی از شخصیت ای داستان بازگو می گردد.

طرح داستـان بدین صورت است که خـانواده ای با مشقت و سختی بـه سر می برند اما در وسط نسبتاً فرجی در زندگی آنها به وجود می آید به طوری که بچه ها بتوانند برای مادرشان هدیه کوچکی به عنوان روز مادر تهیه کنند.

روای داستان یک شانه ی زیبا می خرد اما نیک پسر بزرگتر برای اینکه رنج مادر را تخفیف دهد یک سطل زمین شویی می خرد "نیک" هدیه خود را قبل از راوی ارائه می کند و مادر را افسرده و متأثر می سازد و خودش هم اندوهگین می گردد. امـا پدر مطابق معمول در داستان کوتاه پیچی به داستان می دهد بدین معنی که توضیح می دهد این سطل کار ما را آسان می کند به اضافه ی اینکه "نیک" از این به بعد کار زمین شویی را خودش عهده دار خواهد شد. مادر از این توضیح بسیار شرمنده می شود و می گوید :"آه : من چه قدر نادانم. نیک را بوسید و از او تشکر کرد"(4) راوی داستان تحت تأثیر جو قرار می گیرد و از ارائه هدیه زیبای خود چشم پوشی می کند زیرا احساس می کند اگر هدیه زیبایش را نشان دهد باز سطل زمین شویی را به همان سطل زمین شویی تبدیل می کند و دوباره آن را از چشم می اندازد. با لحنی آمیخته به اندوه می گوید : "نصف سطل زمین شویی هدیه من است" در نتیجه درون مایه ی داستان را که ایثار و فداکاری است در پایان به حد اعلای خود می رساند به طوری که "نیک با چشم هایی که از محبت سرشار بود, به من نگاه کرد."


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق و بررسی در مورد ادبیات معنی های مختلفی دارد

دانلود مقاله و تحقیق درباره تکبر

اختصاصی از یاری فایل دانلود مقاله و تحقیق درباره تکبر دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 6

 

تکبر در لغت به معنی خود بزرگ بینی است از اخلاق رذیله که نکوهش شده در قرآن با تعبیرات مختلفی به کار رفته است .

در برخی موارد به عنوان متکبر (آیه ی 60 سوره ی زمر _ آیا منزلگاه متکبران در جهنم نیست )

آیه ی 35 سوره ی غافر _ بدینسان خدا بر هر قلب متکبر زور گویی مهر می نهد

آیه ی 173 سوره ی نسا _ او مستکبران را دوست ندارد

آیه ی 27 سوره ی غافر _ موسی گفت من به پروردگار خود و پروردگار شما از هر فرد متکبری که روز حساب را باور ندارد به خدا پناه می برم

آیه ی 56 سوره ی غافر _ آنانکه بدون هیچ دلیلی درباره ی آیات خدا مجادله می کنند جز تکبر و رسیدن به مقام بالاتر در دل ندارند اما به آن آرزو نخواهند رسید

آیه ی 23 سوره ی الحشر

آیه ی 11 سوره ی نور

آیه ی 266 سوره ی بقره

آیه ی 40 سوره ی عمران

آیه ی 39 سوره ی ابراهیم

آیه ی 54 سوره ی الحجر

آیه ی 23 سوره ی الاسراء

آیه ی 8 سوره ی مریم

آیه ی 10 سوره ی هود

آیه ی 23 سوره ی الحدید

آیه ی 36 سوره ی نساء

آیه ی 20 سوره ی الحدید

آیه ی 14 سوره ی الرحمن

آیه ی 18 و 19 سوره ی لقمان در رابطه با تکبر است :

ولا تصعر خدک للناس و لا تمش فی الارض مرحا ان الله لا یحب کل مختال فخور

به خود پسندی از مردم روی نگردان و به تکبر روی زمین قدم بر ندار زیرا خدا آدم از خود راضی را دوست ندارد .

لقمان حکیم به مسائل اخلاقی در ارتباط با مردم و خویشتن پرداخته .

ولاتصعر خدک للناس : با بی اعتنایی از مردم روی مگردان . روی خود را بکلی از مردم مگردان و از کسی که دارد با تو سخن می گوید از در توهین اعراض مکن

ولا تمش فی الارض مرحا : و مغرورانه بر روی زمین راه مرو تکبر ممنوع است حتی در راه رفتن و نیز در زمین چون آنانکه بسیار خوشحالند راه مرو اولین نشانه ی بندگان خوب خدا حرکت متواضعانه ی آنهاست .

ان الله لایحب کل مختال فخور : چرا که خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست نمیدارد کسانی را که دستخوش خیلاء و کبرند .

تصعر : از ماده ی صعر در اصل یکنوع بیماری است که به شتر دست می دهد و گردن خود را کج میکند صعر به معنای کج بودن گردن است و تصعیر به معنای گرداندن گردن از نظر هاست .

مرح : بر وزن فرح به معنی غرور و مستی ناشی از نعمت است مرح به معنی شدت خوشحالی و زیاده روی در آن است به معنی خرامیدن و غرور است .

مختال : متکبر و لاف زن از ماده ی خیال و خیلاء به معنی کسی است که با یک سلسله تخیلات و پندارها خود را بزرگ می بیندبه موهومات خیالات و بلند پروازی ها خود را گرفتار نسازیم. علت اینکه کبر را خیلا می گویند به این جهت است که آدم متکبر خود را بزرگ خیال می کند و چون فضیلت برای خود خیال میکند زیاد فخر می فروشد . خود خواه کسی که به خیال برای خود چیزی تصور می کند که در او نیست و اینکه اسب را خیل گویند زیرا در راه رفتن کبر می ورزد 36 نسا

فخور : بسیار مغرور و فخر فروش از ماده ی فخر به معنی کسی است که نسبت به دیگران فخر فروشی می کند تفاوت مختال و فخور در این است که اولی اشاره به تخیلات کبر آلود ذهنی است و فخور اشاره به اعمال کبر آمیز خارجی است .

کسی که مناقب و محاسن خود را از راه کبر و خود نمایی می شمارد فخور است اگر کسی مناقب و محاسن خود را برای اعتراف به نعمت برشمارد فخور نیست بلکه شکور است . 36 نسا

و به این ترتیب لقمان در اینجا به دو صفت زشت و ناپسند که مایه ی از هم پاشیدن روابط صمیمانه ی اجتماعی است اشاره میکند یکی تکبر و بی اعتنایی و دیگری غرور و خود پسندی که هر دو در این جهت مشترکند که انسان را در عالمی از توهم و پندار و خود برتر بینی فرو می برند و رابطه ی او را از دیگران قطع میکنند .

مخصوصا" با توجه به ریشه ی لغوی صعر روشن می شود که این گونه صفات یک نوع بیماری روانی و اخلاقی است یکنوع انحراف در تشخیص و تفکر است و گر نه یک انسان سالم از نظر روح و روان هرگز گرفتار اینگونه پندارها و تخیلات نمی شود .

ناگفته پیداست که منظور لقمان تنها مساله ی روی گرداندن از مردم و یا راه رفتن مغرورانه نیست بلکه منظور مبارزه با تمام مظاهر تکبر و غرور است اما از آنجا که این گونه صفات قبل از هر چیز خود را در حرکات عادی و روزانه نشان میدهد انگشت روی این مظاهر خاص گذارده است .

در انتهای آیه ی 18 سوره ی لقمان آمده است ان الله لا یحب کل مختال فخور زیراکه خداوند هیچ متکبر مغروری را دوست نمی دارد از عامل خشنودی خداوند برای تشویق و از نا خشنودی او برای ترک زشتی ها و گناهان استفاده کنیم .

در آیه ی بعد دو برنامه دیگر اخلاقی را که جنبه ی اثباتی دارد در برابر دو برنامه ی گذشته که جنبه ی نفی داشت بیان کرده می گوید :

و اقصد فی مشیتک و اغضض من صوتک ان انکر الاصوات لصوت الحمیر در رفتارت میانه رو باش و صدایت را فرود آور زیرا بدترین صداها صدای خران است

و اقصد فی مشیک : پسرم در راه رفتنت اعتدال را رعایت کن و اسلام دین جامعی است و حتی برای راه رفتن دستور و برنامه دارد. میانه روی دوری از افراط و تفریط و متانت در راه رفتن سفارش قرآن است .

و اغضض من صوتک : در سخن گفتنت نیز رعایت اعتدال نما و از صدای خود بکاه و فریاد مزن .کلمه ی قصد در هر چیز به معنای حد اعتدال در آن است و کلمه ی غض به معنای نقصان در نگه کردن وصدا کردن است غض صوت به معنای آهسته و کوتاه صدا کردن است صدای خود را کوتاه کنیم از فریاد بیهوده بپرهیزیم و بیانی نرم و آرام داشته باشیم .

ان انکر الاصوات لصوت الحمیر : زیرا نا خوشترین صوت ها صوت خزان است که در نهایت بلندی است با صدای بلند و زشت عطسه نکنید و نیز در سخن گفتن صدای خود را بطور نا خوشایندی بلند نکنیدمگر اینکه در حال دعا یا قرائت قرآن و یا دعوت مردم به سوی خدا باشید . از صداهای معمولی که انسان می شنود از همه زشتتر صدای الاغ میباشد که نعره ها و فریاد های مغروران و ابلهان به آن تشبیه شده است . نه تنها هز نظر بلندی صدا و طرز آن بلکه گاه به جهت بی دلیل بودن چرا که به گفته ی بعضی از مفسران صدای حیوانات دیگر غالبا" به واسطه ی نیازی است اما این حیوان گاهی بی جهت و بدون هیچگونه نیاز و بی مقدمه فریاد را وقت و بی وقت سر میدهد. به هنگام سخن گفتن داد و فریاد نزنید چون بدترین صدا ها صدای بلند خران است پس صدای خود را بلند نکنید.

نکته هایی از این آیه :

1- آداب راه رفتن

درست است که راه رفتن مساله ی ساده ای است اما همین مسئله ی ساده می تواند بیانگر حالات درونی و اخلاقی و احیانا" نشانه ی شخصیت انسان بوده باشد چرا که قبلا" هم گفته ایم روحیات و خلقیات انسان در لابلای همه ی اعمال او منعکس می شود و گاه یک عمل کوچک حاکی از یک روحیه ی ریشه دار است از آنجا که اسلام تمام ابعاد زندگی را مورد توجه قرار دادهع در این زمینه نیز چیزی را فرو گذار نکرده در حدیثی از رسول خدا (ص) می خوانیم : کسی که از روی غرور و تکبر روی زمین راه رود زمین و کسانی که در زیر زمین خفته اند و آنها که روی زمین هستند همه او را لعنت می کنند . در حدیثی دیگر از ایشان می خوانیم پیامبر راه رفتن مغرورانه و متکبرانه را نهی کردو فرمود کسی که لباسی بپوشد و با آن کبر بورزد خداوند او را در کنار دوزخ به قعر می فرستد و همنشین قارون خواهد بود چرا که او نخستین کسی بود که غرور و کبر را بنیاد نهاد .

از امام صادق (ع) : خداوند ایمان را بر جوارح و اعضای انسان واجب کرده و در میان آنها تقسیم نموده است ازجمله بر پاهای انسان واجب کرده که به سوی گناه نرود و در راه رضای خدا گام بردارد و


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله و تحقیق درباره تکبر

دانلود تحقیق کامل درباره اسامی نامهای پسران docx2

اختصاصی از یاری فایل دانلود تحقیق کامل درباره اسامی نامهای پسران docx2 دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 33

 

نام معنی

ارانوس سیاره ارانوس

الیکا مادر زمین - شکوفه - نام دهی در شمال ایران

انوشا خوشحال - جاوید

ارغوان درختی زیبا از تیره پروانه داران با گلهای صورتی و ارغوانی - نام درختی که گل و شکوفه سرخ رنگ می دهد

افسانه ترانه - داستان - قصه - حکایت - سرگذشت

اخـگر پارهآتش

اردا نام کشیشی در زمان ساسانیان

اردشیر بنیانگذارسلسله ساسانیان - اردشیر بابکان

اردلان نام طایف های از ایالات کُردان که در سنندج مسکن دارند

اردوان یکی از شخـصیت های شاهـنامه - نام شاهان پارتی و برادر داریوش اول - نام چند تن از پادشاهان اشکانی - نام پسر بلاش چهارم - نام پسر بیژن نوه گیر - نگهبان درستی

ارژنگ یکی از شخـصیت های شاهـنامه

ارسلان به نام شیر درنده مجازاً مرد شجاع و دلاور - نام پسر طغرل و چند تن از سلاجغه کرمان - نام پهلوان افسانه ای

ارشام نام پدر بزرگداریوش کبیر

ارشاما نام پدر بزرگداریوش اول

ارشان شاهزاده در نزدایرانیان و فرزند اردشیردوم

ارشیا سریرو تخـت

ارشک نام اولین پادشاه سلسله اشکانیان

اسفندیار یکی از شخصیتهای شاهنامه

اشکان نیای سلسله اشکانیان

افشین نام یکی از شاهزادگان ساسانی

امید آرزو

امیر شاه

انوش نام دختر مهرداد ششم - لقب خسرو اول پاشاه معروف ساسانی - جاودان

انوشیروان جاویدان - دارای روان جاوید - لقب خسرو اول پادشاه معروف ساسانی

اوتانا هم پیمانداریوش اول

اورنگ نام عاشقی افسانه ای که معشوقش گلچهره نام داشته است - سریر و تخت - تخت و تاج شاهی

ایرج نام یکی از شخصیتهای شاهنامه

اباذر (ابوذر) از صحابه خاص رسول اکرم (ابوذر غفاری) که در صداقت گفتار زبانزد بود، ابوذر اولین کسی بود که تهیه اسلامی را به حضرت رسول عرض کرد.

اباصلت کنیه اسلامی امام علی بن موسی الرضا که در خراسان همراه آن حضرت بود و مدفن زیارتگاه زائرین مشهد مقدس است

ابتهاج مسرت - شادمانی - شاد گردیدن - شادی

ابراهیم نام پیغمبری که به ضیل الله معروف است، پدر حضرت اسماعیل و در صد و هفتاد سالگی درگذشت - پدر عالی

ابرهام به معنی طبیعت است، نام فرشته ای که تدبیر کننده عالم است و نام حضرت ابراهیم

ابن سینا ابوعلی سینا - حکیم بزرگ ایرانی در 1000 سال پیش - فیلسوفی نامدار و پزشکی عالی مقدار بود از آثار او کتاب شفا، انصاف و قانون است

ابوبکر از صحابه بزرگ پیامبر (ص) اسلام و اولین خلفای راشدین (نام امام زین العابدین (ع))

ابوالحسن کنیه امیرالمؤمنین است بواسطه فرزندش امام حسن - پدر نیکو - پدر حسن

ابوالفتح در لغت به معنی پدر پیروزی و نام پسر ارشد کریم خان زند

الوالفرج شاعر اصفهانی و بزرگترین اثر او کتاب سرودها است در لغت به معنی پدر رهایی و گشایش

ابوالفضل کنیه حضرت عباس برادر امام حسین و فرزند حضرت علی - پدر دانش - خداوند هنر - صاحب فضل - نام امام رضا (ع)

ابوالقاسم کنیه حضرت محمد و حضرت مهدی امام دوازدهم - پدر قسمت کننده

ابوجعفر کنیه امام محمد باقر (ع) و امام محمد جواد (ع) می باشد

ابوریحان محمد بن احمد خوارزمی بیرونی از مهندسین و بزرگان علوم ریاضی بود

ابومسلم خراسانی - بعضی ها او را فرزند بزرگمهر بختگان دانند

ابوطالب یا عمران - پدر حضرت علی (ع) و عموی پیامبر (ص) بود نام وی عبد مناف و شغلش تامین آب و خوراک زائرین حرا بود

اتابک مربی - اتا به معنی پدر - ادب آموزنده - نگاهدارنده

اتحاد یکرنگی - وحدت - یکی شدن

احد یگانه فرد - نام باریتعالی - یکتا - یگانه (نام حضرت علی (ع))

احسان نیکویی کردن - بخشش - خوبی - نیکی (حضرت امام حسن و امام زمان (ع))

احمد حمیدتر - نامی از نامهای حضرت محمد - ستوده تر - بغایت ستوده

اختر بخت و طالع - نام فرسته ایست موکل کره زمین - درفش و علم - کوکب - ستاره - نام گلی

ادریس نام یکی از پیامبران (ص) در قرآن مجید است و از جهت درس گفتن به این نام مشهور است و علوم نجوم را او به مردم تعلیم داد

ادیب خداوند ادب - سخندان - با ادب - زیرک

ارجمند قیمتی - دانا - بلند مرتبه - باارزش - بزرگمهر

اردشیر نام پسر بزرگ شاپور ذوالاکتاف - شهریاری - مقدس - شیر خشمناک

ارس رودی در آذربایجان - نام دختر در بین ارامنه - نام شاهزاده ای در قبچان

ارسطو نام حکیم بزرگ یونان که شاگرد افلاطون و مربی اسکندر بود و او را معلم اول خوانده اند

ارشاد راهنمایی - راه نمودن

ارشمیدس نام حکیمی یونانی در زمان اسکندر مقدونی - نام ریاضیدان معروف یونان

ارمان آرزو - کمال مطلوب - حسرت خوردن

ارمیا پیغمبری در بنی اسرائیل در زمان بخت النصر که گفته بود

ارمین یکی از پسران کیقباد و برادر کوچک کاووس که او را کی آرمین نیز گفته اند

اروین تجربه - امتحان - آزمایش

استوار امین - معتمد - پایدار - برقرار

اسحاق نام پسر حضرت ابراهیم و ساره - خشک شدن - کهنه شدن

اسد فرزند هاشم و پدر فاطمه و مادر امیرالمؤمنین - برج پنجم از برج دوازده گانه فلکی - شیر بیشه - شیر درنده

اسدالله لقب حضرت علی (ع) که توسط پیامبر (ص) به ایشان اعطا شد - شیر خدا

اسرافیل نام فرشته مقرب خداوند

اسعد نام چند تن از فضلا و شاعران و نویسندگان - نیکبخت تر - سعید

اسفندیار قدرت و لطف یزدان نام پدر بهمن و قهرمانی در شاهنامه - نام پسر گشتاسب - آفریده پاک

اسکندر نام پادشاهی عالم گیر و فرزند دارا و نوه فیلقوس که نام مادرش ناهید بود - یاور و یاری کننده مرد

اسماعیل پسر حضرت ابراهیم و هاجر که از طرف خدا قرار شد که بدست پدرش ذبح شود

اشتر آنکه پلک چشم او باز گردیده باشد - از سرداران شجاع سپاه اسلام بود و عاقبت مسموم شد

اشراق درخشیدن - روشن کردن - تابیدن

اشرف نام زنان - مهتر - شریف تر (نام پیامبر (ص))

اصغر خردتر - کوچک - کوچکتر

اصلان شیر بیشه - به معنی شیر درنده و نام اشخاص

اصیل نجیب - خداوند اصل و صب و نسب و بزرگ - صاحب نسب

اطلس نام زنی شاعره که در عصر امیر خسرو بود - ساده - دیبا - پرنیان

اظهر روشن تر - آشکارتر - ظاهرتر

اعتصام بازمانده از گناه به لطف پروردگار - پناهنده و متوسل شدن

افراسیاب مهیب و مخوف - نام پادشاه داستانی ترکستان باستان همواره براه رونده - یکی از سه فرزند فریدون - فرزند شنگ پادشاه توران

افرنگ تخت پادشاهان - اورنگ - فر و حشمت - تخت - زیبایی

افروز نامی هم برای زن و هم برای مرد - نور دهنده - روشن کننده

افشین سردار ایرانی قائد لشکر معتصم که در آخر عمر گرفتار و به دار آویخته شد نام شخصی کریم و صاحب همت

افضل اشرف - داناتر - فاضل تر - سرآور - برتر

افلاطون نام حکیم بزرگ یونانی که شاگرد سقراط و معلم بود از شاگردان فیثاغورث بود که با سقراط می کرد

اقبال دولت - عباس اقبال آشتیانی از محققین بزرگ و مشهور معاصر است - شانس - روی به چیزی آوردن - بخت و طالع

اقلیدس به یونانی کلید هندسه - ریاضی دان یونانی

اکبر کبیر - مهین - نام یکی از پادشاهان گورکانی هند - بزرگتر - سالمندتر

البرز نام پهلوانی است و نام رشته جبالی در شمال ایران - کوه بلند

الوند کوه معروفی در همدان - تیز و تند

الیاس نام یکی از انبیای نبی

ام کلثوم فرزند سوم محمد و خدیجه کبری علیه السلام (نام حضرت زینب (س))

امجد بزرگتر

امید انتظار - چشم داشت - آرزو

امیر خلیفه - پادشاه - فرمانروا (نام حضرت علی (ع))

امین لقب حضرت محمد (ص) - صادق - راستگو - امانت دار - نام امام علی النقی (ع)

اندرز وصیت - نصحیت - پند

اندیشه بیم - ترس - خیال - فکر

انور روشن تر - درخشان تر

اوژن افکننده - شکست دهنده دشمن

اوستا بنیاد - اساس - کتاب دینی زرتشت

اویس از یاران پیغمبر (ص) در صدر اسلام

ایاز نام غلامان سلطان محمود غزنوی - نسیم شب - شبنم

ایثار مقدم داشتن دیگران - عطا کردن - بذل کردن

ایزد خداوند

ایشا نام پدر حضرت داود (ع)

ایلیا نام امیرالمؤمنین (ع) در تورات - نام یکی از پیامبران بنی اسرائیل

ایما اشاره کردن - کنایه

ایمان عقیده داشتن - اعتقاد داشتن

ایمن در امان - محفوظ

ایوب نام پیامبری در بنی اسرائیل - در لغت به معنی برگشت به سوی خداوند است

ابو ابراهیم پدر ابراهیم (نام پیامبر (ص))

ابو الطیب سرچشمه پاکی ( نام پیامبر (ص))

ابو عبدالله پدر عبدالله (حضرت امام حسین (ع))

ابو علی پدر علی (نام امام موسی کاظم (ع))

ابو تراب پدر خاک (نام حضرت علی (ع))

ابو اسماعیل پدر اسماعیل (نام امام جعفر صادق (ع))

ابوالحسین پدر حسین (ع)(نام حضرت علی (ع))

ابوالطاهر پدر طاهر (نام پیامبر (ص))

ابوالفضائل پدر فضیلتها، صاحب برتری ها (نام پیامبر (ص))

ابوالمظفر پیروزمند (نام پیامبر (ص))

ابوالمکارم صاحب بزرگواریها (نام پیامبر (ص))

ابوالنصر یاور - یاریگر (نام پیامبر (ص))

ابو صالح پدر صالح (نام امام زمان (عج))

ابو محمد پدر محمد (حضرت امام حسین (ع))

ابو موسی پدر موسی (نام امام جعفر صادق (ع))

امین الرحمن امانتدار خداوند مهربان (حضرت امام حسین (ع))

امین الله امانتدار خداوند (نام پیامبر (ص))

ایزدشناس خداشناس (نام امام زمان (عج))

ایزدنشان نشان خدا (نام امام زمان (عج))

ب

بوبک دختر و دوشیزه - هدهد - نام مرغ حضرت سلیمان

بانو خانم، عروس، کلمه احترام درباره زنان - ظرف گلاب - بی بی - خاتون خانم

بلور کریستال - نوعی از جواهر معدنی است - سنگیست سفید و شفاف

بهار نام گلی زرد رنگ - شکوفه گل هر درخت - خانه طلا کاری - سه ماه اول سال - زیبایی - تبخانه چین

بهارک بهار کوچک - نام دختران - با طراوت

بهناز خوش ناز - بهترین نورسته - نیکو نهال

بهرخ نیک روی - خوب چهره

بابک یکی از شخصیت های شاهنامه، مصغر باب به معنی پدر کوچک، پدر، نوعی فیروزه، استوار و امین، پدر اردشیر، پرورش دهنده

باربد نام نوازنده نامی دربار خسرو پرویز

بامداد صبحگاهان - پدر مزدک - آفریده فروغ - بخشیده روشنائی

بامشاد نام نوازنده نامی دوران ساسانیان

بامین روشن ، درخشان ،نورانی

بردیا نام یک شاهزاده(برادر کمبودجیه پسر کوروش)

برزن نام پهلوان ایرانی، نام پسر گرشاسب

برسام یکی از سرداران یزدگرد ساسانی - به معنای آتش بزرگ

برنا جوان - خوب و نیک - شاد و نوچه اول عمر - ظریف

بروز بلندبالا، نام پسر سهراب

بهآئین به دین

بهبد نگهبان

بهراد جوانمرد و نیکو - نیکی بخش

بهرام وهرام - نام چند تن از شاهان ساسانی - نام ستاره مریخ


دانلود با لینک مستقیم


دانلود تحقیق کامل درباره اسامی نامهای پسران docx2

معنی نوع دوستی و محبت به نظر کنفوسیوس

اختصاصی از یاری فایل معنی نوع دوستی و محبت به نظر کنفوسیوس دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 16

 

معنی نوع دوستی و محبت به نظر کنفوسیوس

کنفوسیوس مربی و دانشمند بزرگ چین در تدریس روش خاصی داشت. شاگرانش جداگانه مطالعه می کردند و هروقت مشکلی برایشان پیدا می شد یا سوالی داشتند با استاد در میان می نهادند و کنفوسیوس ایشان را راهنمائی می کرد و جواب پرسششان را می داد. روزی یکی از شاگردان از او پرشید: استد بفرمایید معنی مهر و محبت و نوع دوستی چیست؟ کنفوسیوس جواب داد: معنایش مردم دوستی است.

روز دیگر شاگرد دیگری همین سوال را مطرح ساخت و کنفوسیوس جواب داد: نوع دوستی و محبت به معنای آنست که آنچه برخود روانمی داری بردیگران نیز نپسندی. روز سوم شاگرد دیگری سوال مذکور رامکرر کرد و کنفوسیوس جواب داد : به معنای آنست که انسان باید بتواند جلوی خود را بگیرد و همه اعمالش آمیخته به ادب باشد.

شاگردانی که در کنار استاد بودند، از این جوابهای مختلف به سوال واحد، تعجب کردند و به او گفتند: ای استاد! سوال یکی بود چرا جوابهای گوناگون به آن دادید؟ کنفوسیوس جواب داد: بلی سوال یکی بود، اما سوال کننده یکی نبود. کسانی بودند با تفکرات و نظرات مختلف، و من به هر کدام برطبق حالات و تفکراتش جواب دادم.

اندازه سخن ، شاگردی از استاد موجائی فیلسوف بزرگ چین از اندازه سخنگوئی پرسید. استاد جواب داد: اندازه سخن، به جا بودن سخن است. اگر حرف به جا باشد، بسیار بودنش عیب ندارد،اما اگر بیجا باشد یک کلمه آن هم خارج از اندازه است. قورباغه تمام روز به بانگ بالند آواز برمی آورد، اما فقط باعث درد سر و بیزاری مردم می شود، در حالیکه خروس فقط در سپیده دم آواز خوش و نزم برمی آورد و مردم سراسر جهان به آواز و به فرمان او از جا برمی خیزند و از خواب نوشین بامدادی دل برمی دارند.

 

 

ـ طریق وصول به محبت الهى

 محبت الهى و راه رسیدن به آن

 

«یا مُحَمَّدُ؛ وَجَبَتْ مَحَبَّتی لِلْمُتَحابّینَ فیّ وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتی لِلْمُتَقاطِعینَ(1) فیّ وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتی لِلْمُتَواصِلینَ فیّ وَ وَجَبَتْ مَحَبَّتی لِلْمُتَوَّکِّلینَ عَلَىَّ وَ لَیْسَ لَِمحَبَّتی عَلَمٌ وَ لا نِهایَةٌ وَ کُلَّما رَفَعْتُ لَهُمْ عَلَماً وَضَعْتُ لَهُمْ عَلَماً...»

 

خداى متعال رسولش را مورد خطاب قرار داده، مى فرماید: محبّت من بر چهار دسته از مردم واجب است (این وجوب از قبیل وجوب تکلیفى نیست، بلکه ثبوت قطعى محبّت خدا را مى رساند):

دسته اول: کسانى که یکدیگر را به جهت من دوست داشته باشند.

دسته دوم: کسانى که براى من از دوستى وارتباط با کسانى که نمى پسندم، دست بردارند و رابطه خود را با دشمنان من قطع کنند. به دیگر سخن، اگر بر اساس هواى نفس و بر خلاف رضاى پروردگار ارتباطى بین آنها برقرار شد، به انگیزه عشق به خدا چنین پیوند و ارتباطى را قطع کنند.

دسته سوم: افرادى که به جهت من با یکدیگر رابطه برقرار کنند (و اگر چنانچه کدورت و تیرگى بینشان وجود دارد، آن را فراموش کنند و در ایجاد ارتباط و پیوند همه جانبه تلاش و همت نمایند.)

دسته چهارم: گروهى که بر من توکل داشته باشند.

پیداست که خداوند در مقام برانگیختن افراد به سوى کارهایى است که موجب سعادت و تقربشان به اوست. البته کسى برانگیخته مى شود که به خداوند محبّت

 

1- در نسخه ارشادالقلوب دیلمى، (باب 54) «المتعاطفین» ضبط شده است.

داشته باشد، نه آنکه بى تفاوت و غافل باشد. براى کسى که واقعاً به محبّت خداوند دست یافته است، محبّت خداوند نزد او بیشتر ارزش دارد از کسى که در بیابان راه را گم کرده و زاد و توشه اش تمام شده و در آستانه مرگ است و انتظار مى کشد تا نان و آبى به او برسانند و او را از سرگشتگى در بیابان و گمراهى نجات دهند. چون کسى که در آستانه مرگ و از دست دادن زندگى زودگذر دنیاست و آرزو دارد چند روز دیگر زنده بماند، مى خواهد راه را پیدا کند تا چند صباحى دیگر در این دنیا زندگى کند و این هرگز قابل مقایسه با ارزش و اهمیّت محبّت خدا به بنده اش نیست که از هر جهت مفید و ثمربخش و سازنده و در عین حال جاودانه است.

پر واضح است که بشر تلاش مى کند تا در این دنیا محبّت دیگران را به خود جلب کند، و البته همت ها متفاوتند: افراد بلند همت درصددند که در دل مردم جاى گیرند، دیگران به آنها محبّت و عنایت داشته باشند؛ ولى اهل آخرت تنها به این نوع محبّت بسنده نمى کنند و در تکاپوى کسى هستند که محبّتش بیش از همه جهان، فایده و ارزش دارد و براى تحصیل و دست یابى به آن از همه چیز و همه دنیاى خود مى گذرند. ولى افسوس که جز براى اندکى، ارزش محبّت الهى ناشناخته است.

پى بردن به اهمیّت محبّت خدا، به نوبه خود درجه اى از شناخت و معرفت ذات اقدس خداوند است و لااقل با این حد از معرفت، ما دچار جهل مرکّب نشده ایم. حال وقتى تا این حد این معنا را درک کردیم، باید در جهت تحصیل چنین امر عظیم و ارزش مندى همّت گماریم و در این راه از همه امکانات خود بهره جوییم، تا محبّت الهى به معناى واقعى در ما پدید آید.

اینکه در این حدیث شریف آمده است: «وَجَبَتْ مَحَبَّتی لِلْمُتحابین فیّ» (کسانى که یکدیگر را به جهت من دوست داشته باشند، محبّت من بر آنان واجب مى گردد)، بدان جهت است که دوست داشتن یکدیگر در واقع محبّت ورزیدن به خداست،

چه آن که دوستى با دوستان خدا، نوعى اظهار مودت و محبّت به خداوند است. طبیعى است اگر محبّت به کسى یا چیزى تعلق گرفت به متعلقات او نیز سرایت خواهد کرد، اگر کسى به خدا علاقه داشت به مقربان و نزدیکان او نیز علاقه مند است و این از آثار تکوینى محبّت است، زیرا نمى توان به کسى محبّت داشت، اما نسبت به آثار و متعلقات او بى تفاوت بود. از این رو اگر شخصى به خداوند محبّت داشت به هر که به خدا نزدیکتر است، بیشتر محبّت خواهد ورزید ولذا چنین افرادى در وهله اول به وجود مقدس پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) و ائمه اطهار(علیهم السلام) محبّت مى ورزند و سپس به شیعیانى که به آنها نزدیکترند و راه آنان را بهتر از دیگران پیموده اند و به دستورات و فرامین آنها بیش از دیگران عمل مى کنند.

 

طریق وصول به محبّت الهى

هر کس بر اساس ایمان به خدا، به دیگران محبت داشته باشد و دیگرى را به جهت عبودیت و بندگى او در برابر خدا و به سبب تقوى و پرهیزگاریش، دوست بدارد، باید به خود امیدوار باشد، چون محبّت بندگان و دوستان خدا وسیله اى است که انسان را به راه خدا مى کشاند و از آنچه او را از خدا و دوستان خدا دور مى کند باز مى دارد. افزون بر این، با عمل خویش، محبّت خداوند را تحصیل خواهد کرد و به آرزوى دیرینه خود دست مى یابد؛ زیرا تنها آرزوى هر محب این است که محبوبش نیز به او محبّت داشته باشد. بدین جهت خداوند، در قرآن کریم درباره تحصیل محبّت الهى و یا اینکه چگونه انسان مى تواند محبوب خدا شود، مى فرماید.

«اِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونى یُحْبِبْکُمُ اللّهُ»(1)

اگر خدا را دوست دارید پس از دستورات من پیروى کنید تا خدا نیز شما را دوست بدارد.

 

1- آل عمران/29.

حال اگر کسى در تکاپوى وصول به محبّت الهى است طریق آن، تمسک به راه پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله) است، باید راه او را تعقیب کرد تا همانگونه که او حبیب الله است و خدا او را دوست مى دارد، با پیروى او، شعاعى از محبّتى که خدا به پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)دارد به ما نیز بتابد. بنابراین یکى از مهمترین راههاى جلب محبّت خدا، ارتباط نزدیک با رسول خداست، چون او محبوب مطلق خداست و شاید بتوان گفت، سایر محبّتهاى خدا در سایه محبّتى است که به این محبوبش دارد. این سخن گزافى نیست؛ چرا که همه موجودات امکانى در موجودى که از همه کامل تر است جمعند، بالطبع چنین موجودى، اصالتاً و در بادى امر مورد محبّت و توجه خدا قرار مى گیرد.

پس باید سعى کرد دوستى با دیگران براساس رابطه آنها با خدا باشد و باید افرادى را که پیوند و ارتباطشان با خدا و رسولش قویتر است شناسایى کرد و با آنان رابطه برقرار ساخت، تا محبّت الهى محقّق گردد.

از سوى دیگر، حتى المقدور باید ملاک محبّتهاى دنیوى و جاذبه هایى را که تنها مربوط به این جهان است، از دلمان دور سازیم، چون اگر بر سر امور دنیوى و لذّتهاى دنیوى و ملاکهاى ارزشى آن، به یکدیگر محبّت کنیم، دل ما مملوّ از محبّتهایى خواهد شد که از سنخ محبّت دنیوى است و دیگر جایى براى محبّت الهى باقى نمى ماند.

انسان بطور طبیعى به چیزى که داراى کمال است، علاقه مى ورزد، ولى اگر توجه اش به چیز کامل ترى جلب گردید، رفته رفته از امور فروتر، چشم مى پوشد و محبّت آنها از دلش خارج مى شود. براى اینکه محبّتهاى الهى به دل انسان راه یابد و محبّتهاى دنیوى رخت بربندد، باید کمالى را که فراى دنیا و امور دنیایى است، شناخت و پى برد که سرچشمه و مبدء همه کمالات؛ کمالات را در حد بى نهایت

داراست و هر جمال و کمالى که موجب محبّت و علاقه مى شود، در حد بى نهایت در او وجود دارد.

از آنجا که در ابتدا معرفتهاى ما از طریق امور مادى به دست مى آید، در آغاز آفرینش و شروع زندگى و نیز درگذر آن، به امور دنیوى بیشتر تعلق داریم. گرچه انسان هاى معصوم از آغاز به امور معنوى توجه


دانلود با لینک مستقیم


معنی نوع دوستی و محبت به نظر کنفوسیوس

تحقیق درباره یا می دانید معنی لغوی قران چیست

اختصاصی از یاری فایل تحقیق درباره یا می دانید معنی لغوی قران چیست دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق درباره یا می دانید معنی لغوی قران چیست


تحقیق درباره یا می دانید معنی لغوی قران چیست

دسته بندی : علوم انسانی _ معارف اسلامی ، دینی

فرمت فایل:  Image result for word ( قابلیت ویرایش و آماده چاپ

حجم فایل:  (در قسمت پایین صفحه درج شده )

فروشگاه کتاب : مرجع فایل 

 


 قسمتی از محتوای متن ...

آیا می دانید معنی لغوی آیات قران چیست ؟ قران در اصل مصدر است به معنی خواندن . چنانکه در بعضی ار ایات معنای مصدری مراد است مثل « ان علینا جمعه و قرانه فاذا قراناء فا تبع قرانه » سپس قران علم است ( اسم خاص ) برای کتاب حاضر که بر حخرت رسول ( ص ) نازل شده است به اعتبار انکه خواندنی است . قران کتابی است خواندنی باید انرا خواند و در معانیش دقت و تدبر نمود . بعضی ها قران را در اص به معنب جمع گرفته اند که اصل ( قرء ) به معنی جمع است دز این صورت می توانید بگویید قران یعنی جامع حقایق و فرموده های الهی . و نیز گفته انداز آن جهت قران نامیده می شود که سوره ها را جمع نموده آنها را به یکدیگر می پیوندد . وَإنَّکَ لَتُلَقَّی الْقُرْآنَ مِنْ لَدُنْ حَکِیمٍ عَِلیمٍ. (ششمین آیه، از سوره نمل: بیست و هفتمین سوره، از قرآن کریم.) (و حقّاً و حقیقتاً بر تو آیات قرآن، از جانب خداوند حکیم و علیم، إلقآء می‌شود!) در معنای‌ قرآن‌ و فرقان‌ حضرت آیة الله علّامه طباطبائی قدس الله نفسه در تفسیر فرموده‌اند:قُرْأنْ اسم است برای کتاب الهی به اعتبار آنکه خوانده میشود، و قرآئت میگردد.ومعنای تَلْقِیَه مصدر تَلَقِّی با معنای تلقین نزدیک است. و نکره آوردن حکیم و علیم برای تعظیم‌ است. و تصریح به‌ آنکه ‌این قرآن، از نزد خداوند متعال است؛ برای آنستکه: حجّت برای رسالت باشد؛ و نیز برای تأیید معارفی که گذشت؛ و برای صحّت داستانهای أنبیاء علیهم السلام که بعداً بیان میکند. و اختصاص دادن نزول را از ناحیه این دو اسم گرامی (حکیم وعلیم) برای آنست که بفهماند: قرآن از منبع و سرچشمه حکمت فرود آمده است. و بنابراین هیچ قدرت علمی و شکننده‌ای نمیتواند آنرا نقض کند و بشکند؛ و هیچ توانی نمیتواند آنرا سُست بنماید. قرآن منبع علم است. نه أخباری که میدهد، تکذیب می‌شود؛ و نه حکم و قضائی را که ‌میآورد، مورد ایراد و تخطئه قرار میگیرد.)[1] قرآن ازماده‌ قَرَءَ یَقْرَءُ قَرَاءَهً و قُرْأنَاً، یعنی جمع کردن و ضمّ نمودن بعض از چیزی است با بعضی دیگر. و چون در وقت خواندن، انسان حروفات مختلفه را جمع میکند و با ضمّ بعضی به بعضی دیگر، کلمه پیدا می‌شود. و سپس‌ کلام و عبارت پدید می‌آید، لهذا به ‌سخن گفتن و خواندن، قرآئت گویند. قرآن مصدر از این باب است؛ و عَلَم نهاده‌اند برای کتاب آسمانی مسلمانان که برپیغمبر اکرم صلّی الله علیه وآله وسلم‌ نازل شده است. و بدینجهت قرآن نامیده شده است که: عقآئده حقّه واقعیّه و احکام ‌و مواعظ و قصص در آن جمع شده است. بعضی از علمآء رضوان الله علیهم گفته‌اند: علّت تسمیه قرآن به قرآن، آنستکه: در میان ‌جمیع ‌کتب آسمانی، قرآن ‌است‌ که‌ در آن‌ ثمره ‌تمام ‌آن کتب، بلکه ثمره ‌جمیع ‌علوم حقّه در آن جمع است؛ و تفصیل هر چیزی را میتوان در آن مشاهده نمود؛ همچنانکه میفرماید: لَقَدْ کَانَ فِی قَصَصِهِمْ عِبْرِةً لِاُولی الْألْبَابِ مَا کَانَ حَدِیثاً یُفْتَرَی وَلَکِنْ تَصْدِیقَ الَّذِی بَیْنَ یَدَیْهِ وَتَفْصِیلَ کُلِّ شَی

تعداد صفحات : 13 صفحه

  متن کامل را می توانید بعد از پرداخت آنلاین ، آنی دانلود نمائید، چون فقط تکه هایی از متن به صورت نمونه در این صفحه درج شده است.

پس از پرداخت، لینک دانلود را دریافت می کنید و ۱ لینک هم برای ایمیل شما به صورت اتوماتیک ارسال خواهد شد.

 
« پشتیبانی فروشگاه مرجع فایل این امکان را برای شما فراهم میکند تا فایل خود را با خیال راحت و آسوده دانلود نمایید »
/images/spilit.png
 

دانلود با لینک مستقیم


تحقیق درباره یا می دانید معنی لغوی قران چیست