یاری فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

یاری فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

دانلود گزارش کارآموزی حسابداری دانشگاه میانه

اختصاصی از یاری فایل دانلود گزارش کارآموزی حسابداری دانشگاه میانه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود گزارش کارآموزی حسابداری دانشگاه میانه


دانلود گزارش کارآموزی حسابداری دانشگاه میانه

با توجه به رشد روزافزون جمعیت جامعه انسانی و فعالیتهای اقتصادی آن در سالهای اخیر نیاز به حسابداری در رشته‌های مربوط به آن را در جامعه‌ای امروزی به یک مسئله جدی مبدل ساخته است و صاحب‌نظران را برآن داشته که در مورد توسعه و گسترش این حرفه بااهمیت فکر اساسی نمود و تلاش پرثمری را در این مورد ارائه نمایند هدف ما از این کارآموزی یادگیری حرفه حسابداری به صورت علمی و آشنایی دانشجویان با طرز روابط و رفتار قوانین سازمان‌ها و مؤسسات می‌باشد. و تا به هنگام ورود دانشجویان به بازار کار بتوانند با اعتماد به نفس کافی عمل نمایند
فصل اول
آشنایی کلی با مکان کارآموزی
تاریخچه سازمان

دانشگاه آزاد اسلامی واحد میانه در تیرماه سال 1372 با سعی و تلاش فراوان مسئولات شهر شروع بکار نمود فعالیت آموزشی این واحد عملاٌ از مهر ماه 1373 با پذیرش 175 نفر دانشجو در رشته تحصیلی زراعت و اصلاح نباتات و 52 نفر در رشته کاردانی کامپیوتر آغاز گردید.
فعالیتهای ساختمانی این دانشگاه در سال 1375 شروع و با فضای به وسعت 7200 متر مربع در مهرماه 1377 مورد بهره‌برداری قرار گرفت زمان اندکی نگذشت که این واحد با پیگیری‌های مستمر رئیس سابق واحد آقای دکتر رجایی با تلاشهای شبانه‌روزی خود بال و پر گسترده و با 13 رشته و با فضای آموزشی بیش از 7760 متر مربع و بالغ بر 36 نفر عضو هیئت علمی تمام وقت خدمات علمی و فرهنگی خود را ارائه نمود.
در حال حاضر این واحد دانشگاهی با دارا بودن دو سایت مجهز به شبکه کامپیوتری و با ازمایشگاههای مجهز 13 رشته دایر و 7 رشته در حال تأمین و بیش از 1500 نفر دانشجوی خواهر و برادر به یکی از واحدهای دانشگاهی مطرح تبدیل شده است.

هدف و وظایف اساسی دانشگاه
مقدمه
فصل اول
آشنایی کلی با مکان کارآموزی
هــدف
وظایف اساسی دانشگاه
فصل دوم
ارزشیابی بخشهای مرتبط با رشته علمی کارآموز
دریافتها
پرداخت‌های دانشگاه آزاد
امور در دست اقدام دانشگاه آزاد اسلامی – واحد میانه
تکنیکهایی که توسط رشته موردنظر استفاده می‌شود
فصل سوم
آزمون آموخته‌ها و نتایج
پیشنهادات
نتایج کلی
شرح وظایف رشته کارآموزی

شرح مختصری از فرآیند خدماتی در قسمت حسابداری دانشگاه :
1-دریافتهای دانشگاه آزاد اسلامی :
1-1طریقه دریافت شهریه‌های دانشجویان
2-1 طریقه وصول چک دانشجویان :
 اسناد در جریان وصول (دانشجو)
1-کلیه وامهای گرفته شده از بانکها
2-مغایرت انبار
3-وارم ضروری
4-نام صندوق پس اندار کارکنان
5-هزینه مالی
6- هزینه حقوق و دستمزد کارکنان
7-هزینه حقوق و دستمزد هیئت علمی

 

 

شامل 50 صفحه فایل word


دانلود با لینک مستقیم


دانلود گزارش کارآموزی حسابداری دانشگاه میانه

کارورزی کنترل بیماری ها و علف های هرز

اختصاصی از یاری فایل کارورزی کنترل بیماری ها و علف های هرز دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

کارورزی کنترل بیماری ها و علف های هرز


کارورزی کنترل بیماری ها و علف های هرز

فرمت فایل : word(قابل ویرایش)تعداد صفحات:31

 


فهرست مطالب

فصل اول) آشنایی با مکان کار آموزی
فصل دوم) ارزیابی بخشهای مرتبط با رشته علمی کار آموز

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:
با توجه به پیشرفت روز افزون جمعیت در دنیا و این که هر روز هزاران نوزاد چشم به جهان می گشاید و دارای نیاز های متفاوتی دز زندگی هستند تا بتوانند زنده بمانند و زندگی کنند یکی از مهمترین نیاز های بشر از دیر باز رفع گرسنگی و جدال با مرگ بوده است.
تاُمین غذا و رفع گرسنگی از مهمترین دغدغه ای بشر به خصوص در عرصه جدید است. یکی از مهمترین منابع غذای مردم کشاورزی است چرا که بیشتر درصد غذای افراد و منابع معدنی مورد نیاز آنها در گیاهان وجود دارد.
انسان های اولیه با درک این مطلب برای نجات خود تلاس در اهلی ساختن گیاهان کرد. اما امروزه با پیشرفت صنعت و تمدن و ماشینی شدن زندگی در جامعه های مختلف بشری جایگزینی زمین های کشاورزی با ساختمان های مدرن و امکان خاص ... شروع شده و این بشر کنونی حتی به جنگل ها هم رحم نکرده و در جهت هموار نمودن آن می کوشد. با کم شدن زمین زراعی و رشد روز افزون جامعه راهی جز بالا بردن بازده محصول در واحد سطح و پیدا کردن راههایی در رسیدن به این هدف سودمند است. یکی از معضلات و دغدغه های فکری مهندسین کشاورزی بر اثر عواملی چون آفات و بیماری های گیاهی است که امروزه با پیدایش علم گیاه پزشکی به شناخت آفات و بیماری های گیاهی پرداخته و در جهت مبارزه و پیشگیری با این عوامل سوء قدم نهاده و روزنه های جدیدی از امید را برابر چشمان بشر گشوده است.
با همکاری مهندسین و متخصصین کشاورزی و تولید کنندگان این بخش امید است که در رفع موانع بر سر راه بکوشیم و جهانی پر از شادی و نشاط و بدون دغدغه ای برای تمامی انسان های دنیا داشته باشیم.


دانلود با لینک مستقیم


کارورزی کنترل بیماری ها و علف های هرز

دانلود مقاله حق ارتفاق در شهرسازی

اختصاصی از یاری فایل دانلود مقاله حق ارتفاق در شهرسازی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

بشر دارای زندگی اجتماعی است. لازمه زندگی اجتماعی مجاورت و مشارکت با سایرین است. لذا تدوین پاره‏ای از مفاهیم و رعایت بعضی قوانین از ضروریات زندگی اجتماعی می‏باشد. از جمله این مفاهیم می‏توان به حقوقی که اشخاص نسبت به املاک خود و سایرین دارند اشاره کرد. اهمیت رعایت حقو ق همسایگان به قدری است که پیامبر اکرم (ص) می‏فرماید : للجار حق (همسایه حقی دارد) و در جایی دیگر می‏فرماید اذا اراد احدکم ان یبیع عقاره فلیعرضه علی جاره (وقتی کسی بخواهد خانه یا ملک خود را بفروشد باید نخست همسایه خویش پیشنهاد کند.)
در این مقال سعی شده تا آثار و احکام مربوط به ارتفاق ،املاک مجاور، حرائم املاک ، قوانین مربوط ، ضررهای نامتعارف همسایگی و همچنین محدودکننده‌ های‌ مالکیت مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

 

 

 


حق ارتفاق در شهرسازی

مبحث اول : حق ارتفاق نسبت به ملک غیر
از آنجا که حق ارتفاق یکی از تبعات مالکیت می باشد در ابتدا به بررسی مالکیت تبعی می پردازیم:
مالکیت تبعی ـ ثمرات و متعلقات اموال که طبعاً یا در نتیجه عملی حاصل شده باشد یا بالتبع مال مالک همان اموال می‌باشد همچنین است نما و محصول حاصل از زمین و نتایج حیوانات تحت شرایط مقرر بدین معنی که اگر نما یا حاصل از اصله (نهال) یا حبه (دانه) غیر حاصل شده باشد درخت و محصول مال صاحب اصله یا حبه خواهد بود اگرچه بدون رضایت صاحب زمین کاشته شده باشد.
مالکیت فضا و قرار زمین ـ مالکیت زمین مستلزم مالکیت فضای محاذی آن است تا هر کجا با لارود و همچنین است نسبت به زیر زمین تا هر کجا که پائین رود به همین جهت دادن در، پنجره یا هر نوع خروجی از ملک مجاور به فضای خانه همسایه بدون اجازه ممنوع می‌باشد و در مورد داخل شدن شاخه و یا ریشه درخت در فضای خانه، یا زمین همسایه مالک درخت بایستی نسبت به عطف آن اقدام کند. در صورتیکه کسی در دیوار اختصاصی خود در مجاورت ملک همسایه روزنه یا شبکه ایجاد کند همسایه می‌تواند جلو شبکه و روزنه مانع ایجاد کند. با وجود موارد یاد شده مالکیت حقی نامحدود نیست و حدودی برای آن مقرر شده است. حدود دیگر مالکیت را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:

 

حق ارتفاق در شهرسازی

(الف) حدودی که مبتنی بر قاعدة لاضرر است و (ب) حدودی که برای حفظ منافع عمومی به موجب قوانین خاص مقرر شده است.
الف ـ حدودی که مبتنی بر قاعدة لاضرر است
این قاعده از حدیث نبوی لاضرر و لاضرار فی الاسلام گرفته شده است. در مواردی که تصرف مالک در مال خود به موجب نقص خاصی منع نشده است و تصرف اصولاً جزء لوازم حق و از لحاظ نوعی داخل در قلمرو اعمال حق است، مالک نباید در مال خود تصرفی کند که از آن زیانی به دیگری برسد. چنین تصرفی در اصطلاح حقوقی سوء استفاده از حق نامیده می‌شود. در حقوق ما نیز اصل چهلم قانون اساسی سوء استفاده از حق را ممنوع اعلام کرده است. در این اصل چنین می‌خوانیم: «هیچکس نمی‌تواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد». با وجود این، اصل چهلم قانون اساسی معیار تشخیص سوء استفاده از حق را به دست نمی‌دهد.
به موجب مادة 132 این قانون: «کسی نمی‌تواند در ملک خود تصرفی کند که مستلزم تضرر همسایه شود، مگر تصرفی که به قدر متعارف و برای رفع حاجت یا رفع ضرر از خود باشد». گرچه این ماده ناظر به تصرفی است که مالک در مال غیرمنقول خود می‌کند و از آن زیانی به همسایه وارد می‌شود، لیکن می‌توان، بنا بر وحدت ملاک، و با توجه به اصل 40 قانون اساسی حکم آن را به کلیة تصرفات زیان‌آور مالک (اعم از اینکه مال، غیرمنقول یا منقول باشد و اعم از اینکه ضرر به همسایه وارد شود یا به دیگری) گسترش داد،
حق ارتفاق در شهرسازی

مشروط بر اینکه شرایط مندرج در مادة 132 در آن جمع باشد. حتی می‌توان قاعدة مذکور را به حقوق دیگر (غیر از مالکیت) تعمیم داد و قاعدة کلی «سوء استفاده از حق» را از آن به دست آورد. اطلاق به اصل 40
قانون اساسی مؤید این نظر است. قاعدة لاضرر نیز که مأخذ این حکم است یک قاعده کلی است و اخصتاص به مورد مذکور در مادة 132 ندارد.
تصرفات زیان‌آور مالک همیشه موجب مسئولیت او نیست، بلکه وی می‌تواند در ملک خود تصرفی کند که مستلزم ضرر غیر باشد، به شرط اینکه:
اولاً، تصرف به قدر متعارف باشد. برای تشخیص اینکه تصرف به قدر متعارف است یا نه باید به عرف محل مراجعه کرد. ممکن است ساختن عمارت 5 طبقه در محلی متعارف و در محلی دیگر غیرمتعارف محسوب شود. آب دادن مکرر به باغچه با فاصله‌های کوتاه که به دیوار خانة همسایه زیان رساند ممکن است غیرمتعارف به شمار آید. البته اگر مقررات آمره‌ای وجود داشته باشد، بر عرف مقدم خواهد شد و رعایت آن الزامی است، چنانکه در مقررات شهرداری محدودیتهایی از نظر طبقات ساختمان (تراکم) پیش‌بینی شده است.
ثانیاً، تصرف برای رفع حاجت یا رفع ضرر از مالک باشد، چنانکه کسی برای رفع احتیاج چاهی در حدود متعارف در ملک خود بکند و از آن ضرری به همسایه برسد، یا آنکه برای رفع ضرر از خود، گله گوسفند را از ملک خویش دور سازد و در نتیجه گله به ملک دیگری وارد شده، خسارتی وارد آورد.
حق ارتفاق در شهرسازی

بنابراین، اگر مالک در ملک خود تصرفی کند که به قدر متعارف و برای رفع حاجت یا رفع ضرر از خود باشد و از آن خسارتی به غیر وارد آید مسئول نیست. اما اگر تصرف زیان‌آور وی واجد دو شرط مذکور
نباشد، چنانکه به قصد اضرار و بدون احتیاج چاهی در ملک خود، در مجاورت دیوار همسایه، بکند و موجب خرابی آن گردد، مسئول و مکلف به جبران خسارت است.
سوء استفاده از حق نه تنها موجب مسئولیت مدنی است، بلکه زیان دیده می‌تواند، علاوه بر جبران خسارت، از بین بردن منبع ضرر و جلوگیری از ادامة خسارت را نیز از دادگاه بخواهد، چنانکه پرکردن چاه یا تعمیر مجرای آبی را که باعث ضرر شده است تقاضا کند. رویة قضائی مؤید این نظر است.
ب ـ حدودی که برای حفظ منافع عمومی به موجب قوانین خاص مقرر شده است.
در قدیم، مالکیت فردی را حقی مقدس می‌شمردند و قانونگذاران از تجاوز به آن بیم داشتند و سلب آن را، به ویژه بدون پرداخت قیمت عادله، مخالف حقوق فطری می‌دانستند. لیکن قانونگذار جدید در راه مصالح اجتماعی و برای حفظ منافع عمومی، در موارد بسیاری، تصرفات مالک را محدود و حتی سلب مالکیت را تجویز کرده است. قوانین و مقررات خاصی در موضوعات مختلف، از قبیل اصلاحات ارضی، ملی شدن جنگلها و مراتع، سهیم شدن کارگران رد سود کارخانه‌ها، حفظ و حراست آبهای سطحی و زیرزمینی،

 

حق ارتفاق در شهرسازی

بهره‌برداری از معادن، روابط مالک و مستأجر، حفظ آثار ملی، توسعة معابر و غیر اینها، اختیارات مالک را محدود و یا سلب مالکیت را در راه مصلحت عمومی پیش‌بینی کرده است.
تعریف حق ارتفاق :
ماده 93 ـ ارتفاق ، حقی است برای شخص‌، در ملک دیگری‌. ارتفاق از کلمه رفق (به فتح رأ ی )به معنی مدارا مشتق می شود و به این حق ارتفاق گفته شده برای اینکه مالک ملک باید با صاحب حق ارتفاق به وفق ومدارا رفتار کند و جلوگیری از استفاده او ننماید . حق ارتفاق در اصطلاح، حق کسى است در ملک دیگرى براى کمال استفاده از ملک خود؛ مانند آن‏که باغى در مجاورت خانه دیگرى است و مالک باغ، براى سیراب نمودن درختان باغ خود، حق بردن آب از خانه همسایه داشته باشد. حق ارتفاق گاهى جنبه مثبت دارد؛ مانند حق شرب، حق عبور، حق فاضل‏آب، حق ناودان و حق پنجره، و گاه نیز جنبه منفى دارد؛ مانند حق عدم ساختمان و حق عدم بالا بردن بنا بیش از دو طبقه و... هر مالکى مى‏تواند آزادانه در ملک خود، هر گونه حق ارتفاقى را به طور رایگان و یا دربرابر عوض، براى مالک ملک دیگر قرار دهد.حق ارتفاق شامل حق انتفاع نیز می شود . حق انتفاع که از کلمه نفع می آید به معنی سود بردن از ملکی است البته با عقد قرار داد . مثلا ّ اگر شخصی ملکش را اجاره دهد از آن ملک منتفع شده است .

 

حق ارتفاق در شهرسازی

بالحاظ تعریف مندرج در قانون مدنی بنظر میرسد حق ارتفاق تفاوتی با حق انتفاع ندارد در حالیکه بین این دو حق تفاوتهائی وجود دارد که از جمله عبارتست از:
1ـ حق ارتفاق بنفع ملک دیگر برقرار میشود لذا تابع ملک میباشد در حالیکه حق انتفاع بنفع شخص برقرار میشود و به لحاظ استقلال قابل نقل و انتقال و بازداشت میباشد.
2ـ حق ارتفاق به تبع ملک منتقل می‌گردد لکن حق انتفاع حقی مستقل میباشد.یعنی اگر کسی خانه ای را که درای حق ارتفاق است بفروشد حق از آن صلب نمی شود و به شخص خریدار بعدی واگذار می شود.
3ـ حق ارتفاق بر منحصراً غیر منقول (زمین) برقرار میشود ولی برقراری حق انتفاع در مورد اموال منقول نیز ممکن می‌باشد.
4ـ حق ارتفاق برای کمال استفاده از ملک صاحب حق است ولی حق انتفاع مستقیماً برای استفاده شخصی متنفع برقرار میشود.
5ـ حق ارتفاق دائم است ولی حق انتفاع جز در مورد حبس موید موقت می‌باشد.
مصادیق عمده حق ارتفاق از جمله عبارتست از: حق العبور، حق المجری، حق پنجره و روزنه و شبکه، حق الشرب، حق منظره، حق ناودان و حق مجرای فاضلاب.

 

حق ارتفاق در شهرسازی

حق ارتفاق محدودیتی است نسبت به حق مالکیت صاحب ملکی که حق ارتفاق بر علیه آن برقرار شده است. ارتفاق بموجب اذن (اجاره) نیز میتواند برقرار شود و در اینصورت اذن دهنده در هر زمان می‌تواند از اذن خود رجوع کند.یعنی قرار داد را فسق کند.
حق ارتفاق بوسیله عقد (قرار داد)برقرار می شود:
بر اساس ماده 94 ـ صاحبان املاک می‌توانند در ملک خود هر حقی را که‌بخواهند نسبت به دیگری قرار دهند در این صورت‌، کیفیت‌استحقاق ، تابع قرارداد و عقدیست که مطابق آن‌، حق داده شده است‌.
بر اساس این ماده قانون هر مالکی می تواند آزادانه در ملک خود هرگونه حق ارتفاقی که می خواهد مجاناً و یا در مقابل عوضی برای مالک ملک دیگری قرار دهد و هیچکس حق ندارد بدون اجازه مالک در ملک او تصرفی نماید.و به همین دلیل در ماده 99 گفته شده است که " هیچ کس حق ندارد ناودان خود را بطرف ملک دیگری بگذاردیا آب باران از بام خود به بام یا ملک همسایه جاری کند و یا برف‌بریزد مگر به اذن او".
عقد بودن حق ارتفاق از این جهت است که در این حق دو طرف وجود دارد یک صاحب مال و دوم منتفع. حال طبق ماده ۹۸ ق.م اگر کسی حق عبور در ملک غیر ندارد ولی صاحب ملک اذن داده باشد که از ملک

 


حق ارتفاق در شهرسازی

او عبور کند هر وقت بخواهد می تواند از اذن خود رجوع کرده و مانع عبور او بشود و همچنین است سایر ارتفاقات .
تصرف در حق ارتفاق:
مالک نمى‏تواند با تصرف در ملک خود موجب تضییع حق دیگرى یا وقفه افتادن در استفاده او از ارتفاق گردد. ازاین رو، ماده 106 ق.م. تصریح مى‏کند:
«مالک ملکى که مورد حق الارتفاق غیراست، نمى‏تواند در ملک خود تصرفاتى نماید که باعث تضییع یاتعطیل حق مزبور باشد، مگر با اجازه صاحب حق...».
و تصرف در اعمال ارتفاق دلیل بر دارا بودن آن است یعنی اگر کسی فقط ادعا کند که در ملکی حق ارتفاق دارد ادعای وی قابل قبول است مگر اینکه عدم استحقاق او معلوم شود یعنی عمل او غاصبانه بوده است مثلاً «هرگاه زمین یا خانه کسى، مجراى فاضل آب یا آب باران زمین یاخانه دیگرى بوده است، صاحب آن خانه یا زمین نمى‏تواند جلوگیرى از آن کند، مگر در صورتى که عدم استحقاق او معلوم شود یعنی موجب ضرر مالک عین گردد.»

 


حق ارتفاق در شهرسازی

قانون مدنی می گوئید:ماده 95 ـ هرگاه زمین یا خانة کسی مجرای فاضلاب یا آب باران زمین یاخانه دیگری بوده است صاحب آن خانه یا زمین نمی‌تواند جلوگیری‌از آن کند مگر در صورتی که عدم استحقاق او معلوم شود.
و همچنین در ماده 97 می گوئید: هرگاه کسی از قدیم در خانه یا ملک دیگری مجرای آب به‌ملک خود یا حق مرور داشته‌، صاحب‌خانه یا ملک نمی‌تواند مانع‌آب‌بردن یا عبور او از ملک خود شود و همچنین است سایر حقوق از قبیل حق داشتن در و شبکه و ناودان و حق شرب و غیره‌.
اذن در استفاده از ارتفاق:
اذن در ارتفاق احتیاج به قبول ندارد یعنی احتیاج به قرارداد ندارد . مالک می تواند بدون آنکه قرار دادی ببندد حق ارتفاق در ملک خود را به دیگری واگذار نمایید و در واقع اذن ارتفاق معین از ملک خود را میدهد.
حال طبق ماده ۹۸ ق.م اگر کسی حق عبور در ملک غیر ندارد ولی صاحب ملک اذن داده باشد که از ملک او عبور کند هر وقت بخواهد می تواند از اذن خود رجوع کرده و مانع عبور او بشود و همچنین است سایر ارتفاقات .

 


حق ارتفاق در شهرسازی

تفاوت‏هاى حق ارتفاق، با اذن : 1 - حق ارتفاق از توافق اراده طرفین عقد حاصل مى‏شود و اراده مالک، به تنهایى در تحقق آن مؤثر نبوده، و قبول کسى که از حق ارتفاق بهره مى‏برد نیز لازم است. در حالى که اذن به اراده اذن دهنده واقع مى‏شود و قبول یا رد مأذون در حدوث یا بقاى آن نقشى ندارد.
2 - حق ارتفاق، دائمى و همیشگى است. بنابراین، مالک نمى‏تواند مانع استفاده دیگرى‏از ارتفاق خود شود.
در مقابل، اذن قابل رجوع است و کسى که به دیگرى در استفاده از ارتفاق معینى اذن داده است، هرگاه بخواهد مى‏تواند از اذن خویش رجوع کند؛ به همین خاطر است که ماده 98 ق.م. پس از بیان مطلب فوق، آن را در قالب یک اصل به تمامى ارتفاقات تسرى داده، مى‏گوید:
«اگر کسى حق عبور در ملک غیر ندارد، ولى صاحب ملک اذن داده باشد که از ملک او عبور کند، هر وقت بخواهد مى‏تواند از اذن خود رجوع کرده و مانع عبور او شود و هم‏چنین است سایر ارتفاقات».
و نیز ماده 108 ق.م. آن را به صورت قاعده، این چنین بیان مى‏کند:
«در تمام مواردى که انتفاع کسى ازملک دیگرى به موجب اذن محض باشد، مالک مى‏تواند هر وقت بخواهد از اذن خود رجوع کند، مگر این‏که مانع قانونى موجود باشد».
3 - موضوع حق ارتفاق، فقط مال غیر منقول است، در حالى‏که موضوع اذن نه تنها به مال غیرمنقول اختصاص ندارد، بلکه غیر مال را نیز شامل مى‏شود.
حق ارتفاق در شهرسازی

باید توجه کرد که اثر اذن ایجاد اباحه است نه التزام یعنی التزام نمیکند و می تواند از اذن خود برگردد و به همین جهت می توان از اذن رجوع کرد، گاه بدون اینکه قراردادی بسته شود ، مالک به دیگری اذن می دهد که از ملک او استفاده کند . در اینگونه موارد هیچ حقی به سود ماذون ایجاد نمی شود و مالک نیز ملزم نیست وسایل استفاده او را فراهم کند و بر اذن خود باقی بماند مگر منظور دو طرف بر قراری حق ارتقاق باشد و این دو اراده به خاطر ایجاد حق با هم موافق شود نتیجه قرارداد ایجاد حق است و مالک نمی تواند از عهد خود عدول کند.ولی اگر مقصود مالک ایجاد تکلیف برای خود نباشد ،اثر اذن او فقط مباح ساختن تصرف ماذون است و مالک هیچ الزامی در نگهداری اذن ندارد . ماد۰ ۱۰۸ ق.م می افزاید در تمام مواردی که انتفاع کسی از ملک دیگری به موجب اذن محض باشد مالک می تواند هر وقت بخواهد از اذن خود رجوع کند مگر اینکه مانع قانونی موجود باشد، آن امکان ندارد .
مواردی که از اذن نمی توان رجوع کرد :
1. موردی که رجوع مالک مستلزم انجام دادن کاری باشد که به حکم قانون ممنوع است . یعنی مثلاً پیس از دفن مرده مالک زمین نمی تواند از اذن خود رجوع کرده و بخواهد که نبش قبر صورت گیرد.زیرا طبق ماده 206 قانون کیفر همگانی نبش قبر جرم می باشد.
2. در صورتی که مالک حق رجوع را از خود سلب کرده باشد.
حق ارتفاق در شهرسازی

حال سوال قابل توجه آن است که اگر حق ارتفاق حق تبعی ملک حساب می شود و اگر این حق با انتقال املاک به اشخاص نیز منتقل می شود پس چگونه است که قانون مدنی در ماده ۹۸ ذکر کرده است که صاحب اذن می تواند از اذن خود برگردد و همچنین در سایر ارتفاقات . این در حالی است که ارتفاق حق است نه اذن پس چگونه است که قانون تصریح کرده صاحب حق اذن می تواند از حق ارتفاق خود رجوع کند . و آیا طبق این ماده اگر ضرر و زیانی به منتفع برسد ضامن خواهد بود یا خیر؟
در اصل ۴۰ قانون اساسی آمده است که : هیچ کس نمی تواند اعمال حق خویش را وسیله اضرار به غیر یا تجاوز به منافع عمومی قرار دهد .و همچنین در ماده ۳۲۸ق.م آمده هر کس مال غیر را تلف کند ضامن آن است وباید مثل یا قیمت آن را بدهد اعم از اینکه از روی عمد تلف کرده باشد یا بدون عمد و اعم از اینکه عین باشد یا منفعت و اگر آن را ناقص یا معیوب کند ضامن نقص قیمت آن مال است حال اگر طبق ماده ۱۲۰ق.م کسی اذن دهد تا صاحب ملکی سر تیر خود را روی دیوار اختصاصی او بنا نهد و ملک خود را بالا برد و صاحب اذن از اذن خود برگردد و به مال آسیبی برسد ضامن نیست در حالی که طبق ماده ۳۲۹ق.م باید آن را به مثل صورت اول بنا نماید و اگر ممکن نباشد باید از عهده قیمت برآید هرچند برخی از حقوقدانان معتقدند چون صاحب ملک اذن داده و رجوع کرده دینی بر گردن ندارد اما به نظر میرسد به علت آنکه خسارات کلی را به ماذون وارد ساخته می بایست جبران خسارت ماذون را نماید و از عهده آن برآید همچنین
حق ارتفاق در شهرسازی

در ماده ۳۳۱ ق.م هر کس سبب تلف مالی بشود باید مثل یا قیمت آن را بدهد و اگر سبب نقص یا عیب آن شده باشد باید از عهده نقص قیمت آن برآید .
تکالیف مالک:
طبق ماده 106 قانون مدنی مالک ملکی که مورد حق الرتفاق غیر است نمی تواند در ملک خود تصرفاتی نماید که باعث تضییع یا تعطیل حق مزبور باشد مگر با اجازه صاحب حق .
منظور ازتضییع حق از بین بردن حق است. مثلاُ در یک خانه قدیمی پنجره ای رو به زمین کناری قرار دارد و مالک زمین مجاور با ساختمان سازی جلو پنجره ساختمان صاحب حق را بگیرد و حق او را ضایع کند.
و منظور از تعطیل این است که مالک کاری بکند که فرد دارا ی حق ارتفاق تا مدتی نتواند از حق خود استفاده کند . یعنی مثلاً فرد مالکی در اثر ریختن آجر و مصالح ساختمانی معبر را طوری سد نماید که صاحب حق العبور نتواند از آن راه بگذرد و پس از مدتی مصالح را جمع کند.
در دو مورد بالا مالک مسئول خسارات دارنده حق ارتفاق می باشد.
به غیر از ماده 106 که در بالا ذکر شد در ماده 101 نیز دراین باره صحبت شده است.

 

حق ارتفاق در شهرسازی

ماده 101 ـ هرگاه کسی از آبی که ملک دیگری است بنحوی از انحاء،حق انتفاع داشته باشد از قبیل دایرکردن آسیا و امثال آن‌، صاحب آن‌نمی‌تواند مجری را تغییر دهد بنحوی که مانع از استفاده حق دیگری‌باشد.
تکالیف صاحب حق ارتفاق:
صاحب حق ارتفاق نمی تواند بیشتر از مواردی که در قرار داد ذکر شده یا عرف محل اقتضا می نماید از حق ارتفاق خود استفاده نماید.مثلاً فردی صاحب حق ناودان در حیاط ملک مجاور است و علاوه بر آب باران سایر آب های حاصل شستشوی خانگی و... را به حیاط مجاور بریزد. در این صورت از حق خود عدول کرده و در این مورد ماده 107 قانون مدنی می گوید: تصرفات صاحب‌حق در ملک‌غیر که متعلق حق‌اوست بایدبه‌اندازه‌ای باشد که قرار داده‌اند و یا به مقدار متعارف و آنچه‌ضرورت انتفاع‌، اقتضاء می‌کند.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  35  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله حق ارتفاق در شهرسازی

دانلود مقاله انگیزش در سازمانهای آموزشی

اختصاصی از یاری فایل دانلود مقاله انگیزش در سازمانهای آموزشی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

تعاریف و اهداف
از انگیزش تعاریف مختلفی شده است، عده ای انگیزش را ایجاد انگیزه در فرد می دانند و انگیزه ها به عنوان خواسته ها،نیازها،سائقه ها ،نیروهای محرکه ،آرزوها و علایق درون انسان تعریف می شوند. صاحبنظران دیگری انگیزش را ایجاد انگیزه می دانند و می گویند انگیزه مجموعه پیچیده ای از نیروها ،میلها،نیازها، حالات تنشی و یا سایر مکانیزمهای روانی است که سبب شروع فعالیت و ادامه آن به سمت نیل به اهداف شخصی می شود. در این مفهوم فرد با رسیدن به هدف، نیاز خود را تامین و ارضا می کند . انگیزه ها چراهای رفتارهستند و سبب پیدایش ،حفظ و تعیین جهت عمومی رفتار در فرد می گردند. واژه انگیزه و نیاز به جای یکدیگر کاربرد دارند. و مراد از هر کدام چیزی در درون انسان است که سبب حرکت،فعالیت و یا رفتار می شود. نیاز منبع اساسی انگیزش است بنابراین نزدیک ترین مفهوم به انگیزش ، نیازهای فرد است. نیازها سب تحرک و یافتن راههایی برای تامین نیاز میشود.
انگیزش در مدیریت ایجاد میل، اشتیاق و علاقه به انجام دادن کار،تشویق و جلب رضایت و خشنودی کارکنان از طریق ارضای نیازهای منطقی،مادی ، اجتماعی و روانی آنهاست. هدف از مطالعه انگیزش در مدیریت آموزشی ، شناخت و درک نیازها، رفتار و شخصیت دانش آموزان،معلمان و کارکنان و هدایت رفتار آنها به سوی رفتاری مطلوب بر اساس احترام،ارزش ،خودپنداری ،شناخت،خودآگاهی ،عدالت و پی بردن به استعدادها و نیروهای افراد است. در این راه معلمان،دانش آموزان و کارکنان نیز می توانند با پی بردن به نیازها و استعدادهای نهفته خود ، رفتار و شخصیت خود را به سوی کمال مطلوب هدایت کنند و بارور و شکوفا سازند.
از جهت دیگر ، هنگامی که از انگیزش در سازمانها سخن می گوییم ، دست یافتن به رفتارهای هدفدار و برانگیخته را مد نظر داریم . رفتار برانگیخته دارای سه ویژگی عمده به شرح زیر است:
1- رفتار برانگیخته در جهت رسیدن به یک هدف معین است. فرد یا گروه می داند که چه نیازی دارد و چگونه و از چه طریقی می تواند آن را تامین کند.
2- رفتار برانگیخته دارای دوام و استمرار نسبی و بلند مدت است. رفتار برانگیخته به این دلیل که تصادفی و بی هدف نیست از ثبات و دوام بیشتری نیز برخوردار است.
رفتار برانگیخته برخاسته از یک احساس نیاز درونی است. به طور معمول رفتار برانگیخته از یک نیروی درونی که فرد را از درون به حرکت وامی دارد سرچشمه می گیرد.افرادی که رفتار برانگیخته دارند دلایل رفتار خود را با اصطلاحاتی چون انگیزه،میل،علاقه،نیاز و ... بیان می کنند.

 

نیازهای انسان
نیازهای انسان به شکلهای مختلف تقسیم بندی شده است که برخی از آنها اشاره می شود. موری نیازهای انسان را بدون آنکه برای آنها ترتیب یا سلسله مراتبی قایل باشد به ده عنوان تقسیم می کند.
نیاز به کسب موفقیت: انسان دوست دارد کارهای مشکل را انجام دهد و به اهداف بلند مدت دست یابد. او به کوشش برای کسب موفقیت و پاسخ مثبت به رقابتها تمایل دارد.
میل به پیوستن به گروه: انسان دارای نیاز پیوستن به گروه،مردم و دوستان است و می خواهد از طرف دیگران پذیرفته شود. او به دوست یابی و اختلاط با مردم تمایل دارد.
نیاز به ستیزه جویی،درگیری و تهاجم: در ارتباط به این نیاز فرد خیلی زود ناراحت می شود . او فکر می کند که شاید دیگران می خواهند به او آسیب برسانند بنا به همین سببب تمایل دارد به دیگران آسیب برساند.
نیاز به استقلال و آزادی : انسان نیاز به استقلال یا خودگردانی دارد و می خواهد از وابستگیها و انقیادها بگریزد. او گاه برای فرار از وابستگیها و دست یافتن به آزادی ، طغیان می کند.
نیاز به نمایش و تظاهر : فرد می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. به حرف او گوش دهند و یا دور او جمع شوند. همچنین از اینکه بتواند توجه دیگران را به خود جلب کند ، لذت می برد.
نیاز به هیجان : فرد با اندک مساله ای به هیجان می آید و بدون ملاحظه حرفهای خود را می گوید. او می خواهد با آزادی ، احساسات و آرزوهای خود را بیان کند.
نیاز به کمک به دیگران: فرد دوست دارد به دیگران کمک کند. او از اظهار همدردی و مراقبت از دیگران لذت می برد. همچنین علاقمند است که مطابق با نیاز و دلخواه دیگران کار کند.
میل به نظم : فرد از بی نظمی و از هم پاشیدگی گریزان است. او دوست دارد با نفوذ بر محیط همه چیز سازماندهی شود و نظم داشته باشد.
نیاز کسب قدرت: انسان از داشتم توانایی برای کنترل دیگران محیط و افراد لذت می برد. او دوست دارد نظریات خود را اعمال کند و بر سایر افراد رهبری و فرماندهی داشته باشد.
نیاز به درک و کشف: فرد دوست دارد به دانش و علوم مختلف دست یابد. او می خواهد با کنجکاوی و داشتن روحیه پژوهشگری و با استفاده از منطق و استدلال وبا تعمیم دادن یافته های خود ، به حقایق چیزها برسد.
تقسیم بندی دیگر به ((مزلو)) تعلق دارد که نیازهای انسان را به پنج گروه تقسیم می کند . او معتقد است که در میان نیازها سلسله مراتب تقدم و تاخر وجود دارد. بر این اساس نیازهای انسان از نیازهای جسمی و مادی شروع می شود و به نیاز خودشناسی ختم می گردد. او می گوید قوی ترین نیازها تعیین کنند رفتار هستند و وقتی نیازی ارضا شد ، از شدت می افتد و سایر نیازها و بخصوص قوی ترین نیازهای بعدی جای نیاز ارضا شده را می گیرند و عامل رفتار یا رفتارهای جدید می شوند. سلسله مراتب نیازهای مزلو و شرح مختصر آنها به شرح زیر است:
1-نیازهای فیزیولوژیک: این نیازها نخستین نیازهای انسان به عنوان یک موجود زنده به شمار می آیند و غذا،هوا،خواب،دفع ، تولید مثل و نظایر آن را شامل می شوند. هر انسانی برای زنده ماندن جسم خود باید غذا بخورد ،تنفس کند و به وقت بخوابد. او حتی نیاز به مقادیر معینی چربی،کلسیم،قند، پروتئین،ویتامین و هورمونها و...نیاز دارد.
2-نیازهای ایمنی و امنیتی : این نیازها در زمینه آزاد و در امان بودن افراد از خطرات زندگی ،حوادث،جنگها ،بیماریها،ناثباتی اقتصادی،ترس،هیجان، سرما و گرما و..است. ممکن است تامین این نیازها به صورت آگاهانه و ناآگاهانه ،ارادی یا غیر ارادی باشد.
مدیریت سازمان می تواند به صورت مثبت یا منفی از وجود چنین نیازهایی استفاده کند. شکل مثبت آن برآوردن نیازها از نظر تامین امنیت در محیط کار،وسایل لازم، تسهیلات و رفاه و شکل منفی آن ترساندن کارکنان از اخراج،جریمه و به خطر انداختن هر یک از نیازهای ایمنی و امنیتی است.
3- نیازهای تعلق ، محبت و اجتماعی بودن: انسان موجودی اجتماعی است و می خواهد با دیگران زندگی کند و با آنها در تعامل باشد. او نسبت به دیگران محبت دارد و می خواهد که دیگران نیز با او با محبت رفتار کنند. انسان می خواهد عضوی از اجتماع به حساب آید و به گروهی تعلق داشته باشد. او از روابط متقابل با یکدیگر لذت می برد ، تشکیل گروهها یا سازمانهای غیر رسمی در سازمان و دلایل پیداش آنها نیز به سبب اجتماعی بودن است.
4- نیازهای قد و منزلت و شناخت : انسان نمی خواهد تنها یک عضو داشته باشد. بلکه می خواهد چیزی بیشتر از آن باشد. او به احترام و شناخت از طرف دیگران نیاز دارد و داشتن مقام و موقعیتی قابل تمجید در بین سایر افراد برای او مهم است.
انسان به ارزشیابی موقعیت خود بر اساس شناخت واقعیات و احترام از طرف دیگران نیاز دارد و با ارضای این نیاز به اعتماد و خودپنداری می رسد. در حالت مثبت او به ا ین احساس می رسد که وجودش مفید است . احترام و اعتبار از طریق موقعیت شغلی و اجتماعی و مسئولیتی که دیگران به او می دهند و موقعیتهای فردی خود به دست می آورد. به همان نسبتی که انسان ها در یک جامعه مهم به حساب می آیند و به اصطلاح وجود انها به رسمیت شناخته شود از انگیزه بیشتری برای کار و تلاش برخوردار می شوند.
انسان دوست دارد با پذیرفتن مسئولیت یا نقشی از طرف جامعه دارای قدرت شود . قدرت می تواند به عنوان نشانه شناسایی ، احترام و اهمیت مورد توجه قرار گیرد تا به وسیله آن بتوان در رفتار دیگران نفوذ کرد. ممکن است فرد از طریق کسب قدرت شخصی یا شغلی این نیاز را تامین کند. ممکن است رضاء نشدن این نیاز سبب احساس بی کفایتی در فرد برای کسب احترام و شناسایی دیگران شود و سرانجام به عقده حقارت و تلافی یا جبران منتهی شود.
عقده حقارت به معنی احساس ترس از بی کفایتی و احساس کمبود و کوچکی و عدم توانش در تامین و ارضای یک یا چند نیاز است. در عقده جبران یا تلافی ممکن است فرد برای جبران احساس حقارت دست به کوششهای زیاد و غیر لازم بزند تا دین وسیله احساس عدم ناموفق بودن و شکست و بی کفایتی خود را از راههای دیگر با رسیدن به همان هدف یا اهداف دیگر جبران کند. به طور کلی در اثر تامین نشدن این نیاز ممکن است فرد به رفتارهای سازنده و یا ویرانگر دست بزند. امکان دارد رفتار فرد منقطع و تاپخته باشد و توجه دیگران را به خود جلب کند.
5- نیازهای خود شناسی: نیاز به خود شناسی به معنی دست یافتن به استعدادهای نهفته فرد است . در این حالت فرد به نهایت تکامل فردی،خلاقیت و اظهار وجود دست می یابد. به قول مزلو در این سطح از نیاز فرد به آنچه می تواند بشود می رسد. کسی که استعداد شاعری دارد باید شعر بگوید،کسی که استعداد هنری دارد باید کار هنری بکند و سرانجام کسی که استعداد معلمی دارد باید به تدریس بپردازد. هر یک از اینها هنگامی که در کاری منطبق با استعداد خود قرار می گیرند احتمالاً با در نظر گرفتن سایر شرایط بهترین عملکرد را دارند و بیشترین لذت را از کار خود می برند.
نیازهای خود شناسی ، بالاترین سطح نیازهای یک انسان است که جنبه روانی و معنوی دارد و ابعاد روحی و روانی فرد را در برمی گیرد. افرادی که به دلیل وجود شرایط مناسب به این سطح از نیازها دست می یابند به جنبه انسانی وجود خود می رسند. نیازهای خودشناسی به معنی رسیدن فرد به حالت فعلیت از آخرین قوه متمرکز در اوست. بنابراین خودشناسی یا خودشکوفایی به معنی علاقه و نیاز فرد به شدن آنچه توانایی آن را دارد ، است.
نیازها ، انگیزش و رضایت شغلی
رابطه تامین نیازها با انگیزش و رضایت شغلی از مسایل اساسی مدیریت است و هر مدیر آموزشی دوست دارد بداند که چگونه باید معلمان و همکاران خود را در حالت انگیزش نگه دارد. تحقیقات زیادی رابطه بین تامین نیاز و انگیزش و رضایت شغلی را نشان می دهد. اما یکی از تحقیقات اساسی مربوطه به ((هرزبرگ)) و همکاران او در موسسه خدمات روان شناسی ((پیتسبورگ)) است. برای انجام دادن این تحقیق آنان با بیش از دویست مهندس و حسابدار در یازده سازمان در منطقه ((پیتسبورگ)) مصاحبه کردند. در این مصاحبه ها از مهندسان و حسابداران خواسته شد که با در نظر گرفتن مسایل ، احساسات و ادراکات طول سنوات خدمت را بگویند که از شغلشان چه می خواهند. هرزبرگ دو سوال اساسی را به شرح زیر مطرح می کرد:
چه چیزهایی در شغلشان آنها را ناخشنود و ناراضی می کند؟
چه چیزهایی در کارشان سبب خشنودی و رضایت آنها می شد؟
هر گاه مردم می گویند که از شغل خود ناراضی هستند منظور و اشاره آنها به محیط و شرایط کار است. در این حالت عوامل خارج از وجود افراد در محیط شغلی و شرایط کارشان وجود دارد که سبب احساس نارضایتی انها می شود. هرزبرگ این دسته از عوامل را عوامل بهداشتی-محیطی یا عوامل ناراضی کننده نامید. عوامل بهداشتی محیطی مورد شناسایی هرزبرگ عبارتند از:
امنیت شغلی
زندگی شخصی
شرایط کار
حقوق
خط مشی و قوانین و مقررات مدرسه یا شرکت
ماهیت و میزان سرپرست فنی
روابط متقابل با همکاران
روابط متقابل با سرپرستان
روابط متقابل با زیردستان
10-مقام و موقعیت

 

هرگاه در محیط کار عوامل فوق تامین نشود افراد احساس نارضایتی خواهند کرد. به عنوان مثال چنانچه محیط شغلی افراد دارای مسایل و مشکلاتی باشد که آینده شغلی آنان را به خطر بیاندازد و هر آن انتظار برود که شغل خود را از دست بدهند ناراضی خواهند شد. اگر معلمان در روابط خود با معلمان دیگر ، دانش آموزان و یا مدیر دچار مشکلاتی باشند و روابط انها غیر حسنه باشد احساس خشنودی نخواهند کرد و از شغل خود راضی نخواهند کرد.
نتیجه کلی که از مطالعات و استنتاجات ((هرزبرگ و همکاران او)) در موسسه خدمات روان شناسی ((پتسبورگ)) به دست آمده را می توان به طور خلاصه به شرح زیر بیان کرد:
ارضای نیازهای بهداشتی محیطی : فقط از ناراضی بودن افراد جلوگیری می کند. ولی الزاماً سبب انگیزش و کارایی آنها نمی شود. برای مثال اگر به معلمان حقوق نسبتاً مکفی داده شود و روابط خوبی با مدیران و همکاران خود داشته باشند ناراضی نخواهند بود. اما دلیلی برای خوب کار کردن و برانگیخته بودن آنها نخواهد بود. با میل و رغبت کار کردن آنها به سایر شرایط بستگی دارد.
2-برای آنکه افراد برانگیخته شوند باید نیاهای انگیزشی آنها ارضا شود. در نتیجه وقتی افراد از درون خود احساس رضایت کنند بر کارایی و موفقیت آنها افزوده می شود.
3-برای انکه فرد ناراضی نباشد و در عین حال با روحیه بالا و انگیزش کافی برای کسب موفقیت و بازدهی بسیار کار کند باید هم به ارضای عوامل بهداشتی-محیطی و هم برانگیزنده پرداخت.
روشهای برانگیختن کارمندان و همکاران
انگیزش افراد با مسایل و متغییرهای متفاوتی ارتباط دارد که تعیین چند روش یا دستورالعمل نمی تواند پاسخگوی همه ابعاد موضوع باشد . انگیزش از یک جهت به شخصیت ، نگرش و نیازهای افراد بستگی دارد . اتکینسن انگیزش را با شخصیت برابر می داند و در همین زمینه شخصیت و در نتیجه انگیزش را طی یک فرمول تابعی از ویژگی های وراثتی و محیطی تعریف می کند. افراد برون گرا و درون گرا تفاوتهای زیادی با هم دارند و رفتار و روشهای انگیزشی آنها متفاوت است . انسانها در طول زندگی خود تجربیات گوناگون و در عین حال متفاوتی را کسب می کنند و به همین دلیل بینش،نگرش و جهان بینی آنها در سطوح مختلف قرار می گیرد و در نهایت از هر چیزی برداشتهای متفاوتی دارند. همین پنداشت ها و برداشتها بر تفسیر و تعبیر آنها از وقایع، پدیده ها و انسانها تاثیر می گذارند و در نتیجه روشهای انگیزشی به شکلهای گوناگون پدید می آید.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 17   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله انگیزش در سازمانهای آموزشی

کتاب تئوری گیتار فلامنکو

اختصاصی از یاری فایل کتاب تئوری گیتار فلامنکو دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

کتاب تئوری گیتار فلامنکو


کتاب تئوری گیتار فلامنکو

کتاب تئوری گیتار فلامنکو کتابی است برای یادگیری دستگاهای فلامنکو، گام های فلامنکو، آکوردهای فلامنکو وغیره


دانلود با لینک مستقیم


کتاب تئوری گیتار فلامنکو