یاری فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

یاری فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

میرزا حسین خان سپهسالارقزوینی (مشیرالدوله) 19 ص

اختصاصی از یاری فایل میرزا حسین خان سپهسالارقزوینی (مشیرالدوله) 19 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 19

 

حسین یعقوبی

کلاس 352

میرزا حسین خان سپهسالارقزوینی (مشیرالدوله)

تاریخ روابط خارجی ایران به معنای واقعی آن، از زمان سلطنت  قاجاریه آغاز می‌شود .گرچه قبل از آن افراد وفرستادگانی از جانب دول اروپایی به ایران آمد وشد می کردند، اما از اوائل سلطنت قاجاریه است که دول اروپایی به اهمیت استراتژیکی ایران پی بردند وایران وارد عرصه سیاست بین المللی شد. لذا بررسی دیپلماسی ایران ، ارتباط تنگاتنگی به شناخت چگونگی فعالیتها و اقدامات صورت گرفته در طول حکومت قاجار دارد.و همانا برای سلسله قاجاریه دوره سلطنت ناصرالدین شاه نقطه اوج آن است و حوادث و وقایع پیرامونی این زمان حساسیت آن را افزایش داده است تحولات جهانی و رقابت قدرتهای بزرگ بین المللی از قبیل روس و انگلیس و تا حدی فرانسه که تاثیر مهمی در داخل ایران داشته از آن جمله می‌باشدکه هر لحظه موجبات تغییر تصمیمات داخلی را فراهم می‌کرد و استقلال ایران را به خطر می‌انداخت. از دیگر مسائلی که سلطنت پنجاه ساله ناصرالدین شاه را جلوه خاصی می‌دهد آشنایی هرچه بیشتر ایرانیان با تمدن مغرب زمین است که پیامد آن پیدا شدن لغات و واژه‌های جدید چون آزادی، قانون، حکومت مشروطه و غیره بود و این امر جز با تلاش برخی از افراد صاحب نفوذ تحصیل کرده در غرب امکان پذیر نبود.این افراد روشنفکر که اشاعه دهندگان قانون و آزادی جدید مغرب زمین در ایران بودند با گرته برداری از این واژه‌ها به شکلی خام و ناپخته به ترویج و تبلیع این افکار در داخل می‌پرداختند و شاه نیز برای حفظ ظاهر و شاید به دلیل سه سفر پیاپی به غرب و دیدن فاصله کشورش با آنان اندکی به فکر افتاده بود که این فاصله را با دستوراتی شاهانه کم کند و ظاهر امر را آبرومند نماید از جمله این امور به خیال افتادن شاه برای تشکیل دارالشورا می‌توان نام برد.آنچه در این نوشتار مد نظر خواهد بود بررسی شرح حال یکی از صدر اعظم های عصر ناصری به نام میرزا حسین خان سپهسالار است و در آن تلاش شده تا چگونگی به قدرت رسیدن ،شیوه صدارت ،مهمترین رویدادها واقدامات انجام شده او به روی کاغذ آورده شود. در  این تحقیق از منابع زیر استفاده شده است.

1- کتاب سیاستگران دوره قاجار نوشته احمد خان ملک ساسانی در مورد احوالات و اقدامات میرزا به تفضیل توضیح داده است و نویسنده سعی کرده نه تنها نکات مثبت  بلکه نکات منفی اقدامات او را تشریح نماید.2- کتاب تحولات فرهنگی ایران در دوره قاجاریه نوشته دکتر احمد هاشمیان شرح مختصری از میرزا و ...... و القاب و مسئولیتهای او با بیانی ساده و روان نوشته شده است.3- کتاب بازنگری در تاریخ قاجاریه نوشته ابونصر عضد قاجار (نوه مظفرالدین شاه و خواهرزاده مصدق) است که در آن مطالبی از دوران قاجار گفته شده و شاید درکتب دیگر ذکر نشده باشد لکن دید کلی نویسنده مثبت و از قاجار در نوشته‌های او به نیکی یاد شده است.4- کتاب تاریخ مشروطه ایران نوشته احمد کسروی: نحوه نگارش این کتاب کمی ادبی و ثقیل است و نویسنده با دید مثبت اقدامات میرزا را ارزیابی و از اقدامات منفی او همچون قرارداد رویتر تنها به اشاره‌ایی کوتاه بسنده نموده است.5- کتاب امیرکبیر و ایران نوشته فریدون آدمیت: کتاب معتبر و کاملی است که می‌توان به عنوان مرجعی مطمئن از آن استفاده نمود. در این کتاب نویسنده توضیحاتی درخصوص اقدامات نظامی و اجتماعی میرزا و همچنین خدمات پدرش ارائه نموده است.6- در پایان نامه آقای علی قنبرپور به نام بررسی نقش روشنفکران درانقلاب مشروطیت مطالب مختلفی در مورد میرزا حسین خان مطرح شده است که شامل مفاد قراردادها منعقده و اقدامات زمان صدارت وی می‌باشد در این پایان نامه از او به عنوان یک سکولاریست و کسی که دین را از سیاست جدا کرده و قدرت روحانیان را در دربار به حداقل رسانده یاد شده است.7- آخرین منبع مورد استفاده در این تحقیق اینترنت است که می توان به  سایت سازمان میراث فرهنگی اشاره نمودالف : قبل از صدارت

میرزا حسین خان فرزند میرزا نبی خان امیردیوان قزوینی در سال 1243 ه . ق متولد شد. اجداد وی اهل علی آباد مازندران بوده و پدر بزرگ وی موسوم به عابدین بیک درقزوین درخدمت شاهزاده علینقی میرزای رکن الدوله حکمران قزوین به دلاکی وخاصه تراشی اشتغال داشت. بدین سبب دشمنان میرزا حسین خان وی را دلاک زاده لقب می دادند. پدروی دردستگاه حکومتی رکن الدوله مال وثروتی اندوخته ونردبان ترقی را طی نمود؛ به نحوی که هم یکی از دختران فتحعلی شاه را به زنی گرفت وهم به حکمرانی اصفهان و فارس نائل آمد. درسال 1274 ه . ق حکمران شیراز شد و در رفع اختلافات بین لشکریان و کشوریان درشیراز توفیقاتی بدست آورد وچون ترتیب عروسی گلین خانم دختر احمد علی میرزا را با ناصرالدین شاه به بهترین وجه فراهم نمود ، قرب ومنزلت وی نزد شاه افزایش یافت  .

رشد وترقی میرزا حسین خان سپهسالار عمدتاً مرهون توجهات خاص امیرکبیرمی باشد. نظربه روابط خاصی که بین امیرکبیروامیردیوان وجود داشت،امیرکبیرپس از رسیدن به صدارت4 فرزند ذکور امیردیوان را به تهران خواسته و آنها را به کارهای دولتی واداشت ومیرزا حسین خان را که فرزند بزرگ وی بود، برای تحصیل به خارج از کشور اعزام نمود  وچون فرد باهوشی بود وبه زبانهای فرانسوی وعربی آشنا شد، بعد از مراجعت به کشور وکیل کارهای پدرش گردید ودروزارت امور خارجه مشغول انجام وظیفه شد و چون پدر وی فوت نمود، امیرکبیر او را به دلیل مضیقه مالی به کار پردازی به بمبئی هند اعزام نمود . اقامت وی در بمبئی به مدت سه سال به طول انجامید وبعد از سه سال با ثروت فراوانی به ایران مراجعه نمود. درسال 1271 ه.ق یعنی درزمان صدارت میرزا آقا خان نوری با سمت جنرال قنسولی عازم مأموریت به تفلیس شد. درسال 1275 ه.ق به سمت وزیرمختاری ایران دراسلامبول انتخاب گردید. درسال 1280 موقتاً از اسلامبول به تهران فرا خوانده شد ودرسلک اجزای دارالشورای دولتی در آمده و مجدداً به اسلامبول بازگشت. درسال 1285 ه.ق یعنی ده سال بعد از اشتغال به سمت جنرال قنسولی در اسلامبول، به تهران احضار و از درجه وزیرمختاری و ایلچی گری مخصوص به مقام سفارت کبری نایل آمد ومجدداً به اسلامبول رفت ومدت دو سال دراین سمت مشغول انجام وظیفه بود تا اینکه درسال 1287 ه.ق ترتیب عزیمت ناصرالدین شاه به عتبات عالیات را فراهم ساخت وبعد از این مسافرت است که خدمات وی دربغداد وعتبات و خارج از کشور موافق طبع ناصرالدین شاه قرارگرفت وشاه اورا باخود به تهران آورده ، ابتدا وزارت عدلیه و وزارت وظایف و اوقاف و سپس درسال 1288 ه.ق به لقب سپهسالار اعظم مفتخر گشته و سمت سرداری کل سپاه ایران نیز به وی واگذار شد. البته علت انتخاب وی به وزارت عدلیه بدین سبب بود که خانواده وی سالها در دیوانخانه عدلیه کار میکردند .  همچنین دراین سال جزو اعضای دارالشورای کبری درآمد تا اینکه در29 شعبان سال 1288 ه.ق از طرف ناصرالدین شاه به صدر اعظمی انتخاب گردید . در 21 سالی که از زمان اعزام وی به بمبئی تا زمان انتخاب شدنش به صدر اعظمی سپری نمود ( 1267-1288 ) مشیرالدوله، هم از نظر اقتصادی ثروتمند گردید وهم از نظر سیاسی جایگاه ویژه ای برای خود دست و پا نمود.

عواملی که موجب ثروتمند شدن وی گردید عبارت بودند از: 1. هنگامی که جنرال قنسول ایران در بمبئی بود با حمایت و راهنمایی آقا خان محلاتی که با جناق یکدیگر بودند درشرط بندی مسابقات اسبدوانی شرکت نموده و برنده گردید.  2. یکی از اتباع ثروتمند ایرانی مقیم هند فوت نمود و چون وارثی نداشت ثروت وی نصیب مشیرالدوله شد. 3. هنگامی که جنرال کنسول ایران در تفلیس شد به علت بروز جنگ بین روسیه و عثمان ، قحطی در تفلیس آغاز شد و قیمت مواد غذایی بشدت افزایش یافت . وی گندم از ایران خریده ، در تفلیس با قیمت بالا به فروش می رسانید و بدین ترتیب ثروت فراوانی بدست آورد. 1204 سال خدمت در اسلامبول موجب گردید تا حقوق و مزایای خوبی بدست آورد. از نظر سیاسی عوامل ذیل موجب تقویت موقعیت وی گردید : • حمایت امیرکبیراز خانواده وی.• هوش و استعداد ذاتی مشیرالدوله. • خدمات پدر و پسر به ناصرالدین شاه و ازدواج این دو با دوتن از دختران فتحعلی شاه که هردو از یک مادر بودند( ماه نوش خانم زن میرزا نبی خان بود و ماه تابان خانم همسرمیرزا حسین خان ) . • مساعدتهایی که حاجی میرزا صفا از اجله عرفای ایرانی مقیم اسلامبول جهت برطرف شدن مشکلات شیعیان ایرانی درخاک عثمانی به عمل آورده ، مشیرالدوله آن را به حساب خود می گذاشت . • فراهم آوردن مقدمات سفر ناصرالدین شاه به عتبات عالیات و تشویق شاه به تجددگرایی ودیدار از اروپا. • حمایتهای دولت انگلستان از وی . ب : دوران صدارتدر زمان صدارت حاج میرزا حسین خان مشیرالدوله سپهسالار تحولات و تغییراتی در شئون مختلف کشور پدید آمد حاج میرزا حسین خان که سال ها در تفلیس به عنوان کاردار و در عثمانی (استانبول) به سمت وزیر مختار و سپس سفیر کبیر خدمت کرده بود تقلید از اصول زندگی اداری و سیاسی و اقتصادی فرنگیان را مد نظر قرار داد. او وزارتخانه تاسیس کرد. به وضعیت نابسامان پست سامانی داد و سعی کرد سفر در ایران را آسان کند از این رو دستور مرمت کاروانسراها و حتی احداث هتل و مهمانخانه را داد که چند هتل و مهمانخانه و مسافرخانه در جاده طولانی تهران _ قزوین _ رشت انزلی افتتاح شد. حاج میرزا حسین خان سپهسالار، کلاه کوتاه عثمانی منتها به رنگ سیاه (به جای رنگ سرخ فینه عثمانی ها) را در ایران متداول کرد. او سرداری را جانشین قبا و عباهای بلند و کرد و نظامیان را به کت و شلوار ملبس نمود. کلاه های بلند دوران فتحعلی شاه منسوخ شد. آداب و سنن اروپایی کم کم در تهران رواج یافت. سر میز نشستن، ضیافت های شام به سبک فرنگی، تاسیس مهمانخانه و رستوران، تاسیس روزنامه مرتب به زبان فارسی و یک روزنامه بدفرجام به زبان فرانسه در دستور کار او بود. او شاه را به مدت چند ماه در سال 1290ه.ق که برابر 1873 بود به سفر فرنگستان برد. شاه از تفلیس تحت تاثیر مدرنیته اروپایی قرار گرفت به خصوص از نشستن به ترن که به عقیده شاه کلاغ و پرندگان از آن عقب می ماندند و از فرو رفتن قطار در تونل های عمیق دچار شگفتی شد و تحسین خود را در یادداشت های روزانه اش بیان داشت. بدین سان سفر آغاز شد. شاه هر جا که رفت زبان به تحسین گشود از راه آهن به قدری خوشش آمد که دستور داد هر چه زودتر در کشور راه آهن کشیده شود اما پول موجود نبود و روس ها نیز رضایت نمی دادند ایران دارای راه آهن شود. شاه در لندن و پاریس تحت تاثیر مانورهای چابکانه آتش نشانان قرار گرفت که هر آتشی را خاموش می کردند شاه تحت تاثیر رژه سپاهیان مجلل و شیک پوش و تا گلو غرق اسلحه روسیه آلمان و اتریش و انگلستان قرار گرفت. از اقدامات پلیس ها نیز خوشش آمد و اختراع برق و تلفن شگفت زده شد شاه با سلاطین و روسای اروپا مانند ملکه ویکتوریا، الکساندر دوم امپراتور ویلهلم اول و مارشال مک ماهون رییس جمهوری فرانسه دیدن کرد. پنج سال بعد نیز مشیرالدوله او را به دومین سفر اروپا برد و این بار ترتیبی داد که پس از مراجعتش به ایران قزاقخانه سواره نظام پیاده اتریش، نظمیه، بلدیه افتتاح شود و نیز برای احداث تراموای اسبی در تهران و راه آهن حضرت عبدالعظیم و کارخانه چراغ گاز تمهیداتی به کار برد. همچنین تلفن و برق نیز به صورت محدودی در تهران راه اندازی شد اولین نتیجه مشاهدات شاه صدور امتیاز احداث راه آهن بخاری یا ماشین دودی به موسیو بواتال فرانسوی مهندس با استعدادی بود که میرزا حسین خان مشیرالدوله او را به تهران دعوت کرده بود بواتال کارخانه چراغ گاز تهران را که میرزا حسین خان هفتاد هزار تومان در آن سرمایه گذاری کرده بود راه اندازی کرد که به کاخ سلطنتی و محله ارک تعدادی از خانه های رجال روشنایی می داد اما کار این کارخانه نگرفت و چندی بعد تعطیل شد. بواتال نقشه های دور و درازی برای کشیدن راه آهن از تهران تا بوشهر داشت. اما چون آن کار به هزینه سنگین نیاز داشت  یک راه ‌آهن کوتاه 5/8 کیلومتری از تهران به حضرت عبدالعظیم کشید  .حال در ذیل به جزئیات این دوران اشاره میگردد:هنگامی که مشیر الدوله مقدمات سفرناصرالدین شاه به عتبات عالیات را فراهم نمود، به دستورشاه از اسلامبول عازم بغداد گردید. میرزا علی خان امین الدوله دراین رابطه می نویسد: ((ناصرالدین شاه درسال 1287 ه.ق قصد عزیمت به عتبات عالیات را کرد و به حاج میرزا حسین خان مشیرالدوله نوشت که برسبیل نذر باید به عراق سفرکرده و قبور ائمه علیه السلام را زیارت کند. او هم که در پیشگاه شاه راه تقرب و ترقی می پیمود وبی وساطتی وزارت امورخارجه با شاه مکاتبه مخصوص داشت، اقدام نمود. حاجی میرزا حسین خان مشیرالدوله نیز با سری پرشور و دلی پرشور معایب دستگاه دولت و قبایح اوضاع سلطنت را به درستی معاینه کرده ، هروقت به شرف محاوره و صحبت همایونی می رسید از توضیح مفاسد و ضرورت اصلاحات بابی مشیع می گفت ومهاجرین ایرانی را که از جور حکام…….. به ترک مولد و وطن به نواحی عراق عرب آمده و آنجا را آباد کرده بودند به شاهنشاه می نمود . )) بعد از زیارت عتبات، ناصرالدین شاه وی را از رفتن به اسلامبول باز داشته و باخود به ایران آورد و پس از چندی وی را به عضویت دارالشورای کبری


دانلود با لینک مستقیم


میرزا حسین خان سپهسالارقزوینی (مشیرالدوله) 19 ص

منصور حلاج 16 ص

اختصاصی از یاری فایل منصور حلاج 16 ص دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 16

 

حسین منصور حلاج

ابومغیت عبدالله بن احمد بن ابی طاهر مشهور به حسین بن منصور حلاج از عارفان نامی ایران در قرن سوم و دهه اول قرن چهارم هجری است. وی از مردم بیضای فارس بود. ولادت او در آن سامان به احتمال در سال 244 هجری اتفاق افتاده است.

پدر حلاج بنظر میرسد که به کار پنبه زنی مشغول بوده و به مناطق نساجی ایالت خوزستان که در آن وقت از تستر(شوشتر حالیه) تا واسط(شهری در کنار دجله، بین بصره و کوفه) امتداد داشته، مسافرتی کرده و پسر را با خود همراه برده است.

حلاج در دارالحفاظ واسط به کار فراگرفتن علوم مقدماتی پرداخته و تا سن دوازده قرآن را از بر کرده است و سپس در پی فهم قرآن ترک خانواده و خانمان گفته و مرید سهل بن عبدالله تستری شده است و سهل تستری به او اربعین کلیم الله (چله نشستن بر طریق موسی پیغمبر) را آموخته است.

حلاج از آنجا به بصره رفته و در بصره در مدرسه حسن بصری شاگردی کرده و از دست ابوعبدالله عمرو بن عثمان مکی خرقه تصوف پوشیده و به طریقت مأذون گردیده است.

حسین در آنجا دختر ابویعقوب اقطع بصری را به زنی گرفت و چون عمروبن عثمان مکی با این وصلت موافقت نداشت گاه به گاه بین عمرو مکی و اقطع بصری اختلاف می بود. جنید بغدادی(نهاوندی) به حلاج پند میداد که شکیبا باشد. حلاج به اطاعت جنید چندی طاقت آورد و شکیبائی کرد تا اینکه سرانجام به تنگ آمد و به مکه رفت.

حلاج در سال 270 هجری به سن بیست و شش برای انجام فریضه حج نخستین بار به مکه رفت و در آنجا کلماتی می گفت که وجد انگیز بود و حالی داشت. در مراجعت از مکه به اهواز به اندرز دادن مردم پرداخت و با صوفیان قشری و ظاهری به مخالفت برخاست و خرقه صوفیانه را از سر کشید و به خاک انداخت و گفت که این رسوم همه نشان تعلق و عادت است.

حلاج از آنجا به خراسان (مرکز نهضت عرفان ایرانی) رفت و پنج سال در آن دیار بماند، پس از پنج سال اقامت در مشرق ایران به اهواز بازگشت و از اهواز به بغداد رفت، و از بغداد برای بار دوم با چهارصد مرید، بار سفر مکه را ببست و دومین حج را نیز گذراند، در این سفر بود که بر او تهمت نیرنگ و شعبده بستند.

پس از این سفر به قصد جهانگردی و سیاحت به هندوستان و ماوراءالنهر رفت تا پیروان مانی و بودا را ملاقات کند، در هندوستان از کناره رود سند و ملتان به کشمیر رفت، و در آنجا به کاروانیان اهوازی که پارچه های زربفت طراز و تستر را به چین میبردند و کاغذ چین را به بغداد می آوردند، همراه شد و تا تورقان چین، یکی از مراکز مانویت، پیش رفت. سپس به بغداد بازگشت و از آنجا برای سومین و آخرین بار به مکه رفت و در این سفر در وقوف به عرفات از خدا خواست که " خدایا رسوایم کن تا لعنتم کنند ".

چون از مکه به بغداد برگشت، چنین می نماید که در طریق ارشاد و حقیقت برخلاف مصلحت ظاهری، قدم گذاشته و کلماتی گفته که تعبیر به ادعای خدائی کرده اند، و از همین جاست که حسین بن منصور در نظر پاره ای از مشایخ تصوف مقبول و در نظر بعضی دیگر مطرود است؛ در جامع بغداد فریاد کشید ( مرا بکشید تا من آرام یابم و شما پاداش یابید).

در شورش بغداد به سال 296 هجری حلاج متهم شد و از بغداد به اهواز رفت و در آنجا سه سال در خفا میزیست. سرانجام او را یافتند و به بغدادش بردند و بزندان انداختند. مدت این زندان نه سال بطول انجامید و در آخر در جلسه محاکمه ای که با حضور (ابوعمرو حمادی) قاضی بزرگ آماده بود، ابو عمرو خون حلاج را حلال دانست و ابومحمد حامدبن عباس وزیر خلیفه المقتدر، به استناد گفتار ابوعمرو، حکم قتل او را از المقتدر گرفت و عاقبت به سال 309 هجری نزدیک نوروز، هفت روز مانده به آخر ماه ذی القعده، او را به فجیع ترین وضع شلاق زدند و مثله کردند و بدار کشیدند و سربریدند و سوختند و خاکسترش را به دجله ریختند.

نقل کرده اند که در آن سال آب دجله فراوان بالا آمد و بیم غرق شهر بغداد میرفت.

از حلاج کتابهای فراوان نقل شده است از جمله:

"طاسین الازل و الجوهر الاکبر"، "طواسین"، "الهیاکل"، "الکبریت الاحمر"، "نورالاصل"، "جسم الاکبر"، "جسم الاصغر"، و "بستان المعرفة". علاوه بر این از حلاج دیوان اشعاری به زبان عربی باقیمانده که در اروپا و ایران به چاپ رسیده است.

مرحوم عباس اقبال آشتیانی در مورد حلاج و دعاوی وی مینویسد: " در ایام غیبت صغری، یعنی در دوره ای که طایفه امامیه منتظر انجام زمان غیبت و ظهور امام غایب بودند و زمام اداره امور دینی و دنیائی ایشان در دست


دانلود با لینک مستقیم


منصور حلاج 16 ص