یاری فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

یاری فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

پاورپوینت درباره حقوق و تکالیف مردم در قانون مدیریت خدمات کشوری

اختصاصی از یاری فایل پاورپوینت درباره حقوق و تکالیف مردم در قانون مدیریت خدمات کشوری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : پاورپوینت

نوع فایل :  .ppt ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد اسلاید : 23 اسلاید


 قسمتی از متن .ppt : 

 

1

حقوق و تکالیف مردم در قانون مدیریت خدمات کشوری

2

حقوق و تکالیف مردم در قانون مدیریت خدمات کشوری

دوره آموزشی نظارت وکنترل در نظام اداری

اداره کل دامپزشکی خراسان جنوبی

مقدمه

در نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک نظام مردم سالار ومردم مدار حکومت از آن مردم است ومردم مستقیما در سرنوشتشان ودرتعیین ارکان نظام دخالت دارند وبر همین اساس است که در مراجعه به دستگاهها به آنان ارباب رجوع گفته می شود واین حکایت از ارزش وجایگاه مردم در نظام اداری دارد . لذا درچنین شرایطی میبایست متناسب با این نقش ، قوانین ومقرراتی وضع گردد که به خوبی حقوق مردم را استیفا نماید .

4


دانلود با لینک مستقیم


پاورپوینت درباره حقوق و تکالیف مردم در قانون مدیریت خدمات کشوری

آمریکا و خیزش اسلامی مردم ایران

اختصاصی از یاری فایل آمریکا و خیزش اسلامی مردم ایران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 23

 

امریکا و خیزش اسلامی مردم ایران

رژیم شاه بعد از کودتای 28 مرداد 1332 هـ. ش (1953 م)، همواره یکی از متحدین امریکا در منطقة خلیج فارس به حساب می‌آمد. و هنگامی که کارتر زمام امور امریکا را به دست گرفت، چون وجهة بین المللی ایالات متحده خدشه‌دار شده بود، بر اساس شاه با انتصاب جمشید آموزگار به جای هویدا، دست به کار اصلاحات شد و تعدادی از زندانیان سیاسی را آزاد کرد. امریکا هم به پشتیبانی خود از آن رژیم ادامه داد و بالاخره با سرشاه به امریکا در آبان ماه 1356 هـ.ش (1977م) این روابط مستحکم‌تر شد.

به دنبال شروع و گسترش مجدد نارضایتی‌های داخلی در ایران از نیمة دوم سال 1356 هـ.ش (1977م)، امریکایی‌ها بحران ایران را زودگذر تلقی می‌کردند و با توجه به مجموعه‌ای از پیوندها و ملاحظات استراتژیک میان شاه و امریکا در طی سی و هفت سال سلطنتش، اطمینان داشتند که شاه می‌تواند بحران را پشت سر بگذارد. گزارشاتی که امریکایی‌ها از اوضاع ایران تهیه می‌کردند، عدم تفکر جدی برای «ایران بعد از شاه» را گواهی می‌کرد.

قبل از بررسی موضع ایالات متحده در قبال بیداری اسلامی مردم ایران، ذکر نکته‌‌ای ظریف، به شناخت دقیق از مواضع امریکا کمک خواهد کرد. مطلبی که راجع به عملکرد امریکا در برابر انقلاب اسلامی قابل ذکر است، طرز تفکر و بدراشت جناح حاکم بر امریکا از انقلاب اسلامی و همچنین تدابیر آنها در برابر قیام مردم است.

در رابطه با تدابیر سران کاخ سفید دو طرز تفکر در امریکا وجود داشت. طرز تفکر اول که در رأس آن برژینسکی مشاور امنیته ملی کارتر قرار داشت و سرکوبی افراطی قیام مردم، اقدام قاطع برای اعادة نظم و پس از آن مساعی محتاطانه برای ایجاد فضای بازتر را برای حفاظت از منافع امریکا تجویز می‌کرد. طرز تفکر دیگر که در رأس آن سایروسونس وزیر امور خارجه و ویلیام سولیوان سفیر امریکا در تهران قرار داشتند، بر اساس نظریة «پیشبرد دموکراسی» حفظ منافع امریکا را در سازش بین نیروهای انقلابی و لزوم خارج شدن شاه و بسیاری از فرماندهان و افسران ارشد از صحنة مذاکره با مخالفین میانه روی امریکا برای جلوگیری از رادیکال‌تر شدن انقلاب و انتخاب شخص معتلی به جای شاه می‌دانستند. این طرز تفکر جناح دمکرات حاکم بر امریکا بود. گر چه در هنگام اجرا یکی از تفکرات دو حزب جمهوری خواه و دمکرات اجرا می‌شد و طرف دیگر ملزم به اطلاعات بود؛ یعنی شیوه عمل واحد بود.

شیوة برخورد سردامداران کاخ سفید با خیزش اسلامی مردم ایران برگفته از همان طرز تفکر اول بود. این تفکر تا زمانی ملاک عمل قرار می‌گرفت که گزارش‌های «سیاه» و وزارت دفاع امریکا «پنتاگون» از اوضاع ایران خوش‌بینانه بود. نمونة این گزارش‌ها، یک گزارش بیست و دو صفحه‌ای تحت عنوان «ایران بعد از شاه» بود که توسط وزارت امور خارجه و سیا تهیه شده بود و زودگذر بودن بحران جاری را گواهی می‌کرد. در گزارش سیا که در شهریور ماه 1357 هـ. ش (1978 م) تهیه شده بود این چنین آمده بود:

ایران نه فقط در شرایط انقلابی قرار ندارد، بلکه حتی آثار و علایمی از نزدیک بودن شرایط انقلاب هم در آن به چشم نمی‌خورد.

پشتیبانی امریکا از رژیم شاه که در لحظات ساس قیام مردم صورت می‌گرفت تا اواسط دی ماه 1357 هـ.ش (1978 م) یعنی نزدیک چهل روز به پیروزی انقلاب مانده، ادامه پیدا کرد مکالمة تلفنی کارتر و وزیر خارجه‌اش با شاه در 19 شهریور 1357 هـ. ش و اعلام حمایت جدی از شاه، یه معنی صحه گذاردن بر اقدامات وی در کشتار مردم ایران در 17 شهریور همان سال بود. همیچنین پشتیبانی امریکا از شاه قبل از حوادث 13 آ‎بان باعث شد که شاه با پشتگرمی امریکایی‌ها، تظاهرات 13 آبان را سرکوب کند و بعد از آن با پشتیبانی کاخ سفید، دولت نظامی را حاکم نماید. نمونة دیگر حمایت کارتر از شاه در اوج انقلاب، دیدار ولیعهد ایران با کارتر در آبان 1357 هـ.ش در کاخ سفید بود که در این دیدار کارتر بر حمایت امریکا از شاه تأکید ورزید. علاوه بر این، کارتر در این سال در پیامی به مناسبت سالگرد تولد شاه، حمایت از رژیم پهلوی را جزء جدایی ناپذیر سیاست خارج امریکا اعلام کرد.

رفته‌رفته اتخاذ تدابیر امریکا در قبال قیام اسلامی مردم ایران بر اساس طرز تفکر اول کمرنگ‌تر شد. از آذرماه 1357 (1978 م) شخصیت‌ها و مقامات سیاسی امریکا نظیر مایکل بلومنتال وزیر خزانه‌دار یو رابرت بیرد رهبر اکثریت سنای امریکا به همراه


دانلود با لینک مستقیم


آمریکا و خیزش اسلامی مردم ایران

مقاله درباره مردم شناسی رشته جامعه شناسی

اختصاصی از یاری فایل مقاله درباره مردم شناسی رشته جامعه شناسی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 65

 

موضوع تحقیق:

مردم شناسی

فهرست مطالب

عنوان:

چکیده

مقدمه

جامعه شناسی،انسان شناسی،مردم شناسی

مردم شناسی ازلحاظ آئین مذهبی وگویش ونژاد

منابع

چکیده :انسان شناسیِ جدید را باید تا اندازة زیادی حاصل مشترک تحول علوم اجتماعی به طور عام و دگرگونیِ مردم شناسیِ اروپایی با پیشینة 150 ساله و چهار نسل پی در پی از اندیشمندان در آن دانست. نسل نخست که عمدتاً مردم شناسانِ اسنادی و اصطلاحاً « کتابخانه ای » نام گرفته بودند، رسالتی بیشتر بنیانگذار و رده شناختی بر دوش داشتند. نسل دوم که تأکید بیش از اندازه ای بر میدان و رویکرد از درون (اسیک) داشتند و به سختی دستاوردهای نسل اول را به زیر پرسش بردند. نسل سوم که در عین پذیرش رویکرد میدانی به مثابة محور پژوهشی به بازشناسیِ دستاوردهای نسل نخست بازگشتند، و سرانجام نسل چهارم که از دهة 60 قرن بیستم وظیفة بسیار دشوارِ بازسازی و نوسازیِ رشته و ورود به عرصة شهری و جوامع مدرن را برعهده گرفتند و توانستند انسان شناسی را در مفهوم مدرن آن به علمی پویا و رو به گسترش تبدیل نمایند. در ایران، پیش از تاریخ انسان شناسی، گسترة بزرگی از بینش مردم نگارانه را در ادبیات مکتوب و سنت های شفاهیِ مردمی نشان می دهد که با تشکیل دولت مدرن از ابتدای قرن بیستم، در دو شاخة موازیِ دانشگاهی و غیردانشگاهی رو به رشد گذاشتند. از این دو، سهم حوزة دانشگاهی همواره کمتر بوده و رابطه ای منطقی و پویا میان دو بخش وجود نداشته است. امروز در حالی که ضرورت گذار از محوریت مردم نگارانه و محدودیت حــوزه های مردم شناسی به جوامع غیرشهری و ورود آن به عرصة شهری (که بیش از 60 درصد جمعیت کشور ما را دربرمی گیرد) احساس می شود هنوز تا نوسازی و بنیانگذاریِ انسان شناسی به مفهوم یک علم جدید، فاصلة زیادی وجود دارد. در این میان، دو هدف میان و دراز مدت کاملاً مشهود است: نوسازی دانشگاهی رشته در حوزه های پژوهش و آموزش و ایجاد رابطه ای منطقی و تلاش برای سازماندهیِ بیشتر و بالابردن کیفیت حوزة غیردانشگاهی.

مقدمهانسان شناسی بطور کلی به دو بخش تقسیم می‌گردد. بخش اول انسان شناسی جسمانی که تقریباً همه دانشمندان درباره موضوع آن توافق دارند. در این رشته خصوصیات جسمانی انسان و رابطه آن با رفتارهای اجتماعی و فرهنگی او همیشه مورد توجه خاص بوده است . انسان شناسی جسمانی , انسان را از لحاظ ویژگیهای جسمانی مورد بررسی قرار داده


دانلود با لینک مستقیم


مقاله درباره مردم شناسی رشته جامعه شناسی

مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر 11ص

اختصاصی از یاری فایل مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر 11ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

جامعه شناسی، ایل و عشایر

گذشته، میان دو اصطلاح ایل و عشایر تمایزی قائل نبودند و این دو را مترداف با یکدیگر و برای معرفی گروهی از مردم کوچندهٔ شبانکارهٔ چادرنشین به کار می‌بردند؛ اما امروزه در مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر، دو مفهوم متفاوت به کار می‌روند. ....

در گذشته، میان دو اصطلاح ایل و عشایر تمایزی قائل نبودند و این دو را مترداف با یکدیگر و برای معرفی گروهی از مردم کوچندهٔ شبانکارهٔ چادرنشین به کار می‌بردند؛ اما امروزه در مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر، دو مفهوم متفاوت به کار می‌روند. در برخی از متنهای تاریخی ایران، ایل به مفهوم جامعه اسکان نیافته و چادرنشین، شناسانده شده است فسایی دو اصطلاح ایل و طایفه را از یکدیگر متمایز می‌کند و ایل را به مردمی که در تمام سال در بیابانها، در چادرهای سیاه زندگانی می‌کنند و از گرمسیرات به سردسیرات جابه جا می‌شوند، اطلاق می‌کند. و طایفه را برای مردمی که کوچ نمی‌کنند، و از تیره‌های ایلات نیستند و در سیاه چادر یا در دهات زندگی می‌کنند، به کار می‌برد؛ اما همو در جایی دیگر برعکس، برخی از گروههای کوچنده مانند «بهاءالدینی» در ناحیه صیصکان، و «سادات میرسالار» درناحیه بهمئی کهکیلویه را که کوچ و ییلاق و قشلاق می‌کنند، طایفه می‌نامد. گفتنی است که تاریخ نگاران ایرانی از دوره صفوی به این سو، گه گاه طایفه را به جای ایل، برای معرفی جماعت کوچنده به کار برده‌‌اند. برخی از مردم شناسان ایران برای تمایز میان جامعه ایلی و جامعه‌های دیگر، ملاکها و ضابطه‌هایی را پیشنهاد کرده‌اند. از آن جمله‌اند: وجود ساختار ایلی، یعنی رده بندی تیره و طایفه و جز آن در ایل؛ باور اعضای ایل به تعلقشان به یکی از رده‌های این ساختار؛ و داشتن سرزمین مشترک با محدوده معین . دیگر مردم شناس فرانسوی، این ضابطه‌ها را ملاک تشخیص جامعه ایلی دانسته است: ۱. نظام خویشاوندی منسجم و نیرومندی که مسائل و معضلات ایل بر اساس قوانین برآمده از آن نظام، در درون ایل حل و فصل می‌شود؛ ۲. سازمان اجتماعی و اداری هرمی شکل شاخه‌ای مبتنی بر نظام خویشاوندی؛ ۳. شیوه معیشتی ویژه‌ای که بیشتر بر نگاهداری و پرورش دام استوار است (زراعت در جامعه ایلی در درجه دوم اهمیت قرار دارد و تولید صنایع دستی از نوع ریندگی و بافندگی اشتغال جنبی مردم ایل است)؛ ۴. شیوه زیست خاصی که به شکل کوچندگی و نیمه کوچندگی آشکار می‌گردد. برخی هم کوچندگی فصلی و تحرک از منزلی به منزل دیگر در قلمروی معین، و معاش مبتنی بر دامپروری را از شاخصه‌های مهم در شناخت جامعه ایلی می‌دانند و برای آن دسته از ایلها که زمانی کوچنده بودند و سپس یکجانشین شدند، و ضمن وحدت ایلی خود، از دامداری به کشاورزی روی آوردند، اصطلاح ایل به کار می‌برند. ایل را واحدی سیاسی- اجتماعی، مرکب از شماری طایفه متشکل از چند واحد پدر تبار نیز گفته‌اند. برخی هم ایل را که مبانی آن در زندگی عشایری و سازمان اجتماعی قبیله نهفته است ، پدید آورنده ساخت ویژه‌ای از قدرت دانسته، بعد سیاسی جامعه عشایری، و تحقیق اتحادیه‌های سیاسی قبایل و طوایف عشایری را در سازمانی خاص به نام سازمان ایلی یاد کرده‌اند. ایل را به مفهوم یک واحد مستقل اجتماعی- فرهنگی نیز تعریف کرده‌اند که سازمان اجتماعی آن قبیله‌ای، روش زیست آن کوچ نشینی (کامل یا نیمه)، و شیوه معیشت آن بیشتر دامداری است. ساختار اجتماعی ایل به منزله قبیله را، نظام عشیره ای مبتنی بر اتحاد چند عشیره شکل می‌دهد. هر عشیره از جماعتی ترکیب شده است که افراد آن بر اساس پیوندهای خونی متحد شده و یک واحد مستقل هم بسته را به وجود آورده‌اند. با توجه به آنچه گذشت ، می‌توان گفت که ساختار اجتماعی و سیاسی ، مهم‌ترین عامل هویت دهنده به جامعه ایلی است. ایل ممکن است جامعه‌ای عشایری، یا جامعه‌ای ده نشین و کشاورز باشد که در صورت اخیر، گله‌هایش را چوپانان به چرا ببرند. از این رو ،جامعه‌های کوچ نشین شبان و جامعه‌های یکجانشین کشاورز تا زمانی که سازمان اجتماعی- سیاسی خود را حفظ کرده باشند، ایل به شمار می‌روند(۱).

طبقه بندی ایلها

جامعه‌های ایلی ایران از قومهای گوناگون، با فرهنگها و زبان‌های متفاوت برآمده، و در سازمانهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی منسجمی سامان یافته‌اند. هر یک از جامعه‌های ایلی دارای ویژگیهای قومی و فرهنگی و زبانی مخصوص به خود است. در اسناد تاریخی و رسمی، و در برخی از نوشته‌های تحقیقی و قوم‌نگاریهای اخیر، گروههای ایلی- عشایری ایران بر مبنای خاستگاه قومی- زبانی طبقه بندی شده‌اند. مستوفی قدیم‌ترین طبقه‌بندی از ایلات را در دوره صفوی در فهرستی از آمار مالی و نظامی ایران در ۱۱۲۸ق/۱۷۱۶م به دست داده است. بنابراین طبقه بندی ، ایلات به دو گروه بزرگ ایرانی و غیر ایرانی تقسیم شده، و فهرست ایلات و طایفه‌های وابسته به هر یک از این دو گروه، بنابر توزیع جغرافیایی آنها، نام برده شده است. وی گروه «ایرانی الاصل» راکه با طایفه‌های دیگر نیامیخته بودند، در ۶ فرقه یا طایفه «صحرانشین» طبقه بندی کرده، و نوشته است که این گروه در کوهها، و بزرگانشان گاه در شهرها زندگی می‌کنند، این ۶ فرقه اینهاست: ۱. لرها که ۱۱۱۸ جماعتند و در ۴ طایفه بزرگ فیلی ، لک وزند، بختیاری و ممیسنی (ممسنی) با یکدیگر در آمیخته‌اند؛ ۲. گروس، کلهر و مکری؛ ۳. کردهای خراسان که طوایف بزرگ زعفرانلو، سعدانلو، کوانلو (ظاهرا قوانلو) و دوانلو رادر برمی‌گیرد؛ ۴. جلایر خراسان؛ ۵. قرائی؛ ۶. جلایی، همو گروه «ایلات بیرونی» یا غیر ایرانی را که از سرزمینهای دیگر به ایران آمده بودند، به دو فرقه عرب و ترک تقسیم کرده است: ترکها را ۶ طایفه نوشته است: ۱. افشار(شاملو، قرخلو و سروانلو)، بیات و دنبلی؛ ۲. قاجار و قجر؛ ۳. شقاقی؛ ۴. زنگنه؛ .۵. قراگوزلو؛ ۶. شاه شیون (شاه سون). فرقه عرب را هم به ۶ طایفه چعب (کعب) ، عرب حویضه (حوزه، هویزه)، عرب فارس، عرب میش مست خراسان، عرب زنگویی و عرب عمری تقسیم کرده است. ماری شیل ایلهای ایران را به ۳ گروه نژادی ترک، لک و عرب جای می‌دهد. ایلهای ترک را از بازماندگان مهاجمان قبایل ترک ترکستان، لکها را از گروههای هم تبار ایرانی اصیل، و عربهای کرانه‌های خلیج فارس را از نسل اعراب ساکن در سواحل مقابل خلیج، و ایلهای عرب پراکنده در ایران را منشعب از مهاجمان و فاتحان عرب دانسته‌اند. وی لرها و بختیاریها را از لکها، و کردها را هم از اعضای


دانلود با لینک مستقیم


مردم شناسی و جامعه شناسی، ایل و عشایر 11ص

مقاله درباره مردم شناسی

اختصاصی از یاری فایل مقاله درباره مردم شناسی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

مقاله درباره مردم شناسی


مقاله درباره مردم شناسی

 لینک پرداخت و دانلود در "پایین مطلب"

 

 فرمت فایل: word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

 

 تعداد صفحات:64

 

چکیده :
انسان شناسیِ جدید را باید تا اندازة زیادی حاصل مشترک تحول علوم اجتماعی به طور عام و دگرگونیِ مردم شناسیِ اروپایی با پیشینة 150 ساله و چهار نسل پی در پی از اندیشمندان در آن دانست. نسل نخست که عمدتاً مردم شناسانِ اسنادی و اصطلاحاً « کتابخانه ای » نام گرفته بودند، رسالتی بیشتر بنیانگذار و رده شناختی بر دوش داشتند. نسل دوم که تأکید بیش از اندازه ای بر میدان و رویکرد از درون (اسیک) داشتند و به سختی دستاوردهای نسل اول را به زیر پرسش بردند. نسل سوم که در عین پذیرش رویکرد میدانی به مثابة محور پژوهشی به بازشناسیِ دستاوردهای نسل نخست بازگشتند، و سرانجام نسل چهارم که از دهة 60 قرن بیستم وظیفة بسیار دشوارِ بازسازی و نوسازیِ رشته و ورود به عرصة شهری و جوامع مدرن را برعهده گرفتند و توانستند انسان شناسی را در مفهوم مدرن آن به علمی پویا و رو به گسترش تبدیل نمایند. در ایران، پیش از تاریخ انسان شناسی، گسترة بزرگی از بینش مردم نگارانه را در ادبیات مکتوب و سنت های شفاهیِ مردمی نشان می دهد که با تشکیل دولت مدرن از ابتدای قرن بیستم، در دو شاخة موازیِ دانشگاهی و غیردانشگاهی رو به رشد گذاشتند. از این دو، سهم حوزة دانشگاهی همواره کمتر بوده و رابطه ای منطقی و پویا میان دو بخش وجود نداشته است.
امروز در حالی که ضرورت گذار از محوریت مردم نگارانه و محدودیت حــوزه های مردم شناسی به جوامع غیرشهری و ورود آن به عرصة شهری (که بیش از 60 درصد جمعیت کشور ما را دربرمی گیرد) احساس می شود هنوز تا نوسازی و بنیانگذاریِ انسان شناسی به مفهوم یک علم جدید، فاصلة زیادی وجود دارد. در این میان، دو هدف میان و دراز مدت کاملاً مشهود است: نوسازی دانشگاهی رشته در حوزه های پژوهش و آموزش و ایجاد رابطه ای منطقی و تلاش برای سازماندهیِ بیشتر و بالابردن کیفیت حوزة غیردانشگاهی.

مقدمه
انسان شناسی بطور کلی به دو بخش تقسیم می‌گردد. بخش اول انسان شناسی جسمانی که تقریباً همه دانشمندان درباره موضوع آن توافق دارند. در این رشته خصوصیات جسمانی انسان و رابطه آن با رفتارهای اجتماعی و فرهنگی او همیشه مورد توجه خاص بوده است . انسان شناسی جسمانی , انسان را از لحاظ ویژگیهای جسمانی مورد بررسی قرار داده و مسائی مثل نژاد و اختلافات نژادی در رابطه با خصوصیات جسمانی و مقایسه و اندازه گیری اعضاء بدن را با استفاده از بیومتری (زیست سنجی) , آنتروپومتری ( انسان سنجی), مورفولوژی انسانی ,آندوکرینولوژی(شناخت فعالیت غدد داخلی), فیزویولژی مقایسه‌ای و ژنتیک مورد مطالعه قرار می‌دهد و بنابراین چنانکه ملاحظه می‌گردد انسان شناسی جسمانی در مطالعات خود هم به شناخت و مقایسه استخوان بندی انسان پرداخته و هم به بررسی ویژگیهایی نظیر رنگ پوست , شکل مو, چشم و غیره نظر دارد. مطالعات مردم شناسی یا انسان شناسی فرهنگی مربوط به جوامع محدود و بخصوص جوامع ابتدایی و تحول نیافته است . این رشته تا جنگ دوم جهانی تقریباً منحصر به مطالعه مردمی بود که بآنها لقب ابتدایی داده‌اند. انسان شناسی فرهنگی( مردم شناسی) بطور کلی از دو لحاظ با جامعه شناسی تفاوت دارد یکی از لحاظ روش و دیگر از لحاظ قلمرو مطالعه روشی که در مطالعات جامعه شناسی بکار می‌رود اصطلاحا روش پهنانگر یا پهنائی نامیده می‌شود در حالیکه در مردم شناسی از روش ژرفائی یا ژرفانگر استفاده می‌نمایند.
اما از لحاظ قلمرو مطالعه , جامعه شناسی جوامع تطور یافته اعم از صنعتی و سنتی را مورد مطالعه قرار می‌دهد, در حالیکه مردم شناسی , عمدتا به مطالعه در جوامع ابتدایی یا تطور نیافته می‌پردازد, ضمن آنکه از روش مردم شناسی برای مطالعه خرده فرهنگهای قومی , زبانی ,مذهبی در درون جوامع تطور یافته نیز استفاده می‌شود. تحقیقات مردم شناسان درباره زندگی اقوام مختلف شواهد جالب و قابل استنادی از زندگی اجتماعی انسان را بدست می‌دهد و روانشناسان اجتماعی و جامع شناسان از حاصل این مطالعات کمک بسیار می‌گیرند.
انسان شناسی فرهنگی (مردم شناسی) در مطالعات خود از داده‌ها و اطلاعات "مردم نگاری" کمک می‌گیرند, مردم نگاری تنها جنبه توصیفی دارد و مجموعه‌ای از داده‌ها و اطلاعات را بدون تحلیل و بصورت عکسبرداری وقایع و پدیده‌ها فراهم نموده که مورد استفاده مردم شناسی قرار می‌گیرد. نوعی مردم نگاری تاریخی را در قرون پیشین و ضمن سفرنامه‌ها و سیاحتنامه‌ها در بعضی کتب مورخان می‌توان سراغ گرفت که در آنها از آداب و رسوم و سنتها و زبان بطور کلی فرهنگ و خرده فرهنگ اقوام مختلف مطالب فراوانی جمع آوری شده است از آنجمله است سفرنامه ناصرخسرو قبادیانی در ایران و نوشته‌های هرودوت در یونان
.


دانلود با لینک مستقیم


مقاله درباره مردم شناسی