یاری فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

یاری فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود صاحبان آگهی به تبلیغات رادیویی بها نمی

اختصاصی از یاری فایل دانلود صاحبان آگهی به تبلیغات رادیویی بها نمی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 3

 

صاحبان آگهی به تبلیغات رادیویی بها نمی‌دهند

شاید یکی از دلایل پائین بودن میانگین سطح کیفی تبلیغات رادیویی نسبت به تلویزیون، توجه نکردن به امکان تصویر سازی در ذهن مخاطب به وسیله صدا است. کاری که تنها به کمی دقت و توجه نیاز دارد و در مقابل تصویر سازی تلویزیونی ساده تر انجام می شود. به خصوص با در نظر گرفتن این نکته که ریشه های عمیق فرهنگ شاعرانه ما به ادبیات دوره پیش از ثبت تصویری و گرافیکی برمی‌گردد.

 

کوه را ننوش ، آب را بنوش صدایی پیشنهاد می کند که دم به دم کوه بلند و پرصلابت کشور را بنوشید. سئوالی که پس از شنیدن صدای گوینده این تبلیغ، در ذهن شنوندگان تلویزیون ندیده شبکه های مختلف رادیو ایجاد می شود این است که چطور و به چه دلیل باید این «گنبد گیتی» را سرکشید. به احتمال زیاد سفارش دهندگان آگهی، پیش از پخش رادیویی آن اطمینان حاصل کرده اند که شنوندگان، پیشتر، تصویر بطری آب مورد نظر را در رسانه برادر- تلویزیون- دیده اند و لازم نیست توضیح واضحات به امواج رادیویی بفرستند. بسیاری از آگهی هایی که روزانه از رادیو پخش می شوند به همین شیوه ساخته شده اند. یعنی وابسته به تیزر تلویزیونی هستند. تعداد کمی هم به صورت اختصاصی به شکل صوتی به بخش بازرگانی صداوسیما ارائه می شوند. برای بعضی تبلیغات، نیاز به تلاش زیادی نیست. برای مثال وقتی مسئولان روابط عمومی یکی از بانک ها تصمیم می گیرند مهلت افتتاح حساب برای شرکت در قرعه کشی بی نظیر خود را به اطلاع عموم مردم برسانند، نام بردن از جوایز تخیلی این ماراتن برای تحریک اذهان و پیش بردن گام های عمومی به سمت گیشه های افتتاح حساب کافی است. تصویر های تلویزیونی تنها به ماندگاری چند لحظه بیشتر موضوع در ذهن مخاطب کمک می کنند. اما اصل قضیه اطلاع رسانی است و اعلام عدد و رقم جوایز و ذکر این نکته که مدل ماشین های اهدایی این بانک از بانک همسایه بالاتر است، تفاوتی در تبلیغ رادیویی یا تلویزیونی ندارد. به همین دلیل هم سفارش دهندگان این دست تبلیغات در نظر می گیرند که با استفاده از امواج رادیویی می توانند با هزینه کمتر و تکرار بیشتر، نام خود را بیشتر و بیشتر به ذهن مخاطب رسوخ دهند. با این وجود درصد محدودی از صاحبان کالا، رادیو را به عنوان یک رسانه مستقل در نظر می گیرند. تنها به این دلیل ساده که «جذابیت تصویر» گیراتر از «صدای استریو» است. مسئول بخش تیزر های رادیویی یک شرکت تبلیغاتی، تیزر های تلویزیونی یک شرکت تولید کننده ماکارونی را مثال می زند که در کنار استفاده از یک موسیقی ملایم: «برای نشان دادن مراحل درست شدن ماکارونی از تصاویر زیبای طبیعت و همچنین یک کودک زیبا استفاده کرده است.» یعنی یک آگهی تصویری که: «بیننده را مشتاق می کند.» چنین تبلیغی به طور کامل تلویزیونی است و بردن آن به شبکه های رادیویی تاثیرش را خنثی خواهد کرد. اما کارخانه دیگری توانسته با تمرکز بر آگهی های رادیویی برای ماکارونی خود جایگاهی صوتی ایجاد کند. • تصویر صوتی شاید یکی از دلایل پائین بودن میانگین سطح کیفی تبلیغات رادیویی نسبت به تلویزیون، توجه نکردن به امکان تصویر سازی در ذهن مخاطب به وسیله صدا است. کاری که تنها به کمی دقت و توجه نیاز دارد و در مقابل تصویر سازی تلویزیونی ساده تر انجام می شود. به خصوص با در نظر گرفتن این نکته که ریشه های عمیق فرهنگ شاعرانه ما به ادبیات دوره پیش از ثبت تصویری و گرافیکی برمی گردد. کافی است نگاهی به تبلیغات تلویزیونی کشورهایی مثل ایران و ایتالیا بیندازید و ببینید که در چنین کشورهایی کمتر می توان تیزر تلویزیونی پیدا کرد که سفارش دهنده یا سازنده آن به چشم های مخاطب خود اطمینان کامل داشته باشد. حجم بالایی از تبلیغات ما با شعر و توضیح و کلمه در ذهنمان می رود. پس چرا از این ویژگی فرهنگی بهتر استفاده نمی کنیم؟ «لطف الله زارعی قنواتی» سرپرست اداره کل بازرگانی صداوسیما می گوید: «تبلیغاتچی های ما واقعاً تبلیغات متناسب با رادیو نمی سازند. معمولاً یک تیزر تلویزیونی می سازند و می گویند صدایش هم از رادیو پخش شود.» او که خود در رشته تبلیغات و بازاریابی تحصیل کرده معتقد است سازندگان تبلیغ رادیو را در کنار روش های دیگر تبلیغی مثل روزنامه یا تبلیغات محیطی و برای یادآوری آنچه در تلویزیون می بینیم در نظر می گیرند. «اگر تیزر رادیویی خوب بسازند تاثیر بسیار بیشتر و بهتری خواهد داشت.» همه تقصیر ها را هم نمی توان به گردن شرکت های تبلیغاتی انداخت. دست کم خودشان چنین چیزی را قبول ندارند: «مشاوره ضعیف نیست بلکه دست مان بسته است.» توضیح: «معمولاً مشاوران تبلیغاتی باید مشتری ها را راهنمایی کنند. به این معنی که مدیر کارخانه و کارکنان یک شرکت تولیدی باید وظایف خودشان را انجام دهند و وظیفه معرفی کالا را به مشاور تبلیغاتی خود بسپارند.» اما این اتفاق ساده در عمل بسیار پیچیده می شود: «مدیران شرکت ها می خواهند همه کارها در دست آنها باشد. به این دلیل که هزینه می کنند، یا اطمینان لازم وجود ندارد و نمی خواهند سرشان کلاه برود. به همین دلیل در کادر فنی هم دخالت می کنند و با اعمال سلیقه خود دست مشاور تبلیغاتی را می بندند.» مثلاً وقتی مشاور معتقد است برای رادیو باید تبلیغی جداگانه ساخته شود، صاحب کالا به تصور «هزینه اضافی» راه آن را می بندد و امر می کند که تیزر تلویزیونی خوب از آب درآمده، پس خوب است صدایش هم در رادیو پخش شود. نتیجه در بسیاری موارد این است که شنونده رادیو تصور می کند مثلاً فلان کارخانه صنعتی برای استیل خود تبلیغ می کند. اما کمی بعد با دیدن تیزر تلویزیونی آن می فهمد که: «آه، منظور از «استیل»، «سینک ظرفشویی» بوده!» • می شود- نمی شود در رادیو پخش بعضی از انواع تبلیغ غیر ممکن است. مثلاً می توانید با خیال راحت گزارش یک مسابقه فوتبال را از شبکه ورزش رادیو بشنوید و البته زحمت بکشید که خودتان توپ را پیدا کنید، اما مطمئن باشید هیچ زیر نویس صوتی وجود ندارد که از شرایط ثبت نام فلان مرکز آموزشی خبر دهد و صفحه فوتبال شما را نیمه تار کند. تبلیغ دهندگان رادیویی حتماً باید منتظر پایان صحبت های گوینده بمانند حتی اگر گوینده مجبور شود آهنگ صحبتش را تند کند تا به پایان جمله برسد و توضیح هم بدهد که: «به دلیل زیاد شدن زمان پخش آگهی مجبوریم زودتر از حضور شما مرخص شویم.» زیاد و کم شدن حجم آگهی ها یا زمان پخش آن به نظر شخصی مجری یا تهیه کننده برنامه ربطی ندارد. حتی نوع تبلیغات هم از دست آنها خارج است. مجری یکی از برنامه های کاملاً فرهنگی شبکه فرهنگ از پخش بعضی آگهی ها در وقفه کوتاه برنامه ناراضی است. فرض کنید یک نویسنده کهنه کار، بعد از روز ها پیگیری و اصرار، راضی شده است. فرض کنید یک نویسنده کهنه کار، بعد از روز ها پیگیری و اصرار، راضی شده که قبول زحمت فرموده و در یک برنامه فرهنگی حاضر شود، برنامه قطع می شود و انواع و اقسام صداها، به شیوه های مختلف یک نوع «چیپس جدید» را به شنوندگان معرفی می کنند. حتی سرپرست اداره کل بازرگانی صداوسیما هم اطلاع دقیقی از حجم و زمان پخش آگهی ها ندارد: «اختیار آن با ما نیست. به سلیقه سفارش دهندگان بستگی دارد که قبل از چه برنامه ای و چند بار می خواهند تبلیغ شان پخش شود.» و ادامه می دهد: «حتی امروز که اینجا نشسته ایم مشخص نیست فردا چه تعداد آگهی از رادیو پخش خواهد شد.» چون: «آگهی ها یک روز جلوتر مشخص می شوند، شبکه های رادیویی حتی دو ساعت زود تر از پخش هم آگهی را قبول می کنند.» «زارعی قنواتی» در مورد روند کار پخش بازرگانی صداوسیما می گوید: «هر روز از ساعت دو بعدازظهر شورایی شامل بیست کارشناس مسائل مختلف فرهنگی و اجتماعی تشکیل می شود.» در این شورا مسئولان شبکه های رادیو و تلویزیون، کارشناس حقوقی، موسیقی، ادبیات فارسی و مسائل مختلف اجتماعی و فرهنگی حضور دارند و تقاضاهای رسیده را بازبینی یا بازشنوایی می کنند و با مدارک لازم تطبیق می دهند. در صورتی که این تبلیغات تصویب شوند به آنها یک «کد» تعلق می گیرد و «بقیه کارها به عهده نمایندگی پخش است که زیر نظر صندوق بازنشستگی صداوسیما فعالیت می کند.» خانم شاه محمودی مسئول دفتر نمایندگی پخش، با تاکید بر این نکته که نمی توان به رسانه رقیب- روزنامه- اطلاعات آماری داد از زمان پخش آگهی در شبکه های مختلف رادیویی چیزی نمی گوید. اما زارعی قنواتی معتقد است آمار دقیقی از حجم آگهی ها وجود ندارد: «در روز های مختلف و ماه ها و فصل های سال، حجم پخش آگهی متفاوت است.» برای مثال به طور معمول ماه های خرداد و تیر و مرداد ماه های کم آگهی سازمان صداوسیما حساب می شود. اما خرداد و تیر ۸۵ به یمن برگزاری مسابقات فوتبال جام جهانی و به خصوص به دلیل حضور تیم ایران به ماه هایی پرآگهی تبدیل شده اند. با این وجود: «هیچ گاه زمانی که ما پیش بینی می کنیم و از طرف شبکه های رادیویی و تلویزیونی به پخش آگهی اختصاص داده می شود، پر نمی شود.»

به گفته زارعی قنواتی: «در بهترین حالت حدود یک سوم از زمان پیش بینی شده پر می شود.» حتی در همین روزهای پرمخاطب: «باکس آگهی شبکه ورزش رادیو در زمان پخش بازی های ایران پر بود. بعضی از تیم های بزرگ و پرطرفدار مثل انگلیس، ایتالیا یا برزیل هم خوب تبلیغ دارند. اما در بازی تیم های دیگر چنین چیزی نیست.» صاحبان آگهی ها هم این نکات را در نظر می گیرند. هر چند سیستم دقیقی برای محاسبه میزان مخاطب برنامه ها وجود ندارد و برخلاف بعضی کشورها که به گفته زارعی قنواتی تعداد بینندگان یا شنوندگان شبکه های مختلف را با استفاده از سیستم «ریتنیگ» (rating) به دقت محاسبه می کنند، ما بیشتر به سیستم شنیده ها و حدس و گمان خود تکیه می کنیم. • GF یا طبقه های بالای بالا مخاطب شناسی برنامه های رادیویی یا تلویزیونی همان طور که چندان به کار سازندگان برنامه های صدا و سیما نمی آید، برای سفارش دهندگان آگهی ها هم لازم به نظر نمی رسد. اگر هر کدام از گروه های مرتبط با رادیو و تلویزیون نیازی به دریافت اطلاعات مخاطبان احساس می کردند، حرکتی در این زمینه انجام می شد. دست کم چنین نبود که مرکز تحقیقات صدا و سیما، نه تنها در مورد رادیو که بیشتر اوقات به چشم فرزند اضافی به آن نگاه می شود، بلکه حتی در مورد تبلیغات تلویزیونی هم کار خاصی انجام نشده است. مسئول این مرکز تنها یک پایان نامه در مورد تبلیغات دارد که: «آن هم مربوط به رشته زبانشناسی است و زبان تبلیغات را بررسی کرده.» با این وجود کسی در تاثیرات غیرقابل انکار تبلیغات رادیو و تلویزیون شک نمی کند. با همین اطمینان است که تولیدکنندگان و مراکز مختلفی که می توانند هزینه پخش آگهی های رادیویی یا تلویزیونی را بپردازند در استفاده بهینه از این رسانه ها شکی به دل راه نمی دهند. مشاوران تبلیغاتی هم علاوه بر آماده کردن تیزرها برای معرفی هر چه بهتر موضوع، روش استفاده بهتر از رسانه ها را هم به صاحب آگهی گوشزد می کنند: «ما حتی برای هزار تومان شرکت آگهی دهنده برنامه ریزی می کنیم. اگر مشاور تشخیص دهد که یک تبلیغ رادیویی پاسخگوی نیاز تولیدکننده است، با صرف هزینه کمتر، علاقه بیشتری به رسانه صوتی نشان می دهد. مثلاً سازنده تیزر رادیویی شرکت لبنیاتی خزرشیر می گوید: «برای تولیدکننده این محصول جا انداختن نام آن مهم تر از نشان دادن شکل بسته بندی ها بود. بنابراین تبلیغ رادیویی با زمان هفده ثانیه ساختیم و در تکرارهای بعدی این زمان را به یازده ثانیه رساندیم.» سازنده این تبلیغ هم اگر به این نتیجه برسد که هزینه تبلیغات رادیو از تاثیر آگهی روی مخاطب بیشتر است، ترجیح می دهد شیوه و ابزار دیگری برای خود انتخاب کند. شرکت های تبلیغاتی از بالا رفتن هزینه رادیو در یک سال اخیر می گویند. مطابق قانون رادیو، پخش تبلیغ در ساعت ها و قبل از برنامه های مختلف در طبقه مشخصی قرار می گیرد. «فرمول هزینه ثابت است. اگر متقاضی پخش آگهی در ساعت یا برنامه خاصی تغییر کند، طبقه آن هم تغییر می کند.» اگر متقاضی پخش آگهی زیاد شود، جهش طبقه صورت می گیرد و اگر میزان درخواست ها کم شود، هزینه در طبقه پایین تری محاسبه می شود. «زارعی قنواتی» در مورد این تغییرات توضیح می دهد که: «فرمول هزینه ها در شورای نظارت تصویب شده و به صورت اتوماتیک اجرا می شود. یعنی کسی نمی تواند در آن دخل و تصرف کند.» اما شرکت های تبلیغاتی که در بیشتر موارد حلقه واسط بین صاحب کالا و سازمان صدا و سیما هستند نه تنها از پایین آمدن طبقه حرفی نمی زنند، بلکه بالا رفتن طبقات را هم نه پله پله، که چند طبقه ای می دانند و اینکه: «مهمترین مسئله تبلیغات رادیویی در حال حاضر همین مشکل هزینه ها است.» شاید با وجود مشکلاتی مثل «زیاد بودن تعداد درخواست ها و بالا رفتن هزینه برای سفارش دهندگان» و همچنین «کم بودن میزان درخواست ها و خالی ماندن زمان پیش بینی شده برای واحد بازرگانی صدا و سیما» یا «دخالت های غیرکارشناسی صاحبان آگهی در چگونگی پخش تبلیغات رادیویی»، جایی برای طرح مسائل کیفی، که پیش پا افتاده می نماید نباشد و بیشتر، مته به خشخاش گذاشتن تعبیر شود. مثلاً اینکه ایراد بگیریم که چرا صدای یک گوینده واحد روی سه تبلیغ پشت سر هم پخش می شود و مخاطبانی که بیشتر «شنونده» هستند، نه «گوش دهنده»، مرز بین پایان یک آگهی و آغاز دیگری را تشخیص نمی دهند. چنین نکته های کوچکی در پخش آگهی های رادیویی بر کیفیت کار و تاثیری که در ذهن مخاطب می گذارد اهمیت زیادی دارد. اهمیتی که البته علاقه چندانی به درک آن نشان داده نمی شود. • نظریه های مخاطبان اگر از هر کدام از ما بپرسند تبلیغات- نوع رادیویی، تلویزیونی، کبریتی یا محیطی آن چندان مهم نیست- چه تاثیری بر شما می گذارد، به احتمال زیاد ژست روشنفکرانه ای به خود می گیریم و با ذکر این نکته که اساساً توجه چندانی به تبلیغات نداریم، وانمود می کنیم از آن دست آدم های ساده لوحی نیستیم که تحت تاثیر عوامل محیطی قرار بگیریم. به خصوص در مورد رادیو که چون حضورش را نمی بینیم کمتر آن را جدی می گیریم. از پسر یازده ساله ای در مورد تبلیغات رادیو می پرسم. بلافاصله می گوید: «رادیو گوش نمی دهم.» از محصولی نام می برم که فقط در رادیو تبلیغ شده است و از او می خواهم در مورد آن کالا توضیح دهد. حضور ذهنش خوب است و شروع می کند به خواندن شعر آن تبلیغ و با دهان، موزیک همراه با آواز را هم می نوازد. بعد خودش به این نتیجه می رسد که بارها و بارها تبلیغ موردنظر را در رادیوی سرویس مدرسه و در هنگام بازگشت به منزل شنیده است. بعضی افراد، مثل راننده همین سرویس مدرسه هم ساعت های زیادی را همراه با پیام های رادیویی می گذرانند. اما کمتر پیش می آید که به طور آگاهانه و مشخص به پیام های بازرگانی این رسانه گوش دهند. بسیاری از این شنوندگان در هنگام شنیدن آگهی ها همان تصاویر تلویزیونی را در ذهن خود دوره می کنند و هیچ تصوری از تیزری که به منظور پخش رادیویی ساخته شده باشد ندارند. آنهایی هم که کمتر به صفحه تلویزیون نگاه کرده اند، با شنیدن بعضی از پیام ها بیشتر دچار سرگردانی می شوند تا اشتیاق پیدا کردن به خرید محصول مورد نظر. با این حال کمتر تماس تلفنی با روابط عمومی رادیو یا برنامه های مختلف به پخش آگهی مربوط می شود. حتی شنوندگانی هم که همیشه از پخش تبلیغات گله می کنند که: «وقتی یک دکتر متخصص آورده اند که مجبور است در وقت کم، مسئله ای را مطرح کند، صحبت او را قطع می کنند یا بخشی از سئوالات تلفنی را بی جواب می گذارند، چرا که وقت تنگ است. اما خیلی راحت چند دقیقه ای را به پخش آگهی اختصاص می دهند.» بعضی شرکت های تولیدکننده یا خدماتی هم، خود را از حد فاصل موزیک آغاز و پایان تبلیغ بیرون آورده اند و نامشان را در طول پخش برنامه های رادیویی تکرار می کنند. برنامه هایی که بیشتر شامل مسابقه ها و برنامه های تفریحی آخر هفته می شود و با یک حساب ذهنی، می توان گفت شنوندگان بیشتری را به روشن کردن پیچ رادیو وامی دارند. نام این شرکت ها در قالب جواب مسابقه، یا اهداکننده جایزه به برندگان مطرح می شود. در دنیای تبلیغات، مهمترین مسئله مطرح شدن و تکرار نام موردنظر است. به خصوص اگر با چهره ای مثبت و «هدیه دهنده» همراه شود. رادیو اگر از سوی سفارش دهندگان آگهی و شرکت های تبلیغاتی و همچنین سازندگان برنامه ها کمی جدی تر گرفته شود، می تواند تاثیر بسیار مطلوب تری در چرخه تبلیغات و به تبع آن اقتصاد کشور داشته باشد. کشف راه های تاثیرگذاری، فقط به کمی توجه و خلاقیت نیاز دارد. با کشف راه های بهتر شاید حتی بتوان خود کوه دماوند را به شنوندگان رادیو خوراند.


دانلود با لینک مستقیم


دانلود صاحبان آگهی به تبلیغات رادیویی بها نمی

بیماری کزاز

اختصاصی از یاری فایل بیماری کزاز دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

بیماری کزاز کزاز بیماری است عفونی مشترک بین انسان و دامها که معمولاً بصورت تک تک و پراکنده دیده می شود . بعلت آلوده بودن وسائل جراحی نیز ممکن است چند تن در بخش جراحی بدان دچار گردند . این بیماری متأسفانه در کشور عزیز ما زیاد دیده می شود . کزاز میکروب خاصی است که در انتهای آن اسپور وجود دارد ( سنجاق مانند ) در محیط خارج مقاومت زیادی از خون نشان می دهد و اسپوری تولید می کند که مقاومتش خیلی زیادتر است . اثرات میکرب بواسطه سم بسیار قوی است که ترشح می کند و از راه لنف ، خون بمراکز عصبی میرود . با سم میکرب کزاز توانسته اند علائم بیماری را تولید کنند . میکرب کزاز در خاک ، مدفوع اسب و گاو و آب و گرد و خاک وجود دارد . مطلب مهم اینکه ابتلاء به کزاز ایمنی کاملی ایجاد نمی کند لذا بهترین وسیله برای جلوگیری از آن واکسیناسیون می باشد . از سوی دیگر سرم ضد کزاز برای پیشگیری سودمند است ولی برای درمان بویژه پس از بروز نشانه های بیماری ندارد . «نشانه های کزاز» دوران پنهانی متوسط بیماری ۸-۷ روز است هر قدر دوران نهفتگی کوتاهتر باشد عاقبت بیماری خطرناکتر است گاهی در مرحله ی نهائی چرک زخم کم شده و سوزش و انقباض عضلانی ظاهر می شود . امکان ابتلاء مجدد در غیاب واکسیناسیون وجود دارد و هر اندازه فاصله بین شروع و انقباض عمومی حاصل از سم بیشتر باشد پیش آگهی بهتر است . اولین نشانه ی کزاز دشواری بلع و کلید شدن دهان است . بیمار خیلی بزحمت دهان خود را باز می کند عضلاتی که برای جویدن بکار میرود در موقع انقباض دردناک و سفت هستند سپس انقباض در عضلات گردن ، صورت و ستون فقرات و شکم و غیره فرا می رسد ( انقباض عمومی ) . انقباض عضلات صورت ، شکل مخصوصی به مبتلا می دهد و مانند این است که بیمار خنده بی نمکی به لب دارد ( خنده شیطان ) در حالت حمله عضلات جونده منقبض شده و بواسطه گرفتاری ماهیچه های ستون فقرات بدن بعقب خم می شود ( نظیر کمان ) یعنی سطح اتکاء تنها پشت سر و پاشنه ها می باشد . هر گاه انقباض عضلات یک طرف بدن زیاد شود بدن بهمان طرف خم می شود و اگر تمام عضلات بدن بطور یکنواخت دچار شده باشند تمام بدن کشیده و بشکل خبردار در می اید . در شیرخواران و افراد خیلی پیر کزاز خطرناک است . انقباض عضلات عمومی بصوت حمله ای ظاهر می شود یعنی در اثر تحریک بیمار با روشنائی و صدا ، تزریق و یا لمس بدن ، جمع شدن عمومی بدن فرا میرسد ، فکها سخت بهم فشرده شده و سایر عضلات نیز سفت می شوند . انقباض عضلات حنجره و شکم و دیافراگم وعضلات تنفسی باعث خفگی می شود . اگر انقباض ماهیچه های تنفس طولانی باشد موجب کبودی رنگ می گردد . حملات انقباضی بیمار را فرسوده و خسته می کند . کلید شدن دهان سبب تشنگی ، اتلاف شدید انرژی ، عرق ( دفع الکترولیتها ) آسیب ماهیچه ها ( پارگی ) و گرسنگی میشود . تب در ابتدای بیماری درحدود ۳۸ درجه بوده و بتدریج بالا میرود به ۴۰ و بالاتر میرسد . نبض سریع نیست تعداد تنفس درخارج از حملات تند است و اگر به ۴۰ بار در دقیقه برسد تقریباً وقوع مرگ حتمی است . در کزاز تعریق فراوان وجود دارد ، فشار خون پائین و بی خوابی وجود دارد . گاه بیماری شدت می یابد و بیمار در عرض ۳-۲ روز در حالت سکته قلبی یا خفگی یا وارد شدن مواد غذائی در ششها تلف می شود و یا برعکس در عرض چند هفته انقباض عضلانی تخفیف یافته بهبودی حاصل می گردد . انواع خیلی سخت و سبک بیماری هم وجود دارد . فلج یک پا و یا دو پا و فلج صورت و چشم به تنهائی دیده می شود . اگر فاصله بین اولین علامت کزاز با شروع انقباض عمومی ماهیچه ها کمتر از ۴۸ ساعت باشد بیماری خیلی جدی و بدخیم می باشد . « پیشگیری » اسپور کلستریدیوم تتانی از راه خراش کوچک و بزرگ و زخم و شکستگی ها و غیره وارد بدن می شود ، اگر شرایط رشد و افزونی آن فراهم باشد سم ترواش می کند و این سم راهی مراکز عصبی می شود ، بنابراین قبل و بعد از وارد شدن باسیل در بدن می توان پیش گیری لازم را انجام داد . دادن آنتی بیوتیک ،‌ ضدعفونی کردن و رعایت پاکیزگی زخم نیز از رشد احتمالی و تراوش سم جلوگیری می کند ، باسیل کزاز در بافتهای خراب شده بهتر رشد می کند بنابراین پانسمان و رعایت پاکی زخم وعمل جراحی لازم سودآور می باشد . « واکسیناسیون » تزریق واکسن مؤثرترین روش حفاظت در برابر کزاز است . کزاز نوزادان با واکسینه کردن مادر در زمان حاملگی قابل پیشگیری است . * پیشگیری پاسیو ایمنی پاسیو می تواند بوسیله آنتی توکسین کزاز ( ایمونوگلوبولین انسانی ) تأمین گردد . سرم اسبی ممکن است موجب واکنشهای آلرژیک و حتی مرگ در اثر شوک آنافیلاکتیک ((حساسیتی ))شود . ایمونوگلوبولین کزاز انسانی معمولاً فاقد خطرات ذکر شده بوده و قدرت آن هم بیشتر از نوع آنتی توکسین هترولوگ است وجانشین سرم اسبی شده است . * پیشگیری با آنتی بیوتیکها کلستریدیوم نسبت به پنی سیلین حساس است بنابراین کاربرد آن در زخمهای مشکوک منطقی و گاه ضروری است ولی باید بخاطر داشت که در زخمهای له و خراب شده دارو بمحل زخم نمی رسد ( بسبب اختلال جریان خون ) لذا امکان زنده ماندن و رشد باسیلها وجود دارد . عملاً در برخی بیماران مشاهده شده است که در زخمهای تمیز شده و عمل شده با وجود کاربرد پنی سیلین جانشینی برای واکسن یا سرم ضدکزاز نمی باشد . * نظافت و جراحی زخم ‌ برای از بین بردن محیط غیرهوازی بافت و رشد اسپورها سود بخش است عمل جراحی و تمیز کردن زخم هر چه زودتر صورت بگیرد اثر سودبخش تری خواهد داشت ( رشد باسیل و تولید سم کاهش خواهد یافت ) توجه به این نکته حائز اهمیت است که بهترین وسیله پیشگیری از کزاز واکسیناسیون کلیه افراد درحال تندرستی است . « درمان » گرم و مرطوب کردن اطاق ، فیزیوتراپی قفسه صدری ،خارج کردن تراوشات سینه و حلق ، حرکت دادن بیمار در روی تخت ، مراقبت چشمها ، تغذیه از راه لوله معدی ، تجویز آرام بخش ها ( دیازپام ) بمقدار کافی ، آنتی بیوتیکها و در صورت لزوم باز کردن نای تنفس مصنوعی با دستگاه و مراقبت دقیق و دائمی بیمار که بطور واضح تمام این موارد به توصیه و تحت نظارت پزشک انجام می شود

کزاز یک بیماری باکتریایی جدی است که منجر به سفتی عضلات جونده دیگر عضلات می شود. بیماری منجر به گرفتگی عضلانی شدید و مشکل تنفسی و نهایتاً مرگ می گردد.

         یک زخم، پارگی یا دیگر زخم ها منجر به یک عفونت کزاز تولید کننده سم در افراد غیر ایمن می شود.

اسپور باکتری کزاز، کلستریدیوم تتانی، معمولاً در خاک دیده می شود. در صورت قرار گرفتن باکتری در یک زخم ، تولید سم  کرده که با عملکرد اعصاب و عضلات تداخل می نماید.

         درمان در استرس ، کم اثر و ناکارا می باشد. کزاز ممکن است علیرغم درمان، کشنده باشد. در ایالات متحده با حدود 100مورد بروز سالانه بیماری جزء بیماری های نادر محسوب می شود. یک تعداد کمی از بیماران نهایتاً می میرند. بهترین راه مقابله با کزاز پیشگیری است.

·     علائم و نشانه ها

-     سفتی فک ، گردن و دیگر عضلات

-      تحریک پذیری

-       گرفتگی عضلات جونده، گردن و دیگر عضلات


دانلود با لینک مستقیم


بیماری کزاز

پاورپوینت فناوری تولید و فراوری زعفران در ایران

اختصاصی از یاری فایل پاورپوینت فناوری تولید و فراوری زعفران در ایران دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

نوع فایل:  ppt _ pptx ( پاورپوینت )

( قابلیت ویرایش )

 


 قسمتی از اسلاید : 

 

تعداد اسلاید : 25 صفحه

Khorasan Research Center for Technology Development مقدمه: عمده ترین واردکنندگان زعفران ایران: اسپانیا  امارات متحده عربی  آلمان ایتالیا  فرانسه  بحرین  سوئیسمصارف زعفران:  صنایع غذایی  آرایشی و بهداشتی  صنعت رنگرزی  امور هنری  دارویی (مخصوصاً اخیراً به عنوان داروی ضد سرطان مطرح است).
New Saffron Products Figure: Results of a survey on consumer preferences for a new saffron products in year 2003 گونه های وحشیCrocus شناسایی شده در ایراننزدیکترین گونه به گونه زعفران زراعیزعفران جوقاسم Crocus haussknechtii زعفران آلمه C.
Almehensis زعفران خزر C.
Caspiusزعفران زیبا C.
Speciosusزعفران بنفش C.
Michelsoniiزعفران زاگرس C.
Cancellatusزعفران سفید (دوگله) C.
Biflorusزعفران گیلان C.
Jilanicusزعفران کورکووی C.
korolkowii نیازهای اقلیمیزعفران طالب زمستانهای پربرف و ملایم و تابستانهای گرم و خشک است.  رطوبت: نیاز آبی 300 میلی متر بارندگی در طول دوره رشد  حرارت: حداقل سرمای قابل تحمل 18-حداکثر گرمای قابل تحمل 40+  خاک: بافت شنی لومی و کلسیم دار و pH خنثی مایه زنی بنه زعفران با قارچ مایکوریز باعث افزایش رشد 26% بنه نسبت به شاهد شده است.  ارتفاع: 32 تا 36 درجه عرض شمالی و تا ارتفاع 1000 متر از سطح دریا آخر اردیبهشت تا 16 تیر دوره خواب کامل 16 تیر تا 10 مرداد تکوین برگهای اولیه در جوانه پیاز 10 مرداد تا 25 مرداد آفرینش جام گل و دستگاه تناسلی طول دوره های رشد اولیه 30، توسعه 55، میانی 105 و نهایی زعفران 30 روز تکامل گل و مراحل مختلف رشد گیاه زعفران در یک دوره یکساله استفاده از بنه های 8 گرم به بالا توصیه به کشت بنه های با قطر 3 سانتی متر به بالا با وزن تقریبی 8 گرم مقایسه میانگین اثر وزن پیاز بر تعداد گل در متر مربع انتخاب بنه Number of Flowers No/m2 زمان کشت تراکم بوته و روش کشت 50 بوته در مترمربع بصورت تک کاری همانند دانه تسبیح به فاصله ردیف و بوته (cm10×20) یا (cm5×40) و ردیفی توصیه می شود. روش کشت مخلوط زعفران و زیره سیاه به نسبت دو ردیف زعفران یک ردیف زیره سیاه توصیه می شود.
آبیاری نمودار 1- اثر آبیاری تابستانه بر تعداد کل در مترمربع نمودار 2- اثر آبیاری تابستانه بر وزن کل در هکتار  یکبار آبیاری در مردادماه علاوه بر آبیاریهای متداول توصیه می شود.
نیاز آبی حدود 3000 مترمکعب یک بار آبیاری در مرداد ماه توصیه گردیده بالاترین نیاز آبی در فروردین و اردیبهشت با مقدار 5/2 میلی متر در روز بهترین زمان آبیاری در خراسان 15 مهر دوره آبیاری هر 15 روز یکبار کوددهی مصرف 25 تن کود دامی یا محلولپاشی یک بار در اسفندماه با کود مایع مخلوط (N12% ، P2058%، K2O4% + کلاتهای آهن، روی، منگنز و مس) با غلظت 7 در هزار و 1000 لیتر آب در هکتار (افزایش 33% عملکرد) یا 100 کیلو اوره در هکتار پس از برداشت گل وجین و مبارزه با علفهای هرز  ترجیحاً مبارزه تلفیقی با توجه به ارگانیک بودن محصول زعفران  مبارزه با علفهای هرز پهن برگ قبل از ظهور گیاه و پس از رویش Sencor (Metribuzin)   مبا

  متن بالا فقط قسمتی از محتوی متن پاورپوینت میباشد،شما بعد از پرداخت آنلاین ، فایل را فورا دانلود نمایید 

 


  لطفا به نکات زیر در هنگام خرید دانلود پاورپوینت:  ................... توجه فرمایید !

  • در این مطلب، متن اسلاید های اولیه قرار داده شده است.
  • به علت اینکه امکان درج تصاویر استفاده شده در پاورپوینت وجود ندارد،در صورتی که مایل به دریافت  تصاویری از ان قبل از خرید هستید، می توانید با پشتیبانی تماس حاصل فرمایید
  • پس از پرداخت هزینه ،ارسال آنی پاورپوینت خرید شده ، به ادرس ایمیل شما و لینک دانلود فایل برای شما نمایش داده خواهد شد
  • در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون بالا ،دلیل آن کپی کردن این مطالب از داخل اسلاید ها میباشد ودر فایل اصلی این پاورپوینت،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
  • در صورتی که اسلاید ها داری جدول و یا عکس باشند در متون پاورپوینت قرار نخواهند گرفت.
  • هدف فروشگاه جهت کمک به سیستم آموزشی برای دانشجویان و دانش آموزان میباشد .

 



 « پرداخت آنلاین »


دانلود با لینک مستقیم


پاورپوینت فناوری تولید و فراوری زعفران در ایران

آلودگی هوا

اختصاصی از یاری فایل آلودگی هوا دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 132

 

مقدمه:

ترکیبات جو

هوا مخلوطی از گازهای مختلف است. گرچه جو زمین ظاهراً به دلیل ماهیت گازی شکل خود بی وزن به نظر می رسد، اما دارای جرمی به مقدار 1014×6/5 تن می باشد. به استثنای بخار آب، نسبت اختلاط گازهای تشکیل دهنده هوا تا ارتفاع 60 کیلومتری نسبتاً ثابت است. حدود 99 درصد حجم هوای زمین را دو گاز ازت و اکسیژن تشکیل می دهد که ازت با 78 درصد، پیکره اصلی جو زمین است، بعد از آن اکسیژن قرار دارد، و سایر گازها فقط یک درصد را شامل می شوندو جدول گازهای تشکیل دهنده جو را در یک هوای خشک (بدون بخار آب و آلاینده ها) به صورتهای حجمی و جرمی نشان می دهد که معمولاً تقسیم بندی حجمی آن متداولتر است. اگر سهم بخار آب موجود در جو را نیز در این تقسیم بندی دخالت دهیم، این نسبتها ثابت نخواهد بود زیرا دمای طبقات پایین جو همیشه در حال تغییر است و با رسیدن دما به نقطه میعان و تبدیل بخار به مایع، درصد حجمی بخارآب در جو تغییر خواهد کرد. گرچه وزن مولکولی بخار آب از وزن سایر عناصر تشکیل دهنده جو کمتر است، با این وجود بخار آب عمده در لایه های پایین جو متمرکز می باشد. بیشترین مقدار بخار آب در لایه مجاور سطح زمین است و با افزایش ارتفاع، به سرعت از میزان آن کاسته می شود. وجود بخار آب در نزدیکی سطح زمین: اولاً به دلیل وجود اقیانوسهاست که منبع اصلی تأمین آن است؛ و ثانیاً سرد بودن لایه های فوقانی جو که مانع از نفوذ بخار آب می شوند.

جالب است بدانیم که مقدار دی اکسید کربن موجود در جو زمین در طول قرن گذشته افزایش پیدا کرده است. بخشی از این افزایش به دلیل مصرف زیاد سوختهای فسیلی است که نتیجه آن آزاد شدن گاز CO2 است.

علاوه بر ترکیبات دائمی جو که اشاره شد، جو زمین حاوی مواد معلق گوناگون مانند ذرات نمک، گرد و غبار و قطرات بسیار کوچک آب نیز می باشد که نباید آنها را جزء ترکیبات گازی جو به حساب آورد. اما نقش این مواد، بخصوص قطرات کوچک آب را نیز نمی توان نایده گرفت.

جدول1 – ترکیبات حجمی و جرمی هوای خشک

نوع گاز

درصد حجمی

درصد جرمی

ازت

اکسیژن

آرگون

دی اکسید کربن

084/78

946/40

934/0

033/0

51/75

15/23

28/1

046/0

ارتفاع و ساختار جو

جو زمین، پوشش عظیم گازی شکل است که اطراف کره زمین قرار گرفته و حتی در سطح آن نیز نفوذ نموده است. هر مقدار از سطح زمین دور شویم از غلظت هوا کاسته می شود. بطوری که غلظت هوا در لایه های انتهایی آنقدر کم می شود که بالاخره بطور غیر محسوسی با جو خورشید در هم می آمیزد. در ابتدا کاهش غلظت هوا بسیار سریع است بطوری که 50 درصد جرم هوا در ارتفاع کمتر از 5/5کیلومتری سطح زمین قرار دارد و نیمی از آنچه باقی می ماند نیز در 5/5 کیلومتر دوم متمرکز است. به عبارت دیگر سه چهارم جرم هوا در ارتفاع کمتر از 11 کیلومتری سطح زمین پراکنده است. افزایش غلظت هوا در نزدیک سطح زمین یکی به دلیل جاذبه و دیگری فشاروارده از سطوح بالاتر جو است.

ساختارجو را میتوان از دیدگاههای مختلف مورد بررسی قرار داد. یکی از معیارهایی که بر اساس آن لایه های جو طبقه بندی می شوند دمای هوا است. طبقه بندی حرارتی از نظر تغییرات هوا و اثرات مستقیم گرما بسیار با اهمیت می باشد.

با توجه به محدود بودن اطلاعات ما از خصوصیات جو در لایه های فوقانی و به این دلیل که سطوح بالایی هنوز تحت بررسی و تحقیق می باشد هیچ گونه تعریف و مشخصه جامعی از ساختار جو در این قسمت وجود ندارد. در شکل 1 ساختار لایه بندی جو از برخی جنبه های فیزیکی نشان داده شده است. پایینترین لایه جو که در برگیرنده بیشترین جرم هواست و همچنین بزرگترین ویژگی آن کاهش تدریجی دمای هوا نسبت به ارتفاع می باشد. لایه تروپوسفر نام دارد. بیشترین تغییرات جوی که کاهش دما نسبت به ارتفاع مهمترین آنهاست، در این لایه اتفاق می افتد. ضخامت متوسط لایه تروپوسفر حدود 11 کیلومتر است.

روی لایه تروپوسفر طبقه استراتوسفر قرار دارد که ضخامت متوسط آن حدود 23 کیلومتر است. در 3 کیلومتر اول استراتوسفر، دمای هوا ثابت است اما در قسمتهایی بالاتر دمای هوا با ارتفاع افزایش می یابد لایه مزوسفر در بالای طبقه استراتوسفر واقع شده و به صورتی است که در آن دمای هوا نسبت به افزایش ارتفاع بطور سریع کاهش پیدا می کند. ترموسفر انتهاییترین لایه جو می باشد که در آن بار دیگر دمای هوا با ارتفاع به سرعت زیاد می شود. این لایه از ارتفاع تقریبی 80 کیلومتری شروع و تا 190 کیلومتری سطح زمین ادامه دارد. بدین ترتیب جو زمین از نظر حرارتی به چهار لایه متمایز: تروپوسفر، استراتوسفر، مزوسفر، و ترموسفر تقسیم می شود. مرز بین لایه های اول و دوم، تروپوپاز،مرز لایه های دوم و سوم استراتوپاز و مرز لایه های سوم و چهارم مزوپاز نام گرفته است. مزوپاز محلی است که پایینترین دما را دارا می باشد.


دانلود با لینک مستقیم


آلودگی هوا

دانلود درسهای آموختنی ازبحران اقتصادی جهانی

اختصاصی از یاری فایل دانلود درسهای آموختنی ازبحران اقتصادی جهانی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 3

 

صنعت و توسعه

چاپ

درسهای آموختنی ازبحران اقتصادی جهانی

شاید اولین سئوالی که بعد از شنیدن اخبار مربوط به بحران اخیر اقتصاد جهانی در ذهن شکل می گیرد،این باشد که چرا این اتفاق در اقتصاد دنیا افتاد؟ هدف از طرح این مبحث علاوه بر ریشه یابی دلایل این اتفاق؛ یافتن راهکارهایی برای مدیریت آن و عواقب و پیامد های احتمالی در اقتصاد کشور است.با نگاهی به ریشه این بحران که در آمریکا شکل گرفت،به نقاط مشترکی و نقاط افتراقی بین وقایع و رخدادهائی که موجد این وضعیت شد با آنچه در سیاستهای اقتصادی ما رخ میدهد می رسیم. شروع این بحران در آمریکا و از طریق تصمیمات و ساز و کارهایی که منجر به زیاده روی در اعطای تسهیلات بانکی و پرداخت اعتبارات اضافه بر ظرفیت موسسات مالی و پولی شد. وام های پرداختی به این ترتیب طی یک دوره به طور طبیعی به خرید مسکن بیشتر و رونق اقتصاد انجامید. ابزارهای تشویق پرداخت اضافه از جمله صدور اوراق مالی به اتکای مطالبات بانک ها به این روند شتاب بخشید. اما با تغییر شرایط و مواجهه با عدم بازپرداخت اقساط توسط وام گیرندگان، اعتبارات معوق افزایش یافت و مشکلاتی جدی را ایجاد کرد. مقایسه این عملکرد با تصمیم های مشابه ای که دراقتصاد ایران گرفته شده، مشابهت های زیادی را در روش و سیاست های اقتصادی نشان میدهد. پرداخت های اضافه بر ظرفیت موسسات مالی و بانکی به امید ایجاد رونق و بدون ملاحظه ی عواقب و پیامد های گریز ناپذیر و یا احتمالی نطفه ی بحران رامنعقد کرد. بحرانی که در ابتدا جلوه ی رونق و رشد اقتصادی با قبول کمی تورم داشت. اشتباه اولیه در سیاست ها وبرنامه ریزی اقتصادی در آمریکا، گرفتار شدن به تله ی اضافه پرداخت بود. این یک اشتباه ساختاری بود. در کنار مشابهتی که این اشتباه آمریکائی ها با بحث اضافه برداشت بانکهای ما دارد، این تفاوت وجود دارد که اشتباهات در آن جا به صورت سیستمی انجام میشود و لی منشا آن در اینجا فردی است؛ اما محصول هر دو یکی است. روش مورد عمل در آنجا، کاهش نرخ بهره با هدف رونق اقتصاد بود. به علاوه با فعال کردن موسسات مورد حمایت دولت تحت عنوان GSE )Government-Sponsored Enterprises ریسک های نقدینگی و اعتباری این وامها را کاهش دادند. دو اصل در تمام سیستم های بانکی دنیا برای پرداخت وام اعمال می شود: اول اهلیت وام گیرنده برای انجام کار، که با شناخت و ارزیابی مشتری همراه است و دیگری ارایه طرح کسب و کار است که براساس آن اعتبار پرداخت می شود.این موسسات در رقابت با یکدیگر سعی کردند وام بیشتری پرداخت کنند. شرایط دادن اعتبار و وام را سهل کردند و مراحل بررسی توجیه پذیری و ارزیابی توان مالی و فنی مشتری را کمرنگ و حذف کردند، و با قبول ملک خریداری به عنوان وثیقه، نسبت به پرداخت وام اقدام نمودند. فرض آنها این بود که در صورت نکول در پرداخت اقساط این وثایق برای بازپرداخت تکافو می کند وجای نگرانی باقی نیست. این مجموعه سیاست ها منجر به افزایش وام بانکی شد وبه همراه خود، تولید و عرضه را هم افزایش داد. در چنین شرایطی بانکها برای اینکه بتوانند بیش از حد توان منابع و مصارف بانک خلق پول کنند در غیاب مقررات تنظیم کننده بازارهای مالی حرکت کردند. با افزایش سود بانکی، تقاضای خرید و وام بانکی کاهش یافت و به دنبال آن قیمت مسکن کاهش و مبلغ قسط ماهانه وام ها افزایش یافت. بسیاری از وام گیرندگان از پرداخت اقساط خودداری کردند وموسسات مالی برای تامین منابعی که به عنوان وام پرداخت کرده بودند، ناچار به تملیک وثایق و عرضه ی آن به بازار شدند. این وثیقه ها که به ظاهرمستحکم بود،به معرض فروش گذاشته شد تا منابع را به بانکها بازگرداند و بانکها بتوانند دوباره این منابع را وام بدهند. عرضه ی بیشتر وثایق موجب کاهش بیشتر قیمت آن در بازار شد. کاهش بیشتر قیمت موجب افزایش اعتبارات معوقه و بیشتر شدن تملیک وثایق شد و به دور تسلسل تبدیل شد. این موضوع از جهاتی مشابه روند افزایش اعتبارات معوق در کشورما ست که به شکل دیگری موجب افزایش اعتبارات معوق شده است. مقایسه این شرایط با شرایط ما، مشابهت هایی را نشان می دهد.زیاده روی دراعطای اعتبارات بانکی ، بی دقتی در پرداخت اعتبارات ، عدم نظارت بانک بر مصرف وجوه و ارزیابی نکردن مشتریان بعد از پرداخت اعتبارات، نقاط مشترک قابل ذکر است که البته منشا و خاستگاه های متفاوتی دارد یک ایده ی خوب و صحیح.اگربه شکل بدی اجرا شود، مسلما خسارت زا خواهد بود. هرچه این ایده بزرگتر باشد، خسارت آن بیشترخواهد بود. این برنامه یکی از مصادیق اجرای بد یک ایده ی خوب است که به بدترین شیوه اجرا شد. بانکها و موسسات مالی در بدست آوردن اوراق مالی که به اتکای آن وام پرداخت کرده بودند؛ زیاده روی کرده بودند و ضعف در وصول مطالباتشان موجب شد که ارتباط آنها با موسسات مالی سایر کشورهای دنیا به تدریج دچار مشکل شود. شرایط به گونه ای پیش رفت که بانکها دیگر نتوانستند مطالبات خود را وصول کنند. ریسک کسانی که اوراق مالی با پشتوانه وامهای بانکی خریداری کرده بودند از مرحله خطر فراتر رفت و بازارهای مالی از جمله بازار سرمایه تحت تاثیر قرار گرفت. حال ممکن است این سئوال پیش بیاید که بانکهای آمریکایی دچار مشکل شدند، چرا این مشکل به بانکهای اروپایی تسری پیدا کرد؟ بانکهای اروپایی با خرید اوراق مالی منتشره که به اتکای مطالبات و وثایق بانکهای آمریکائی منتشر و صادر شده بود، واعتماد به این ساز و کار، در ریسک ناشی از اعتبارات مسکن شریک شدند و خودشان را درگیر کردند و با فروختن این اوراق به مردم ، آنها را هم به این گردونه وارد کردند. مدیران اقتصادی کشورهای غربی به دو خطای بارز دچار شدند؛ اول اینکه به این روش تزریق پول اعتماد کردند و زیاده روی های آن را ندیدند. دوم این که از وجود و تاثیرسیکل های رونق و رکود که واقعیتی همزاد اقتصاد باز است، غافل شدند. فرض خود را براین گذاشتند که دوران این سیکل به سر آمده است. حتی اقای گوردون بروان در سخنرانی خود درزمان ارائه بودجه سال گذشته به مجلس آن کشور بیان کرد که: " دوران سیکل رونق و رکود به سرآمده و اکنون روز به روز و با سرعت به سمت رونق می رویم". این خطای فکری آقای گوردون بروان و بسیاری از مدیران اقتصادی که در نظام اقتصاد آزاد کار می کنند،موجب شد تا فراموش کنند که سیکل های اقتصادی ساز و کاری برای بهینه کردن منافع و ریسک دراقتصادآزاد است و هر اقتصاد آزاد ناچار به رویارویی با این پدیده است و باید برای آن تدبیر و تدارک و پیشگیری کند و این دوران را طی کند. روشن است که هرچه فواصل دوران رونق و رکود بیشتر باشد، قدر مطلق رشد دوران رونق و افت دوران رکود افزایش می یابد.بنابراین ترکیبی از نادیده گرفتن این پدیده و به دنبال آن ،حرص و ولع و مسابقه برای ایجاد رونق باعث شد تا فضا و مقدمات لازم برای شرایط بحران فراهم شود . می توان گفت آنچه امروز اتفاق افتاده دیگر یک بحران بانکی نیست بلکه یک بحران اقتصادی است. ابزارهای بانکی میتواند بحران های بانکی را مهار کند. اما امروز اقتصاد غرب با بحران سیاست های اقتصادی که موجب بی اعتمادی مردم شده است مواجه شده است. این بحران اقتصادی ریشهای عمیق تراز یک مشکل بانکی دارد و آثار گسترده ای پیدا کرده است. مهمترین ریشه این مشکل را باید در بحران مدیریت اقتصادی رهبران کشورهای درگیر بحران جستجو کرد و نمی توان عنوان کرد که بانکها در این جریان عامل نقش بیشتری داشتند. اگرمشکل صرفا یک خطای اعتبارسنجی در یک یا چند بانک بود، دولت میتوانست با محکوم کردن عملکرد مدیران آن بانک یا بانکها، از سایر بانکها و همچنین بازار سرمایه محافظت کند؛ و احتمالا با اعلام کمک مالی به چند بانک، جلوی کسترش بحران را بگیرد و آن را مهار کند. اما این مسئله از حد تصمیم گیری برای بانکها فراتر رفته است. امروز مشکل اصلی بی اعتمادی به نظام و ساختار اقتصادی است. مردم و سرمایه گذاران از اینکه دولت های غربی وسازمان های نظارتی آنها توان سیاست گذاری و مدیریت و هدایت بهینه اقتصاد را دارند از دست داده اند. از بین رفتن اعتماد از بازارهای مالی مشکلی فراتر از تعدادی وام مسکن پرداخت نشده است. تمرکز بر روی یک بخش و غفلت از کل اقتصاد، یا استفاده از یک ابزار که در نوع خود مفید باشد،بدون توجه به تعامل آن با ابزارها و پارامترهای دیگر، آثارزیان باری برجای می گذارد. وقتی دولتی همه ابزارهای خود را در یک بخش محدود کند و یا بر روی یک ابزار اقتصادی بیش از حد تکیه کند و به قول معروف همه تخم مرغ های خود را در یک سبد بگذارد ،از یک توزیع مناسب اقتصادی و متعادل غفلت خواهد کرد. در این مورد هم مشابهت ها و مغایرتهایی را میتوان با وضع خودمان جستجو کنیم. ما به جای تمرکز برحفظ اشتغال موجود و تامین سرمایه در گردش واحدهای تولیدی که در حال فعالیت هستند، تمرکزخود را بر واحدهای مد نظر دولت یا کارگروههای دولتی قراردادیم. اگرچه موضوع توزیع اعتبارات در سطح کشور سخن درستی است اما غفلت از سایر اموری که به توسعه اقتصادی منجر می شود، می تواند به بروز اتفاقات ناگواری از جمله توجه به عدم توازن اعتبارات در سطح کشورو نامناسب شدن فضای کسب و کار منجر شود. یک تفاوت قابل ذکر این است که در اقتصاد غرب عکس العمل و آثار سیاست های اقتصادی با تاخیر کمتر از کشورهای در حال توسعه بروز میکند. دلیل اصلی آن اطلاع رسانی سریع ترو شفاف تر است که از ویژگی های آن اقتصاد است. سلب اعتماد در شرایطی که فعالیت اقتصادی در آن اقتصاد ها متکی به پول مردم است، تبعات سختی به دنبال دارد که جبران آن به سادگی و با اقدامات ساده وتک بعدی مقدور نخواهد بود. منابع دولت در چنین اقتصادی تکافوی جایگزینی منابع مردم و جبران روی گرداندن مردم از سرمایه گذاری را ندارد. 700 میلیارد دلارآمریکا و 2000 میلیارد یوروی اروپا، در کنار بیش از 20000 میلیارد دلار تولید ناخالص سالانه ی آنان؛ وظیفه اش جلب اعتماد مردم است نه جایگزینی پول آنها. آن دولتها نمی توانند و منابع آنها اجازه نمی دهد به جای مردم دراقتصاد وارد شوند. وقتی مردم بی اعتماد شدند پول خود را اقتصاد بیرون می کشند و اقتصاد فلج می شود. درآن نظام های اقتصادی هیچ چیز جایگزین پول مردم نیست و دخالت دولت تنها برای جلب اعتماد است و نه برای جایگزین کردن پول دولت به جای پول مردم. به همین جهت است که دخالت های لازم برای کنترل و مهار بحران با کسب مجوز از مجالس مقننه واز طریق بودجه دولت انجام میگیرد. منابع لازم از درآمد های دولت شامل مالیات ها یا فروش اوراق خزانه تامین میشود، و هیچکدام از دولت ها و مجالس بانک های مرکزی خود را مجبور و ملزم به تزریق پول نمیکنند. البته بانک های مرکزی به دلیل مسئولیتی که خود درک میکنند در حدی که لازم و ضروری و مفید تشخیص بدهند نسبت به دخالت در بازار و خرید بخشی از اوراق دولت یا استفاده از ابزار های دیگر پولی به کمک این عملیات میایند. مشابهت جالب دیگری که شرایط بحرانی کنونی دنیا با اقتصاد ما دارد، زیاده روی در خلق پول، بهره برداری کوتاه مدت و دلخوش شدن از منافع ظاهری و و نتایج عاجل آن، و دچار شدن به عواقب تلخ میان مدت آن است.ما هم دریک دوره رشد نقدینگی بسیار زیادی را در کشورمان تجربه کردیم. تجربه آن کشورها نشان داد که چگونه توانستند از طریق خلق پول مازاد رونق کاذبی در اقتصاد خود فراهم آورند و آمار رشد تولید خود را ارائه داده و به آن ببالند وجیک جیک مستانه سر دهند، بدون اینکه فکر زمستان در پیش رو باشند. و آنها به منافع کوتاه مدتی که در ظاهر برای اقتصاد کشورشان بدست آوردند، غره شدند، اما وقتی با تبعات و عواقب آن زیاده روی بی حساب روبرو شدند، دریافتند که نه تنها منافع حاصله بی پایه و ناپایدار بود، بلکه با این کار بخشی سرمایه ی اولیه را هم از دست دادند. مردم بخشی از دارایی و سرمایه ی خود را که به صورت سپرده های بانکی یا سهام بورسی اندوخته بودند، و همچنین اعتماد به حاکمین و سیاست گذاران خود که یکی از بزرگترین سرمایه های یک ملت است از دست دادند. رقم مالی کاهش ارزش دارایی مردم در طول چند هفته اخیر در کشورهای مختلف اروپایی و آمریکا، در حدود تولید نا خالص 1.5 تا 2 سال هر یک برآورد شده است و این تازه خود نصابی است که مردم و مسئولین آن کشور ها به آن رضایت دادهاند و به دنبال آن هستند که شاخص ها را در این حد حفظ کنند تا به تدریج نسبت به اصلاح بعدی اقدام شود. تفاوت قابل ذکر درمورد تجربه ی خلق پول در آن کشور ها با ما این است که آنها با ابزار و امکاناتی که داشتند، این خلق پول را از طریق جذب و مکیدن منابع کشورهای دیگر انجام دادند و به نوعی مالیات ناشی از افزایش نقدینگی را به کشورهای دیگر تحمل کردند. بی حساب پول چاپ کردند و با اهرم مالی خود به کشورهای دیگر پرداخت کردند و کالا و خدمات از آنان تحویل گرفتند. وقتی مشکل سر باز کرد و منحنی سینوسی رشد اقتصادی به مرحله سرازیری رسید، همه شرکای تجاری آنان متاثر شدند و مشکل به صورت یک بحران جهانی درآمد. لیکن ما سیاست خلق پول را در درون مرزها و از طریق افزایش پایه پولی اجرا کردیم. آنان مالیات تورمی را در صحنه جهانی تحمیل کردند و هم اکنون شاهد جلوه های اولیه ی آن در سطح دنیا هستیم، اما ما آن را در درون کشور و با پول داخلی خود عمل کردیم، و البته ما تا کنون شاهد آن بروز آن نوع بی اعتمادی وسیع و فراگیر در جامعه نیستیم. به نظر میرسد میتوان از فرصت استفاده کرد و برخی سیاست ها را اصلاح نمود تا تجربه ی عملی مشابهی را شاهد نباشیم. یکی از ویژگی های اقتصادی آن کشورها این است که مدیریت بحران در آنجا با محوریت حفظ و تامین منافع سپرده گذاران بانکی و سهامداران بازارهای بورس شکل گرفته است. به نظر می رسد تجربه ی بحران اقتصادی فعلی، موید این نظر است که برنامه های اصلاح ساختار اقتصادی بانکی و پولی، از طریق حمایت از سپرده گذاران با ارایه تسهیلات صحیح ، مناسب ، بازده دار و واقعی به کارآفرینان واقعی و طرحهای اقتصادی به نتیجه می رسد. وهمه این اقدامات در جهت اطمینان بخشی به مردم میتواند ضامن رشد و اعتلای پایدار اقتصاد کشور باشد. ویژگی قابل ذکر دیگر در بحران اقتصادی موجود جهانی این است که تصمیماتی که دولت ها برای مدیریت بحران گرفتند، با تصمیماتی که مردم برای مدیریت منابع و اموال خود گرفتند،متفاوت بود. با وجودی که دولت ها تصمیم به حمایت ازبازارهای مالی را اعلام کردند وسعی کردند حداکثر عزم و کوشش خود را در این زمینه نشان دهند، اما مردم آن کشورها اقدام به عرضه و فروش سهام خود کردند و صف های فروش را بیشتر از صف خرید تشکیل دادند.این موضوع نشان می دهد که تصمیم گیری مردم با برنامه ریزی دولت متفاوت است. اتخاذ تصمیم های صحیح اقتصادی و صبر و تامل دوره ی زمانی تاثیر گذاری آن تصمیمات چاره ی کار است.در این رابطه یک جمله مشهور اقتصادی وجود دارد که می گوید" هیچ جایگزینی برای یک تصمیم صحیح اقتصادی وجود ندارد". ایجاد اعتماد زمان بر و تدریجی است و آرامش و ثبات مستمر وحدت رویه ی مبتنی بر عقلانیت لازم دارد. ولی سلب اعتماد امری سهل و زودبازده است. پرندگانی که بر درختی نشسته اند با پرتاب سنگی کوچک به سمت درخت، همه پر می زنند و فرار می کنند، در حین فرار پشت سر خود را نگاه نمیکنند. زمانی میتوان انظار بازگشت آنان را داشت که سنگ اندازی خاتمه یافته باشد و زمان متناسبی هم آرامشی برقرار شده باشد. در اجلاس اخیر بانک جهانی تقریبا همه ی مدیران در سخنان خود، به کرات بر این جمله تاکید میکردند که از اشتباهات گذشته باید درس گرفت- باید شرایطی ایجاد کرد تا مردم بتوانند احساس اعتماد کنند و این شرایط را برای دوره ی زمانی طولانی حفظ کرد از آن مراقبت کرد تا اعتماد به بازارهای مالی برگردد. واقیت این است که بخشی از دارایی مردم در آن کشور ها از دستشان رفته است..مردمی که دارایی شان به دلیل تصمیمات غلط یک دولت از دست می رود خاطره ی آن را به راحتی فراموش نمی کنند.از همین رو باید دولتهای اروپایی و آمریکا این دوران گذار را تحمل کنند. به یاد داشته باشند که اشتباهات سیاستگذاری آنها موجب شده تا به مردم صدمه وارد شود و اصلاح آن در گروی اصلاح سیاست های نادرست گذشته است . یکی از پیامد های آتی این بحران کاهش رشد اقتصادی در دنیا است که در تحلیل وقایع اخیر و ارزیابی اثرات آن روی کشور های مختلف باید مد نظر قرار گیرد. این کاهش رشد اقتصادی حتما در اقتصاد سایر کشورها تاثیر می گذارد. کشورهای دارای ذخیره ارزی اگرچه ممکن است از لحاظ تامین منابع مالی مشکلی نداشته باشد، اما اولابا کاهش ارزش این ذخایر، بخشی از توان مالی آن ها از دست میرود و به علاوه مادامی که رشد اقتصادی دنیا کاهش می یابد کشورهایی که درآمد آنها متکی به صادرات است، در بازارهای دنیا مشتری کمتری برای فروش کالا و خدمات خود پیدا می کنند وبه بع آن رشد اقتصاد آنها دچار کاهش می شود. یکی از آثارقابل انتظار این مشکل، کاهش قیمت انرژی است که با افت رشد اقتصادی کاهش پیدا می کند. بی تردید کشورهای صادرکننده نفت از این جهت آسیب خواهند دید. بالاخص اگر خود را برای درآمدهای پایین دوران کاهش قیمت نفت آماده نکرده باشند. کشورهایی که در دوره رونق توانسته اند منابع خود را مدیریت کنند، یا پس انداز داشته باشند، در دوره کاهش درآمد و یا کاهش رشد اقتصادی حتما می توانند دوره مقاومت خود را طولانی تر کنند. اما گروهی که با اتکا به درآمدهای نفتی ولخرجی هایی را شروع کردند ویا در هزینه هایشان زیادی روی کردند، حتما با کاهش درآمد دچار مشکلات جدی می شوند. این مسئله در مورد کشورهای صادرکننده نفت از جمله کشور ما مصداق دارد.شاید هنوز قیمت نفت و درآمدهای نفتی نگران کننده نباشد، زیرا کشور در دوران نفت بشکه ای 10 دلار هم اداره شده است. به نظر میرسد اکنون که کاهش درآمد نفتی از حد پیش بینی، به مرزوداقعیت رسیده است نباید فرصت را از دست داد و باید خود را آماده کنیم که با رشد اقتصادی کمتر دنیا که شاید دو یا سه سال ادامه یابد، و با عواید کمتری از فروش نفت خام، برنامه ی اداره یاقتصاد کشور را در سه سال آینده تدوین کنیم. این بدان معناست که باید نسخه ها عوض شود و تدبیرهایی که تا پیش از این برمبنای نفت 120 دلاری تنظیم شده بود، تغییر یابد. اتفاقا تجربه کشور های نفتی نشان داده است که تصمیمات اقتصادی آنها در دوران کاهش قیمت نفت، صحیح تر و معقول تر بوده است. بی شک انجام این کار نیاز به جرات و جسارت از سوی دولت و مردم دارد. تا تاثیر کاهش رشد اقتصادی دنیا در سه سال آینده و آثار آن روی کاهش قیمت نفت و صادرات غیر نفتی، به درستی هدایت شود.ازسویی در شرایط کاهش قیمت ها، می توان با اتخاذ تدابیری هوشمندانه برای سرمایه گذاری در کشورهایی که دچار بحران شده اند، بهره جست.امروزشاید خریدن بعضی واحدهای تولیدی دردنیا بتواند تصمیمی دوراندیشانه و سودآور باشد، به شرط آنکه انتخاب واحد مورد نظربا دقت انتخاب شود و فرصت های سرمایه گذاری مناسب شکار شود. البته تا حداکثر امکان دولت نباید خود وارد سرمایه گذاری شود بلکه باید بخش خصوصی را برای انجام این کار حمایت کند.دولت می تواند با کمک فکری یا حمایتی در رابه روی بخش خصوصی بگشاید تا از تجربه های دنیا استفاد کند. بخش خصوصی برای سرمایه گذاری در این زمینه نیاز به کمک فکری و پشتیبانی دولت داردئ یکی دیگر از ویژگی ها ی مدیریت بحران جهانی ارزیابی و پیش بینی سرعت رشد تولید بعد از دوران بحران است. از آنجا که انجام اصلاحات مورد نیاز الزاما با تزریق نقدینگی همراه است، رشد تولید و عرضه ی کالا و خدمات ناشی از افزایش تقاضا عامل تعیین کننده در کیفیت مهار بحران و برقراری تعادل اقتصادی است. این امر به فضای کسب و کاربستگی دارد. آنجا که در ازای تقاضای کالا و خدمات ، تولید و عرضه به سرعت شکل میگیرد، افزایش تقاضا منجر به رشد تولید میگردد و آنجا که به دلیل مشکلات مختلف و فضای کسب و کار افزایش عرضه به کندی صورت میگیرد، رشد تقاضا به تورم دامن میزند. در نهایت میتوان گفت که باید از اتفاقات اخیر در اقتصاد دنیا ، درس بگیریم . در این میان تنها آنها خود بارها اعلام کرده اند که از اشتباهات خود درس گرفته اند. ما هم میتوانیم به جای اینکه فقط آنها را محکوم کنیم یا از مشکلات آنها اظهار خوشحالی کنیم سعی کنیم از اشتباهات آنها درس بگیریم و عبرت آموزی کنیم. . واقعیت این است که این کشورها به دلیل خطا در تصمیم گیری دچارمشکل شده اند در حالی که دنبال راه حلهایی برای بهتر کردن وضعیت زندگی و رفاه مردمشان بودند. جا دارد ما از ظرفیت فکری و مدیریتی کشور بهره بگیریم و از اشتباه آنها درس بگیریم. می توان گروههایی از همه صاحب نظران اقتصادی و تشکل ها سازماندهی کرد و تحلیل فنی عملی و دقیقی از دل این مسئله بیرون آورد.بسیاری از اشتباهات دیگران می تواند اشتباهات مشترکی باشد .که توجه بیشتر به آنها می تواند به ما کمک کند با هزینه بسیار کمتر از آن اشتباهات اجتناب کنیم و به اصلاح بهتر ساختار اقتصادی کشورو تحول اساسی در آن دست یابیم. و به علاوه از آثار بحران فعلی مالی و اقتصادی فعلی که با یک تاخیر زمانی به کشور ما می رسد، تا حداکثر ممکن جلوگیری و پیشگیری کنیم.

طهماسب مظاهری


دانلود با لینک مستقیم


دانلود درسهای آموختنی ازبحران اقتصادی جهانی