یاری فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

یاری فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

حل مشکل درایور گوشیهای اندروید CPU سی پی یو مدیاتک

اختصاصی از یاری فایل حل مشکل درایور گوشیهای اندروید CPU سی پی یو مدیاتک دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

حل مشکل درایور گوشیهای اندروید CPU سی پی یو مدیاتک


حل مشکل درایور گوشیهای اندروید CPU سی پی یو مدیاتک

دوستانی که با نصب درایور های مدیاتک مشکل دارند  بهترین و ساده ترین روش برای حل مشکل درایور 

این فایل ۱۰۰% تست شده بدون مشکل

حل مشکل درایور گوشیهای اندروید CPU سی پی یو مدیاتک(Media Tek) ، دانلود درایور Media Tek ، دانلود درایور گوشی های لنوو ، دانلود درایور مدیاتک ، دانلود درایور هواوی ، دانلود فایل حل مشکل درایور مدیاتک ، درایور ، درایور Media Tek ، درایور چینی ، درایور گوشی های چینی ، درایور گوشی های لنوو ، درایور مدیاتک ، سی پی یو مدیاتک ، مشکل Media Tek ، مشکل درایور Media Tek، مشکل درایور گوشیهای اندروید CPU سی پی یو مدیاتک ، مشکل درایور مدیاتک


دانلود با لینک مستقیم


حل مشکل درایور گوشیهای اندروید CPU سی پی یو مدیاتک

دانلود مقاله بررسی چند شخصیت برجسته در مدیریت

اختصاصی از یاری فایل دانلود مقاله بررسی چند شخصیت برجسته در مدیریت دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 بررسی چند شخصیت برجسته در مدیریت (لائوزی – جیمز برنهام – آبراهام مازلو) (قرن ششم قبل از میلاد)
لائوزی یا لائوتزو یکی از حکیمان افسانه ای چین باستان بود. او پدر و بنیانگذار حرکت فلسفی و مذهبی دائوایسم یا تااوایسم است. ماهیت این حرکت فلسفی در کتاب دائودجینگ که تحت عنوان «کتاب راه و پرهیزکاری» به انگلیسی برگردانده شده وجود دارد. مانند کنفسیوس، لائوزی نیز برای مدت 2500 سال تأثیر بسیار عمیقی بر تفکر چینی داشته است و افکار او بخصوص در زمینه مدیریت و رهبری اثر مهمی در عقاید شرقی ها گذاشته است. افکار لائوزی حتی به فلسفه غربی نیز راه پیدا کرده و نمونه آن حرکت روشنفکرانه قرن هیجدهم در فرانسه و تأثیر آن بر اقتصاد این کشور است که بعنوان سیاست عدم مداخله دولت در امور اقتصادی و یا سیاست اقتصاد آزاد مطرح شده است. اطلاعات بسیار اندکی از زندگی لائوزی موجود است و شاید او فقط یک تصویر افسانه ای بوده باشد. طبق روایات، او معاصر و یا معلم کنفسیوس بوده است. او کتاب دائوجینگ را نوشت اما همانگونه که در چین باستان متداول بوده، بدون شک به نسخه اصلی، مطالبی اضافه شده و بارها در آن تجدیدنظر شده است. متنی که اکنون موجود است احتمالاً مربوط به حدود 300 سال قبل از میلاد مسیح می باشد. کتاب دائوجینگ به هشتاد و یک بخش کوچک تقسیم می شود و هر بخش شامل مجموعه ای از مطالب در باره راه (Dao) و دستیابی به پرهیزکاری (De) است. مطالب ذیل در کتاب مذکور آورده شده است: نیاز به پرهیز از تضاد و کشمکش و انجام کارها با صلح و هماهنگی، نیاز برای زدودن و پاک کردن این جهان و تمام چیزهایی که در آن است و اعتقاد به اینکه موقعیت حقیقی از عما بدست نیامده بلکه از معکوس و مخالف آن حاصل می شود WU-WEI یا عملی نشدنی (NON-ACTION). این اصول اساسی تأثیر بسیار عمیقی بر اقکار و جامعه چینی گذاشته اند، بخصوص 1000 سال بعد از میلاد مسیح و هنگامی که محققان در تلاش برای ساختن آمیزه ای از عقاید کنفسیوس، دائوایست، لگالیت و بودا برای اداره کردن اجتماع بودند.
چینی ها هنوز هم دائوجینگ را می خوانند در این کتاب مطالب مهمی در باره فرهنگ تجارت و رهبری در آن به چشم می خورد. کتاب مذکور، آنهایی را که در مسند قدرت و اختیار هستند نصیحت کرده و می گوید باید بیشتر بدانند و کمتر انجام دهند. بعنوان مثال در بخش 8 دائوجینگ آمده است در اداره کردن بدانید که چگونه دستورات را بکار برید. در انجام معامله تجاری بدانید که چطور کاراتر باشد. در انجام یک حرکت بدانید چگونه لحظه درست و مناسب را انتخاب کنید. در بخش 17 دائوجینگ آمده است: موثرترین فرم رهبری این است که بجای کنترل کردن، به مردم انگیزه دهید.
-بالاترین نوع قانون آن است که مردم آشکارا از وجودش آگاه باشند.
-سپس آن که مردم دوستش داشته و تحسینش کنند.
-سپس آن که از آن نفرت داشته و با آن بخواهند مبارزه کنند.
-هنگامی که بی ایمان می شوید بقیه با شما غریبه و ناآشنا می شوند.
-دانا افتاده است و کم سخن می گوید.
-هنگامی که کارها انجام و تکمیل شدند مردم می گویند ما خودمان آنرا انجام دادیم.
چنانچه در بخش 39 دائودجینگ آمده، بالاترین قانون آن است که به اصول پرهیزگاری و راه رسیدن به آن ارتباط دارد و پایین ترین قانون آن است که به تشریفات و آیین و مراسم مذهبی بستگی دارد.
جنبه مهم دیگر کتاب دائودجینگ این است که بر اهمیت چیزهای غیرعینی و لمس ناپذیر تأکید دارد و در بخش 11، مطالب مربوط به آن آمده است:
-30پره چرخ حول یک محور می چرخند، که آن حفره ای است که در مرکز و وسط چرخ قرار دارد.
-ما لوله را از توده های خاک رس می سازیم، و فضای خالی داخل آن است که آن را قابل استفاده می سازد.
-ما برای اتاق در و پنجره می سازیم، ولی این فضای داخل اطاق است که آن را قابل استفاده می سازد.
-ما برای اتاق در و پنجره می سازیم، ولی این فضای خالی داخل اتاق است که آن را قابل استفاده می کند.
پس اگر چه چیزهای قابل لمس و دیده شدنی مزایای خود را دارند ولی لمس نشدنی ها هستند که کاربری آنها را ایجاد می کنند. تمرکز بر لمس نشدنی ها ما را به سمت مقوله Wv-Wei یا عمل نشدنی هداین می کند، جاییکه قانونگذاری گارها را انجام نمی دهد بلکه باعث می شود که آنها انجام شوند. در یک جامعه و یا سازمان که به راه و روش تکیه دارد، کارها با هماهنگی و طبق روال انجام می شود و نیازی به مداخله قانونگذار نیست، و سازمان در امتداد راه و بر اساس اصول پرهیزگاری هدایت می شود.
همانطور که اشاره شد دائود جینگ تأثیر مهمی در فرهنگ چینی داشته و دارد. اصول دائوایست و افکار او از سالها قبل به اروپا نیز راه یافته و اگرچه بسیار گسترده نشده اما تأثیر مهمی بر تفکر قذن 18 و روشنفکران اروپایی آن زمان مانند مونتسکیو گذاشته است.
در مدرسه اقتصاد مدرن که به پیسیوکراتها معروف شده بود، پیشگامان اقتصاد مدرن مانند اوسنی، کانتیلون، آرجبنتان، تورگوت تحت تاثیر این عقاید قرار گرفتند. برداشت آنها از WU-WEI این بود که زمانیکه کارها بصورت طبیعی و بر اساس خواست و اراده خودشان انجام شوند و تحت فشار نباشد، به بهترین شکل اتفاق می افتند. پس در مقوله اقتصاد باید شرایط به گونه ای فراهم شود که بصورت طبیعی وضع اقتصادی بهبود یابد نه اینکه برای اراده فعالیتهای اقتصادی تلاش کنیم. آنها این مقوله را اقتصاد آزاد نام نهادند. اگرچه آدام اسمیت در کتاب «سرمایه ملتها» (1776) این عبارت را بکار نبرد، اما او شدیداً تحت تاثیر پیسیوکراتها قرار گرفت و در مقوله WU-WEI یک گام پیشتر رفت: او معتقد بود که اگر دولت در کار بازار دخالت نکند، بازار به طور طبیعی به سمت بهتر شدن پیش می رود و سرمایه در جایی که لازم است توزیع می شود، و این همان مفهوم عبارت معروف «دست نامرئی» است.
مسئله مهم دیگر این است که به نظر می رسد دائوایسشم تنها تفکر چینی است که بر تجارت تأکید دارد. اما مشهورتر و بحث برانگیزتر از آن کنفسیوس ایسم است. کنفسیوس که با لائوزی معاصر بود دید متفاوتی نسبت به اجتماع داشت.
چنانچه چن هوان چنگ در کتاب «اصول اقتصاد کنفسیوی و مدرسه او» (1911) آورده است، هدف نهایی سیستم کنفسیون مانند دائوالیسم، رستگاری است. اما تنها از طریق اداره فعالیتها می توان به آن رسید. قعالیتهای اقتصادی اگر بخواهند به فضیلت برسند باید مدیریت و کنترل شوند. انجام این کار به دست جاکمان و پادشاهان است که کنفسیوس به آنان اندرز می دهد که خودشان در بیرون سیستم اقتصاد بمانند و به عنوان وکیل و نماینده مردم از خارج سیستم فعالیت نمایند و همیشه به کسانی که در مسند قدرت هستند تاکید می کند که از ثروت اندوزی شخصی بپرهیزند.
تئوری اقتصاد غربی تاکید دارد که برای برآوردن تقاضا، عرضه را باید افزایش داد ولی کنفسیوس معتقد است که باید تقاضا را کنترل و محدود کرد به گونه ای که با عرضه برابری کند. او نه تنها به کنترلهای اقتصادی مانند قوانین تعدیل هزینه و محدود کردن تقاضاهای لوکس عقیده دارد بلکه می گوید خواستهای انسان باید از طریق آموزشهای اجتماعی و اخلاق کنترل شود. زمانیکه کمفسیوس در پادشاهی چین شمالی (قبل از امپراطوری چین) وزیر بود از او سوال شد که برای بهبود وضع زندگی مردم چه باید کرد؟ او پاسخ داد: به آنها آموزش و ثروت داد. او می گفت: فهم و درک، روش استفاده صحیح از ثروت را به انسانها می آموزد. ثروت باعث می شود که از مزایای آموزش بهره مند شوند و هر دو با هم باعث بهبود وضعیت انسان می شوند. درحالیکه تفکر دائوایست به سمت بازار آزاد است. کنفسیوی به مدیریت اقتصاد اعتقاد دارد. لگالیست به هان فایز، وزیر و ایدئولوژیست اوین شی هوانگدی اولین امپراطور چین متحد منسوب می شود: او این نظر کنفسیوس را که انسانها به سمت خوبی گرایش دارند و در صورتی که در سیستمهای اجتماعی برای هدایت به سمت درستی، از فشار استفاده شود میتوان انتظار داشت که بر طبق اصول اخلاقی رفتار کنند رد می کرد. به نظر او تنها راه برای پیروزی و همنوایی مردم بر اساس دستورات قانون است. پایه های سیستم او بر اساس به اصل مهم بنا شده بود. اولین اصل Fa بود یعنی استانداردهای تجویز شده که بر اساس قانون تهیه شده است. مردم باید Fa را چنان بپذیرند که رفتار و اعمال آنها تابع نفع عمومی بوده و در غری اینصورت تنبیه شوند. دومین اصل Shi است به معنی اختیار و قدرت. برای اجرای Fa نیاز به Shi است اما Shi هم باید بر اساس امر و دیکته Fa اداره شود در غیر اینصورت از قدرت بد استفاده خواهد شد. سومین اصل Shu است که تکنین کنترل بروکراسی و مقایسه حرف با عمل است.
عناصر هر سه اصل این سیستم فکری در سیستم دولتی چین امروزی، در نحوه کنترل اقتصاد، روش های مدیریتی، سیستمهای سازمانها و سلسله مراتب و روابط کار مشهود است. بنابراین برای درک فرهنگ تجارت چینی مطالعه و بررسی این سه عنصر لازم است. اما بیش از همه دائوایسم تاثیر جهانی داشته است. دائوایسم عقیده بازار آزاد را منتشر کرد و در قرن 18 در غرب تاثیر عمیقی نه تنها بر اقتصاد بلکه بر کمپانیها و روشهای تجاری گذاشت. دائوایسم در سراسر جهان منتشر شد و اکنون به سرزمین خودش یعنی چین باز می گردد.
ترجمه های بسیاری از دائودجینگ منتشر شده است. مطالبی که در این بخش آمده از ترجمه Wa که جدید و در دسترس است آورده شده است.

جیمز برنهام (1987-1905)
جیمز برنهام فلسفه دان محافظه کاری بود که اغلب در مورد خطرات تسلط یک دولت تک حزبی هشدار می داد. در مشهورترین اثر وی یعنی انقلاب مدیریتی که در سال 1941 منتشر نمود، به بیان این موضوع پرداخت که در جریان رشد و تخصص گرایی مدیریت و جدایی مالکیت از مدیریت، وضعیتی ایجاد می شود که جامعه را با خطر تحت سلطه قرار گرفتن مواجه می کند. ترس از دیکتاتوری مدیران دارای توجیه کافی نمی باشد ولی مطالعات برنهام پیشنهادات مهمی برای نقش مدیریت در جامعه و نیز موازنه قدرت و مسئولیت پذیری در مدیریت سازمان های بسیار بزرگ ارائه نموده است. بحران شرکت انرون در اواخر سال 2001، بسیاری از نوشته های برنهام را اثبات نمود.
برنهام در 22 نوامبر 1905 در شیکاگو متولد شد. پدرش معاون شرکت راه آهن براینگتون بود و برنهام در خانواده ای مرفه رشد و نمو نمود. وی از دانشگاه پرینستون لیسانش فلسفه گرفت و سپس در کالج بالیول دانشگاه آکسفورد به تحصیل پرداخت. در سال 1930 در دپارتمان فلسفه دانشگاه نیویورک به تدریس مشغول گردید که به مدت 23 سال ادامه یافت. برنهام شبیه بسیاری دیگر از مردان و زنان سطح متوسط دهه 1930، مجذوب سیاستهای محافظه کارانه گردیده بود. در سال 1935 به حزب بین المللی چهارم پیوست که توسط لئون تروتسکی ایجاد شده بود و طولی نکشید که به یک چهره برجسته تبدیل شد و برای مجلاتی نظیر «پارتیزان ریویو» و «نیو اینترنشنال» به تهیه مقاله پرداخت. او با تروتسکی ترتباط داشت و بنا بر عللی به مکزیک تبعید شد و ÷شتیبان اتحاد سوسیالیستی بود.
در سال 1939 هنگامیکه اتحاد سوسیالیستی در آغاز جنگ دوم جهانی با نازی ها متحد گردید، چشمان حقیقت بین برنهام و بسیاری دیگر از همفکران او گشوده شد. آنها این سوال را از خود ÷رسیدند که آیا واقعا اتحاد سوسیالیستی، سوسیالیست می باشد؟ این به معنای اعلان جنگ به تروتسکی بود که هنوز ÷شتیبان ایده های سوسیالیست بود.
در مارس 1940 برنهام از حزی بین المللی چهارم کناره گیری نمود ولی به مبارزه خود با تروتسکی ادامه داد تا اینکه تروتسکی توسط عوامل استالین چند ماه بعد ترور شد.
برنهام مخالف کمونیسم به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی بود درحالیکه به شدت تحت تأثیر ایده های کارکسیست بویژه مفهوم دیالکتیک بعنوان یک نیروی تاریخی قرار گرفته بود.
او ÷س از مخالفت با کمونیسم، با سایر ناحزاب استبدادی شامل استالینیسم، فاشیسم، و حتی اشکال مهتدل مداخله دولت نظبر طرح روزولت در آمریکا که برنامه ای جهت ایجاد رفاه و بهبود اقتصادی در دوران بحران بزرگ دهه 1930 بود نیز به مخالفت ÷رداخت. در این اوضاع، برنهام بطور اجتناب نا÷ذیری به لیبرالیسم گرایش ÷یدا کرد. وی دانشگاه را رها نمود و بعنوان مدیر مسئول نجله آکریکایی محافظه کار «نشنان ریویو» مشغول کار گردید و ارتباط تنگاتنگی با موسس و صاحب امتیاز آن ویلیام بوکلی برقرار کرد. در زمان جنگ سرد، مخالف سرسخت هر نوع سازش با کمونیسم بود. او در یکی از جالب توجه ترین نوشته هایش بنام «ناکامی غرب» که در سال 1964 منتشر نمود، قدرت های متحد ارو÷ایی را به خاطر شکستن اتحادشان و گشودن مبادی جدیدی برای نفوذ سوسیالیسم مورد انتقاد قرار داد.
با انتخاب رونالد ریگان به عنوان رییس جمهور آمریکا در سال 1980، تقابل برنهام با سوسیالیسم، جو سیاسی آمریکا را تحت تاثیر قرار داد؛ عقاید برنهام در سطح گسترده ای مورد احترام قرار گرفت و در سال 1983، مدال آزادی از سوی رئیس جمهور به وی اعطا شد.
برنهام در جولای سال 1987 بر اثر عارضه قلبی در منزل خود در کانکتیکات درگذشت.
در کتاب های انقلاب مدیریتی و ماکیاولی ها، برنهام به منظور بیان دیدگاهش ÷یرامون تعارض اجتماعی، از کارکسیست دیالکتیک استفاده نموده است. به نظر او در هر اجتماعی، دو گروه قوی وجود دارد که اولی آنهایی هستند که دارای قدرت بوده و دومی آنهایی هستند که سعی دارند قدرت را از دست اولیها خارج و خود صاحب قدرت شوند؛ ولی هر دوی این گروهها در حقیقت جزء اقلیت میباشند.
«ماکیاولی ها» تلاشی است جهت مطرح کردن این دیدگاه برنهام در باره اجتماع به طوریکه بتواند بر نویسندگان و متفکران قبلی بویژه ماکیاولی اثر بگذراند. برنهام، ماکیاولی را به خاطر افشاء حقیقت چگونگی کسب قدرت و استفاده از آن مورد تمجید قرار داده است. چهره هایی نظیر ویلفرد و ÷رتو، روبرت مایکل، و جورج سورل نیز اقدام مشابهی نظیر ماکیاولی انجام داده اند.
در سال 1940 برنهام به بیان این مطلب ÷رداخت که میان سرمایه داران و کنترل کنندگان سرمایه یعنی مدیران، رویارویی وجود دارد و به بررسی ایده جداسازی مالکیت و کنترل ÷رداخت که این ایده، تخصصی شدن مدیریت را در ÷ی آورده بود. ایده مذکور به زمانهای گذشته و حداقل به سال 1917 و نوشته های سیاستمدار و بازرگان آلمانی، والتر راتنو باز می گردد که بعدها در آمریکا توسط ویلیان زبینا، استاد دانشگاه هاروارد مورد بحث قرار گرفت.
زبینا در سال 1977 در کتاب Main Street and wall street، سیستم مالی آمریکا را مورد انتقاد قرار داده بود. یکی از دانشجویان دوره دکتری وی آدولف برل بود که به همراهی گاردینر مینز، ایده جداسازی مالکیت و کنترل سرمایه را در کتاب «شرکت کدرن و مالکیت» در سال 1932 مطرح نمود. طبق عقیده برل و مینز، افزایش اندازه و ÷یچیدگی شرکتها، منجر به مالکیت غیرشخصی و عمومی آن میشود: امروزه شرکتها بجای اینکه دارای مالکین متخصصی باشند که بطور مستقیم درگیر کار و فعالیت شرکت بوده و مدیریت آنها را بر عهده داشته باشند، هزاران سهامدار دارند که از مشغله های شرکت به دور بوده و کنترل عملیاتی اینگونه شرکتها در دستان مدیران متخصصی است که مالک شرکت نمیباشند.
بحث ÷یرامون اینکه آیا جداسازی مالکیت و مدیریت شرکمت بهترین راه حل میباشد یا خیر، همچنان نیز ادامه دارد. بعضی بعضی نظیر آلفرد چاند در کتاب دست مرئی که در سال 1997 منتشر نمود، موفقیت شرکتهای آمریکایی در قرن بیستم را به علت افزایش تخصصی شدن مدیریت و جدایی مالکیت و مدیریت میداند و معتقد است مدیران متخصص قادر هستند با آموزشهای بهتر و نظم بیشتر نسبت به مدیران آماتوری که خود مالک شرکت نیز میباشند، در جهت دستیابی به اهداف موسسه تلاش نمایند. دیدگاههایی نظیر دیدگاه چاندلر، تا کنون در دنیای تجارت نقش غالب را داشته اند. بعنوان مثال در اوایل سال 2002، روزنامه قایننشال تایمز، مطلبی نوشت مبنی بر اینکه کنار گذاشتن «جک ناصر» از ÷ست مدیرعاملی شرکت فورد و س÷ردن کنترل شرکت به دست «بیل فورد» که از موسسان شرکت و سهامداران عمده می باشد، کاری مادرست بوده است.
برخی دیگر بویژه ویلیان زبینا مخالف جدایی مالکیت و مدیریت بوده و اینگونه بیان میدارد: مالکین، اختیارات خود را بدون اینکه نظارتی بر چگونگی مدیریت دارایی هایشان داشته باشند، به مدیران واگذار می نمایند.
برنهام معتقد بود جداسازی کالکیت از کنترل شرکتها، فقط به عنوان نخستین گام در فرآیند انتقال قدرت از سرمایه داران به طبقه مدیریتی می باشد. به عقیده او، نتیجه منطقی این فرایند همانگونه که توسط برل و مینز بیان شده، این است که مدیران ÷س از به دست گیری کنترل، به فکر مالکیت خواهند افتاد همچنان که می گوید.
«مالکیت به معنای کنترل میباشد و اگر کنترلی وجود نداشته باشد، بنابراین مالکیتی نیز وجود نخواهد داشت؛ اگر مالکیت و کنترل واقعا از یکدیگر جدا شده باشند، مالکیت قدرت خود را به کنترل داده است، و مالکیت جدا شده یک فرضیه بی معنا می باشد.» برنهام برای بیان این موضوع، به این مثال می پردازد که در قرون هفدهم و هجدهم میلادی، پادشاهان مرووینژیان فر انسه کنترل را به مقامات اداری خود یعنی شهرداران قصر سپرده بودند و در انتهای پادشاهان چیزی جز عناصر نمایشی نبوده و شهرداران به راحتی آنها را جایگزین و خودشان به مسند سلطنت نشستند. برنهام در این زمینه تصور دیگری نیز دارد: به نظر او مدیران، کنترل را به منظور بهبود در عملیات شرکت بر عهده نمیگیرند، بلکه بیشتر به فکر موقعیت شغلی خود می باشند. اگر آنها فاقد کنترلی باشند، به راحتی مانند سایر کارکنان قابل استخدام و اخراج شدن توسط مالکین سرمایه خواهند بود. آنها کنترل را به منظور استحکام موقعیت قدرت خود نیاز دارند. سپس حرکت بسوی کسب مالکیت بعنوان گامی دیگر در جهت تثبیت قدرت میباشد. این تصور از کنترل توسط گروههای مدیریتی، همان چیزی است که برنهام آنرا انقلاب مدیریتی مینامد. در دهه 1940 وی چنین انقلابی را در قالب برخوردهای سراسری و گسترده در جهت کسب قدرت مشاهده نمود. دنیا در حال حرکت از حالت اجتماع سرمایه داری طبقه دوم به سمت اجتماع مدیریتی بود. برنهام اولین جلوه های این حرکت را در شکل فاشیسم و کمونیسم دید که در هر دو شکل او معتقد بود گروههای تکنوکرات، چیزی را که به عنوان یک جنبش مردمی آغاز شده بود سرکوب نموده و بعنوان گام اول، کنترل قدرت دولتی را به دست گرفتند. بعنوان گام بعد متمرکزسازی، سلب مالکیت شخصی، و ملی نمودن دارایی ها بود که منجر به قرار گرفتن مالکیت و کنترل در دستان آنها گردید. به همین دلایل بود که برنهام از کمونیسم جلوگیری نمود زیرا معتقد بود هنوز امکان پیاده سازی یک دموکراسی که توسط کارگران کنترل شود وجود دارد. به نظر برنهام، کارگران گروگانهایی بی گناه در نبرد سراسری میان سرمایه داری و مدیریت بودند. البته به این دیدگاه ایراداتی وارد است: نخست اینکه آیا تکنوگراتهای جماهیر شوروی و یا نازی های آلمان را می توان بصورت عادلانه با مدیران متخصص اقتصاد آزاد غرب مقایسه نمود؟ تکنوکراتها تخصص و نظم را به کار می گیرندولی نه به اندازه مدیران متخصص، ولی ایدئولوژیهای آنها زیاد با یکدیگر متفاوت نیست. دوم اینکه گرچه برنهام معتقد بود مدیران سرانجام هویتی شبیه سرمایه داران و کارگران ایجاد خواهد نمود ولی در حقیقت احتمال رویداد چنین اتفاقی بسیار ضعیف می باشد. مدیران در ایجاد هویت خاص خود بسیار آهسته و ضعیف همل نموده اند ، بعلاوه در فرهنگهای مختلف، شکل این موضوع بسیار متفاوت بوده است. پس از جنگ جهانی دوم، مدیران ژاپنی هویتی بسیار متعهد و وفادار در شرکت های خود یافته بودند و بیشتر تمایل داشتند خود را خدمتگذار شرکت معرفی نمایند تا مدیر شرکت. در انگلستان، مقاومت شدیدی در برابر تخصص گرایی مدیریت وجود داشت تا جایی که چارلز رنولد، مدیر انستیتو انگلستان در دهه 1940، به علت اقدام این انستیتو در جهت معرفی مدیریت بعنوان یک تخصص، از سمت خود کناره گیری نمود. در آمریکا، مدیران همچنان تمایل دارند خود را بعنوان موسس شرکت معرفی نمایند و بعلاوه خود را وفادار و متعهد به شرکت و مردم نشان می دهند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  30  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله بررسی چند شخصیت برجسته در مدیریت

دانلود مقاله کنترل بهینه ولتاژ در شبکه توزیع در حضور DGها

اختصاصی از یاری فایل دانلود مقاله کنترل بهینه ولتاژ در شبکه توزیع در حضور DGها دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

دانلود مقاله کنترل بهینه ولتاژ در شبکه توزیع در حضور DGها


دانلود مقاله  کنترل بهینه ولتاژ در شبکه توزیع در حضور DGها

دانلود رایگان اصل مقاله انگلیسی

عنوان انگلیسی مقاله:

Optimal voltage control in distribution network in the presence of DGs

عنوان فارسی مقاله:

کنترل بهینه ولتاژ در شبکه توزیع در حضور DGها

ناشر:

Electrical Power and Energy Systems

 

سال انتشار:2016

 تعداد صفحات انگلیسی :9

تعداد صفحات فارسی به فرمت ورد قابل ویرایش:24

Abstract
 

Nowadays, integration of new devices like Distributed Generation, small energy storage and smart meter, to distribution networks introduced new challenges that require more sophisticated control strategies. This paper proposes a new technique called Optimal Coordinated Voltage Control (OCVC) to solve a multi-objective optimization problem with the objective to minimize the voltage error at pilot buses, the reactive power deviation and the voltage error at the generators. OCVC uses Pareto optimization to find the optimal values of voltage of the generators and OLTC. It proposes an optimal participation of reactive power of all devices available in the network

OCVC is compared with the classical method of Coordinated Voltage Control and is tested on the IEEE 13 and 34 Node test feeders with unbalanced load. Some disturbances are investigated and the results show the effectiveness of the proposed technique

چکیده

امروزه اتصال تجهیزات جدید مانند تولید پراکنده، ذخیره ساز کوچک انرژی و کنتورهای هوشمند به شبکه توزیع باعث ایجاد چالش های جدیدی شده، که نیازمند استراتژی های کنترلی پیچیده تر است. این مقاله روش جدیدی بنام کنترل هماهنگ و بهینه ولتاژ(OCVC) برای حل مسئله بهینه سازی چند هدفه با هدف مینیمم کردن خطای ولتاژ در باس ها پایلوت، انحراف توان راکتیو و خطای ولتاژ در ژنراتورها ارائه میدهد. OCVC از بهینه سازی پاراتو برای پیدا کردن مقادیر بهینه ولتاژ ژنراتورها و OLTC استفاده میکند. این روش یک مشارکت بهینه توان راکتیو تمام تجهیزات موجود در شبکه ارائه میدهد.

OCVC با روش کلاسیک کنترل هماهنگ ولتاژ مقایسه میشود و بر روی فیدر آزمایشی 13 و 34 گره ای IEEE با بار نامتعادل آزمایش میشود. بعضی از اغتشاشات مورد بررسی قرار میگیرند و نتایج، موثر بودن روش ارائه شده را نشان میدهند.


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله کنترل بهینه ولتاژ در شبکه توزیع در حضور DGها

دانلود مقاله رضایت شغلی و بهره وری

اختصاصی از یاری فایل دانلود مقاله رضایت شغلی و بهره وری دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

مقدمه :
محیط کار انسان به مثابه منزل دوم او می باشد و چه بســــا کسانی عمده ساعات شبانه روز خود را در محیط کارشــان به سر می برند. بنابراین بدیهی است که محیط کار نیز بایستی همچون خانه برآورنده حداقلی نیازهای روحی و روانی افراد باشد تا آنها ضمن کسب درآمـــد و ارتقای سطح دانش و مهارت حرفه ای خود به خدمتی صادقانه و موثر بپردازند.
در این مقاله سعی شده است ضمن مروری بر تعاریف مفاهیمی چون رضایت شغلی و بهره وری و پرداختن به عوامـــل تاثیر گذار ، ارتباط و نسبت فی ما بین این دو و میزان نقش آنها در تحقق اهداف و برنامه ها و نیل به پیروزی و موفقیت سازمانی ، مورد بررسی قرار گیرد.
رضایت شغلی
دیدگاهها و مفهوم سازیهای متعدد و گاه متناقضی درباره تعریف « رضایت شغلی» شکل گرفته و توسعه یافته است .
-برخی از صاحبنظران همچون هرزبرگ آن را دارای دو بعد دانسته اند . یک گروه عوامل و شرایطی که فقدان آنها موجب عدم رضایت می‌گردد ولی تأمین آنها باعث ایجاد انگیزه شدید و قوی نمی‌شود بلکه فقط از بروز عدم رضایت جلوگیری می‌کند که آنها را عوامل بهداشتی یا مؤثر در حفظ وضع موجود یا عوامل بقاء می‌نامند . به ‌زعم هرزبرگ این عوامل عبارت است از: طرز تلقی و برداشت کارکنان، شیوه اداره امور ، خط‌ مشی‌های سازمان، ماهیت و میزان سرپرستی، امنیت کاری، شرایط کاری، مقام و منزلت، سطح حقوق و دستمزد، استقرار روابط متقابل دو جانبه، سرپرستان، همگنان و مرئوسان و زندگی شخصی کارکنان. نبود این عوامل ممکن است چنان کارمندان را دچار عدم رضایت سازد که سازمان را ترک کرده و موجودیت آن را به مخاطره اندازند. از اینرو هرزبرگ این عوامل را برای تأمین و حفظ بهداشت و سلامت سازمان لازم دانسته است. دسته دوم عوامل مؤثر در ایجاد انگیزه هستند که وجود آنها موجب انگیزش و رضایت افراد ولی فقدان آنها تنها عدم رضایت ضعیفی را تولید می‌کند. بنابراین فقدان عوامل گروه دوم مترادف با عدم نگرش تلقی می‌گردد. به‌نظر هرزبرگ عوامل مؤثر در ایجاد انگیزه عبارت است از: موفقیت کاری، شناخت و قدردانی از افراد وکار آنها، پیشرفت و توسعه شغلی، رشد فردی و ماهیت کار و وظایف محوله.
- برخی دیگر آن را تک بعدی و شامل پاسخ به این دو پرسش دانسته اند که: الف ) در حال حاضر چه قدر از شغل خود راضی هستید؟ ب) تا چه حد از شغل خود رضایت می خواهید؟ به اعتقاد بسیاری از اندیشمندان صاحب نظر تفاوت بین آنچه فرد در حال حاضر دارد با آنچه به دنبال آن است ، می تواند شاخصی از رضایت شغلی باشد . پورتر ، لافکوئیست ، دیویس و هالند از این دسته اند. از سوی دیگر کاپل من نیز معتقد است که پژوهشگران حوزه هایی چون روان شناسی مشاوره تمایل دارند « رضایت شغلی» را به تفاوت بین آنچه فرد داراست ، در برابر آنچه خواستار آن است تعریف کنند.
- دسته سوم معتقدند بسیاری از مفهوم سازیها و تعاریف « رضایت شغلی» دربر دارنده نوعی فرآیند ارزشیابی است. لوکه آن را حالت هیجانی خوشایند و مثبتی می داند که ناشی از ارزشیــابی شغــلی یا تجربه های شغلی فرد است . ولی اسمیت نظرش این است که گستره ای است که در آن محیط کاری ، تقاضاهای فرد را برآورده می کند. و یا رابینز که می گوید « رضایت شغلی» حاصل تفاوت میان تعداد پاداش هایی است که فرد دریافت می کند با مقدار پاداشی که فکر می کند باید دریافت کند . به عبــارتی می توان آن را یک فرآیند ارزشیابی تعریف کرد که آنچه را که یک فرد دارد در برابر آنچه خواستار آن است ، مورد بررسی قرار می دهد.
عوامل موثر بر رضایت شغلی
ایجاد« رضایت شغلی» در فرد بستگی به عوامل متعددی دارد که در کنار هم موجب حصـول نتیجه مطلوب می شوند و چه بسا نبود یک عامل فرد را در زمره اشخاص ناراضی از شغل خویش قرار دهد.عواملی از قبیل : میزان درآمد، نفس و ماهیت کار و جایگاه اجتماعی آن ، وجهه و اعتبار سازمانی، ارتقا ء شغلی، ایمنی شغلی ، عدم ابهام در نقش ، شرایط فیزیکی کار، ساختار و فرهنگ سازمانی و ارتباط با همکاران، توجه به ویژگیهای شخصیتی فرد، ارزیابی عملکرد، تناسب، انعطاف،نوآوری و رویکردها و ... که در این مجال اشاره و مروری گذرا به تعدادی از آنها می نماییم.

میزان درآمد و یا دستمزد:
این عامل تقریبا برای همه گروهها ی شغلی از مهمترین عوامل تاثیرگذار به شمار می رود.با در نظر داشتن تفاوت فردی و به تبع آن تفاوت در دیدگاهها نسبت به پول ، حالت های متنوعی را می توان متصور شد.به نظر می رسد این عامل برای کسانی که نمی توانند از راههای دیگری در کار خود رضایت به دست آورند از اهمیت بیشتری برخوردار است.در مواردی دیده شده است که بسیاری به دلیل کمی حقوق با تغییر شغل خود حتی با شغلهایی با منزلتی پایین تر اقدام می کنند.
نفس کار :
بسیاری نفس کار را که دربرگیرنده عناوین متعددی می دانند از جمله عوامل مهـــــم تاثیرگــذار می شناسند. عناوینی همچون : تنوع ، آزادی عمل و بازخورد که به عبارتی در پر مایه شدن مشاغل به شدت موثرند!
ایمنی شغلی :
در بیانی کلی ، مفهوم ایمنی در مشاغل به معنای فارغ از خطر بودن تعبیر می شود و هر عاملی که بتواند خطرات محیط کار (اعم از جسمی ، روحی و روانی ) را از بین برده و یا به حد اقل برساند ، رضایت شغلی را افزایش می دهد.از این رو مواردی مانند نظم ، انصاف و امنیت عاطفی تضمین کننده ایمنی شغلی به شمار می روند و از سویی مواردی چون تبعیض و پارتی بازی و ... با خدشه دار نمودن شرایط مطمئن سازمانی ، می تواند احساس ناایمنی و نهایتا نارضایتی شغلی را به وجود آورد.
ارتقای شغلی :
یکی از پایدارترین یافته ها حاکی از این است که هر چه سطح شغل بالاتر باشد رضایت شغلی بیشتر است. از سویی به دلیل آنکه افراد غالبا دوستدارو خواستار ارتقای مقام و پیشرفت در کار خود هستند بنابراین برای افزایش رضایت در سازمانها بایستی در این باره چاره اندیشی شده و برنامه ریزی های دقیقی صورت و انجام پذیرد تا زمینه های ارتقای کارکنان سطوح مختلف در قالب فرآیندی منطقی فراهم گردد.
بهره وری
واژه بهره وری برای نخستین بار بوسیله فرانسوا کنه ریاضیدان و اقتصاددان طرفدار مکتب فیزیوکراسی (حکومت طبیعت) بکار برده شد. وی با طرح جدول اقتصادی ، اقتدار هر دولــت را منـــوط به افزایش بهره وری در بخش کشاورزی می داند. در سال 1883 فرانسوی دیگری به نام لیتره بهره وری را دانش و فن تولید تعریف کرد. با شروع دوره نهضت مدیریت علمی در اوایل سالهای 1900، فردریک ونیسلو، تیلور و فرانک و لیلیان گیلبریث به منظور افزایش کارآیی ، درباره تقسیم کار ، بهبود روشها و تعیین زمان استاندارد، مطالعاتی را انجام دادند. کارآیی به عنوان نسبتی از زمان واقعی انجام کار به زمان استاندارد از پیش تعیین شده ، تعریف شد. بطور مثال اگر از فردی در 8 ساعت کار انتظار تولید 100 واحد محصول را داشته باشیم اما در عمل وی 96 واحد تولید کند، گفته می شود کارآیی او 96% است.

 

در سال 1950 سازمان همکاری اقتصادی اروپا ، به طور رسمی بهره وری را چنین تعریف کرد :
(بهره وری حاصل کسری است که از تقسیم مقدار یا ارزش محصول بر مقدار یا ارزش یکی از عوامل تولید بدست می آید. بدین لحاظ می توان از بهره وری سرمایه، مواد اولیه و نیروی کار صحبت کرد.)
سازمان بین المللی کار بهره وری را چنین تعریف کرده است :
(بهره وری عبارتست از نسبت ستاده به یکی از عوامل تولید : سرمایه، نیروی کار و مدیریت.)
در این تعریف «مدیریت» بطور ویژه یکی از عوامل تولید در نظر گرفته شده است. نسبت تولید به هر کدام از این عوامل معیاری برای سنجش بهره وری محسوب می شود.
در اطلاعیه تشکیل مرکز بهره وری ژاپن در سال 1955 در ارتباط با بهبود بهره وری چنین بیان شده است: «حداکثر استفاده از منابع فیزیکی، نیروی انسانی و سایر عوامل به روشهای علمی بطوریکه بهبود بهره وری به کاهش هزینه تولید، گسترش بازارها، افزایش اشتغال و بالا رفتن سطح زندگی همه آحاد ملت ، منجر شود. » از دید مرکز بهره وری ژاپن ، بهره وری یک اولویت و انتخاب ملی است که منجر به افزایش رفاه اجتماعی و کاهش فقر می گردد. مرکز بهره وری ژاپن از زمان تأسیس در سال 1955 نهضت ملی افزایش بهره وری در این کشور را تحت سه اصل رهنمون ساز به جلو هدایت نموده است که عبارتند از : افزایش اشتغال ، همکاری بین نیروی کار و مدیریت ، توزیع عادلانه و برابر ثمره های بهبود بهره وری در میان مدیریت، نیروی کار و مصرف کنندگان.
در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 مرکز بهره وری آمریکا تعریف زیر را ارائه داد:
قیمت تعدیل شده سود = بهره وری
تعا ریف دیگری از بهره وری به شرح زیر بیان شده است :
- معیار عملکرد و یا قدرت و توان هر سازمان در تولید کالا و خدمات.
- نسبت میان بازده به هزینه عملیات تولیدی .
- نسبت بین بازده تولید به واحد منبع مصرف شده است که با سال پایه مقایسه می شود.
- تغییر بدست آمده در مقدار محصول در ازای منابع مصرف شده .
از سوی دیگر می توان گفت که برای تعریف بهره وری ٬ ابتدا باید با دو مفهوم کارآیی واثربخشی آشنا شویم :
◄ کارآیی : نسبت ستاده به داده را گویند که برابر با مصرف بهینۀ منابع میباشد .
◄ اثر بخشی : به معنای تحقّق اهداف سازمان است .
با ادغام این دو مفهوم چهار حالت بروز می نماید:
١- ورودی ثابت ٬ افزایش خروجی
٢- کاهش ورودی ٬ افزایش خروجی
٣- کاهش به نسبه بیشتر ورودی ٬ کاهش خروجی
٤- افزایش ورودی ٬ افزایش به نسبه بیشتر خروجی
٥- کاهش ورودی ٬ خروجی ثابت
که حالت چهار همان بهره وری می باشد . کارآمدی و اثربخشی (بهره وری) حالتی است که هم منابع درست مصرف شده وهم اهداف سازمان تحقّق یافته است .
رضایت شغلی و بهره وری
بر اساس آنچه گفته شد ، بدیهی است که رضایتمندی افراد از مشاغل خود ، نسبتی مستقیم با بهره وری دارد، برای تبیین بهتر این رابطه جا دارد به نقش سرمایه عظیم و ارزشمند نیروی انســــانی در بهره وری اشاره شود .انسان محور بهره وری است. کلیه سازمانها با هر ماموریتی که دارند باید بیشترین امکانات را به آموزش و پرورش انسانها از ابعاد مختلف ، اختصاص دهند ، مواردی همچون آموزشهای رفتاری –شغلی و تخصصی-قوانین و مقررات و آموزش شرح وظایف، آموزش فکر ، خودآموزی و دگر آموزی، آموزش خانواده به ترتیب تقویت کار گروهی ،تسلط بر شغل ، شناخت داخل و خارج سازمان، شناخت حدود و عمق وظایف ،نوآوری، پیدایش و توسعه اصل فرد و سازمان یاد گیرنده ، تفـــاهم فی ما بین خانواده ها ی شاغلین و سازمان را در پی خواهند داشت ، که در آخر به ایجاد و استقرار، پرورش و گسترش ، کاربردی شدن و استمرار بهره وری و در کل به ارتقای آن در سازمان خواهد انجامید.
بنابراین ، رویکرد منظم و مستمر انطباق فرد مناسب با شغل مناسب در زمان مناسب که در برگیرنده هر دو مفهوم رضایت شغلی و بهره وری می باشد بهترین گزینه و راهکار به شمار می رود.
سخن پایانی
با تامل و تعمق در مطالبی که ذکر شد و با در نظر داشتن موضوع راهبری و هدایت منسجم سازمان به سوی اهداف ،که یــادآور نقش انکار ناپذیر و مهم مدیران است و این خود یقینا در پیـروزی یا شکــست برنامه ها به شدت موثر می باشد ، از دید نگارنده ، بهترین گزینه پیش روی مدیران برای صعود به قله موفقیت ، حرکت بر اساس سبک مدیریت مبتنی بر کرامت انسانی و بهره وری می باشد.
خداوند در ابتدای آیه مبارکه 70 از سوره 17 (الاسرا) می فرماید : « وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ ... » و به راستى ما فرزندان آدم را گرامى داشتیم ... آنگاه که کرامت انسانی یک فرد منظور نظر واقع شد ، رضایت فرد تامین شده است چرا که کرامت هدیه و امانت الهی است .این نوع مدیریت بر اصولی مانند : احترام قائل شدن به انسان، داشتن دیدگاه مثبت گرا به انسان، برقراری روابط انسانی قوی ، مشارکت دهی عملی کارکنان در تصمیم گیری ها، و اصل آموزش جامع و بالا بردن آگاهی کل کارکنان سازمان استوار می باشد.
نتایجی که از مدیریت برمبنای کرامت انسانی حاصل می شود به طور خلاصه به قرار ذیل قابل شمارش است:
1- تقویت و بهبود تعلق خاطر به کار و سازمان
2- تقویت و بهبود اخلاق کار
3- تقویت پرکاری(فرهنگ کار)
4- حاکم شدن استراتژی بهبود دائم درسازمان
5- تقویت کار جمعی خودجوش از طریق نظام انگیزشی،استقرار نظام پیشنهادها و ...
6- کاهش شایعه و تشنج روانی در سازمان از طریق مکانیزم اطلاع رسانی به سطوح مختلف صرف نظر از پست و موقعیت آنها
7- رفع اضطراب از محیط کار از طریق آموزش های رفتاری و توجه به امنیت شغلی کارکنان و فراهم نمودن امکان ابراز نظرات و تلفیق سازمان رسمی و غیر رسمی

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله 11   صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید

 

 


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله رضایت شغلی و بهره وری