
لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*
فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)
تعداد صفحه40
فهرست مطالب
مقدمه :
دکتر علی اکبر نفیسی دررابطه با معنی لغوی نفس
پاره ای از ترکیبات نفس درمعنی فلسفی وعرفانی
عزت نفس
نفس ، موضوع زندگی
(1ـ زندگی حیوانی)
نفس چیست؟
(2ـزندگی اجتماعی)
(3ـ زندگی انسانی)
اثبات وجودنفس
شناخت نفس اولین رسالت علم اخلاق
قوای نفس
نفس : اصطلاح فلسفی : نفس جوهری است که ذاتا مستقل ودر فعل نیاز به ماده دارد ومتعلق به اجساد واجسام است وبالاخره جوهری است غیر مائت ودر تصرف وتدبیر نیاز به جوهر روحانی دیگر دارد که روحانیت آن از نفس کمتر است وآن واسطه روح حیوانی است که آنهم واسطه دارد که قلب است ،درماهیت وحقیقت نفس،اقوالی است برحسب مکاتب مختلف فلسفی وعرفانی وکلامی از جمله: 1ـ اجزاء صغاراست که کری الشکل است 2ـ نار 3ـ هواء 4ـ ارض 5ـ ماء 6ـجسم بخاری 7ـ عدد 8ـ امر مرکب از عناصر9ـ حرارت غریزی 10ـ برودت 11ـدم 12ـ مزاج 13ـ نسبت حاصله از عناصر
صدرالدین گوید : خداوند موجودات رابه ترتیب از اشرف به احسن آفریده است وعنایت او ایجابکند که همواره با موجودات فیض بخشد وفیض او دائم است اول امری که از آثار حیات درموجودات ظاهر شد ،حیات تغذیه ونشوو نما است وبعد حیات حس وحرکت است وبعد حیات علم وتمیز است وهریک ازاین سه مرتبه را صورت کمال است که به واسطه آن صورت آثار حیات مخصوصی به آن فیضان می کند ،آن صورت رانفس می گویندوسه مرتبه دارد :
1ـ نفس نباتی 2ـ نفس حیوانی 3ـ نفس انسانی
وحدجامع آن (فهی اذن کمال للجسم ) است وبالاخره هر جسمی را آثار خاصی است ودرهریک مبداء خاصی است که منشاء آن آثاراست وآن مبادی قوتی هستند تعلق به اجسام وخود اجسام نباشند وآن نفس است وکلمه نفس نام برای آن قوت است وبدین ترتیب صدرالدین نفس راجسمانیه الحدوث می داند ولکن ماده آن که همان افاضات علویه بر مراد سفلیه باشد از ناحیه بالا وعلویات ودر نتیجه فیوضات الهی است ومعنی کینونت سابقه نفس بربدن همین است نه آنکه نفوس ناطقه انسانی ابتداء کنیونت مجرد باشد چنانکه دیگران می گویند نفس انسان را به نشإت است اول نشات صور حسی طبیعیه ومظهر آن حواس خمس ظاهر ه است که دنیا هم گویند.
نشات دوم اشباح وصور غائیه از حواس است .مظهر آن حواس باطنه است که عالم غیب وآخرت هم گویند.
نشات سوم عقلیه است که دار مقربین ودارعقل ومعقول است ومظهر آن قوت عاقله است . نفس در نشات اول خالی از علم تصوریه وتصدیقیه است واولین علم اواست بذات خود ودرابتداء جنینی ودرمرحله طفولیت بدرجه حیوانی میرسدوبعدازکمال وبلوغ بدرجه انسانی وکمال خود می رسد واین هنوز اولین نشات ناطقه است .
بعداز مرتبت عقل هیولانی ـ که فاقد تمام صور وتصورات است به مرحله بالملکه می رسد که بعضی از صور را دریافته واین مرحله اولین
تحقیق در مورد نفس