یاری فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

یاری فایل

مرجع دانلود فایل ,تحقیق , پروژه , پایان نامه , فایل فلش گوشی

تحقیق در مورد آیات جنین شناسی در قرآن

اختصاصی از یاری فایل تحقیق در مورد آیات جنین شناسی در قرآن دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد آیات جنین شناسی در قرآن


تحقیق در مورد آیات جنین شناسی در قرآن

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه19

 

آیات جنین ‌شناسی در قرآن

 

 

    در بخش سوم این کتاب، مقالات متعددی درباره «اعجاز علمی قرآن» در خصوص جنین‌شناسی وجود دارد که برخی در پی اثبات آن هستند و برخی در پی نفی‌اش! ولی پرسشی همواره مطرح است: به چه دلیل در قرآن به این مطالب اشاره شده؟ و یا اینکه مطالب جنین‌شناسی قرآن استدلالات چه مباحثی هستند؟

    به جز در سوره علق (2:96) که جزء اولین آیات نازل شده بر پیامبر است و تأکید دارد بر آفرینش انسان از علق؛ در سایر آیات (1) یا از نعمتهای فراوان باریتعالی سخن گفته می‌شود و (2) یا از آفرینش اولیه کسانی که به قیامت اعتقاد ندارند. این آیات را به ترتیب سوره‌های قرآن می‌خوانیم. در آوردن این آیات سعی شده که فقط به همان آیه خاص اکتفا نگردد بلکه تا حد ممکن آیات دیگر قبل و بعد آن که با هم هم موضوع هستند نیز آورده شود.

1- النحل 4:16: خلق السموات و الارض بالحق تعالی عما یشرکون* خلق الانسان من نطفه فاذا هو خصیم مبین* و الانعام خلقها لکم فیهادف و منافع و منها تاکلون* و لکم فیها جمال حین تریحون و حین تسرحون*

«آسمانها و زمین را به حق آفرید و از آنچه شریکش قرار می‌دهند برتر است* انسان را از نطفه بیافرید و همو بود که به ناگاه آشکارا از در دشمنی درآمد* بدینگونه چهارپایان را برای انتفاع شما آفرید و

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد آیات جنین شناسی در قرآن

دانلود مقاله جنسیت و نابرابری جنسیتی

اختصاصی از یاری فایل دانلود مقاله جنسیت و نابرابری جنسیتی دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 یکی از مشخصه های جهانی که ما در آن زندگی می کنیم، سهم عمیقا نابرابر زنان و مردان در سختی هایی است که متحمل می شوند. نابرابری جنسیتی در اکثر نقاط جهان وجود داردو زنان را به گونه های مختلفی تحت الشعاع قرار داده است.
متون رشته های جامعه شناسی و انسان شناسی نشان می دهد که تا اواخر سال های 1960 به ندرت به (زنان) به عنوان موضوع پرداخته می شد و نظریه های تحول خالی از زنان بود، گویا تحول فقط از آن مردان بود و زنان نیز به صورت قسمتی از آن بهره مند می شدند. زنان همسران یا مادران یا افراد غیر فعال بودند و نقش آنها در خانه و پرورش نسل آینده توصیف می شد. اما از اوئل سال هال 1970 دوره انتقاد به نگرش جنسیتی در علوم اجتماعی آغاز گردید. به عنوان مثال این سئوال اساسی مطرح شد که آیا جایگاه زنان در تحول بشر فرقی با مردان دارد، و یا این که نحوه نگرش به خطا رفته است؟ در روند صنعتی شدن، آیا تمام گردانندگان کارخانه ها مردان بوده اند یا زنان نیز در این دوران سخت سرمایه داری در این امر سهیم بوده اند؟ آیا بدون کار زنان در خانه، مردها می توانستند کار خارج از منزل را پیش برند؟ چرا یکی نام کار و دیگری نام بیکاری به خود می گیرد؟ آیا این امر برگرفته از ذات کار است و یا این که نگرش خاص به کار که پول را ملاک قرار داده ناشی شده است؟ آیا در تمام جوامع نگرش جنسیتی وجود دارد؟ خصلت های جنسیتی چگونه تغییر کرده اند و جهت تغییر کجا و چگونه موجبات تبعیض یا برابری را فراهم نموده است؟ پاسخ به چنین سئوالات کلی که نونگری در آنها نهفته است، تحقیقات مربوط به زنان را از دوره انتقاد به دوره سوم برد.
طی دوره سوم با نگرش وسیع تر محققان، تحقیقات مربوط به زنان به تحقیقات موجود اضافه گردید و با درج این مطالب ، نظریه های بسیاری شکل گرفت.
بدین ترتیب دو دوره چهارم که از اواخر سال هعای 1980 آغاز شده است، جنسیت به عنوان یکی از مبتحث نظری اصلی رشته های علوم اجتماعی ، در مباحث این رشته ها وارد گردید.
این تغییر نگرش، راه را برای بررسی علل نابرابریجنسیتی و سایر موضوعات مرتبط با جنسیت گونه های مختلف هموار ساخت. حتا که به صورت مختصر به تغییرات صورت گرفته در نگرش علوم اجتماعی به زن پرداخته ایم مناسب است اشاره ای به نابرابری جنسیتی داشته باشیم.
هفت نوع نابرابری
نابرابری بین زنان و مردان می تواند اشکال بسیار متنوعی به خود بگیرد، در واقع نابرابری جنسیتی یک پدیده همگن نیست، بلکه مجموعه ای از مسائل کاملا متفاوت و در عین حال مرتبط به هم می باشد.
(1) نابرابری در مرگ و میر (Mortality Inequality)
در برخی از نقاط جهان، نابرابری بین زنان و مردان مستقیما متوجه مساله مرگ و زندگی می شود، و صورت خشنی از مرگ و میر زنان که به شکل نامتعارفی بالا هستند به خود می گیرد که نتیجه اش فزونی شمار مردان در کل جمعیت است. این وشعیت در نقطه مقابل فزونی شمار زنان در مناطق بدون جانبداری جنسیتی (Gender bias) یا جانبداری جنسیتی اندک در مراقبت های بهداشتی و تغذیه قرار دارد. نابرابری مرگ و میر به نحو گسترده ای در آفریقای شمالی و آسیا، که شامل چین و آسیای جنوبی تیز می گردد، مشاهده شده است.
(2) نابرابری در زاد و ولد (Natality Inequality)
در بسیاری از جوامعی که در آنها مردان غالبند، نابرابری جنسیتی خود را در شکل تمایل به بدنیا آوردن فرزند پسر ، به وضوح نشان می دهد. در گذشته این تمایل ، چیزی بیش از یک آرزو نبود. ولی اکنون با دسترس بودن تکنولوژی های مدرن برای تعیین جنسیت جنین، سقط جنین در آسیای شرقی، چین، کره جنوبی، سنگاپور، تایوان، هند و آسیای جنوبی ، به عنوان یک پدیده قابل توجه از لحاظ آماری ، در حال ظهور می باشد.
(3) نا برابری در امکانات اساسی (Basic facility inequality)
در کشورهای بسیاری در آسیا، ”فریقا و آمریکای لاتین، دختران به فرصت های آموزشی بسیار کمتری در مدارس نسبت به پسران دسترسی دارند. علاوه بر فرصت های آموزشی، محدودیت های دیگری نیز در دسترس به سایر تمکانات اساسی برای زنان، از تشئیق آنها به شکوفا نمودن استعدادهای طبیعی شان گرفته تا تشویق آنها برای انجام فعالیت های سودمند اجتماعی، وجود دارد.
(4) نابرابری‌در فرصتهای خاص (Special opportunity inequality)
حتی وقتی تفاوت اندکی در دسترسی به امکانات اساسی و منجمله آموزش در مدارس در بین دختران و پسران موجود است، ممکن است فرصت های آموزش عالی برای زنان جوان، کمتر از مردان جوان باشد.
در واقع جانبداری جنسیتی (Gender bias) در دسترسی به آموزش عالی و تربیت حرفه ای (Professional training) حتی در ثروتمندترین کشورهای جهان، در اروپا و آمریکای شمالی ، قابل مشاهده است.
(5) نابرابری در حرفه (Professional inequality)
زنان در اشتغال، ارتقا شغلی و حرفه خود،‌با موانع بیشتری نسبت به مردان مواجهند. حتی در کشوری نظیر ژاپن که در مواردی نظیر امکانات اساسی و تا حد زیادی در آموزش عالی، سعی می نماید مساوات را برقرار سازد، به نظر می رسد اشتغال در سطوح بالا برای زنان نسبت به مردان مشکل تر است.
(6) نابرابری در تملک (Ownership Inequality)
در بسیاری از جوامع، تملک دارایی می تواند بسیار نابرابر باشد و حتی دارایی های اساسی نظیر خانه و زمین به شکل بسیار نامتقارنی تسهیم شده باشد. عدم مطالبه دارایی ها، ورود زنان به عرصه فعالیت های تجاری، اقتصادی و برخی فعالیت های اجتماعی را مشکل تر می نماید. این نوع نابرابری در اکثر نقاط جهان وجود داشته است، هر چند که تفاوت هایی در مناطق مختلف قابل مشاهده است.
(7) نابرابری در خانوار (Household Inequality)
غالبا نابرابری های اساسی در روابط جنسیتی در درون خانواده یا خانوار وجود دارد. حتی در مواردی که علائم زیادی از جانبداری بر علیه زنان در اموری نظیر ادامه حیات، ترجیح فرزند پسر، تحصیلات، و یا ارتقاء به سمت های بالاتر وجود ندارد، ساز و کارهای درون خانواده می تواند از بعد سهیم شدن در کار منزل و مراقبت از فرزندان، کاملا نابرابر باشد. به عنوان مثال، در خانوار، مردان به طور معمول در خارج از منزل کار می کنند، ولی در مورد زنان این امر یک مسئله طبیعی نلقی می شود که در صورتی بتوانند به کار بیرون از منزل اشتغال داشته باشند، که از عهده انجام کارهای متعدد و گریز ناپذیری که به نحو نابرابرانه ای نیز در منزل تقسیم شده اند، برآیند. این امر گاهی اوقات تحت عنوان (تقسیم نیروی کار)‌نامیده می شود. این نابرابری نه تنهت شامل نابرابری در درون خانواده می شود، بلکه منجر به نابرابریهای مشتق شده ای در اشتغال و منزلت در جهان خارج نیز می گردد.
شاید نیاز به یاد آوری نباشد که موقعیت زنان در خانواده، موازی با موقعیت آنان در سایر نهادهای اجتماعی است.در خانوارهای دارای ساختار جنسیتی ، کارهای حمایتی (کارهای بدون تولید معین) به زنان نسبت داده می شود. زنان در نقش همسر و مادر، درآمدی در مقابل کار نظافت منزل، اتو کردن،‌آشپزی، خیاطی و رسیدگی به نیازهای اعضای خانوار به دست نمی آورند. اگر چه این فعالیتها ضروری است، از منزلت پائین برخوردار است و پرداختی در مقابل آن صورت نمی گیرد.
اگر چه بسیاری از روابط زن و شوهری به سمت برابری میل می کند، مردان همچنان قدرت بیشتری را در خانوار تجربه می کنند. چرخه روابط قدرت با کار خانواده در ارتباط است. هر قدر که موقعیت شغلی شوهر بالاتر باشد، قدرت او نیز در خانوار بیشتر است. این قدرت در خارج از محیط خانواده کسب شده است و شانس زنان برای بدست آوردن این قدرت بسیار محدودتر از شانس مردان است.
در اینجا لازم است با دقت بیشتری به مساله تقسیم کار بین زنان و مردان و رده بندی جنسیتی و نابرابری جنسیتی ساختاری در موضوع اشتغال بپردازیم، چرا که کار و مشتقات متفاوت آن است که زنان را به یک حیطه و مردان را به حیطه ای دیگر سوق داده و فقر را در میان زنان شده بخشیده است.
بررسی ها نشان می دهد که کشاورزی منسجم ، به خصوص شروع استفاده از شخم (و نه آبیاری)، ابتدای فعالیت جنسیتی متفاوت و رده بندی جنسیتی است. این ابزار چوبی (شخم) را مردان بر زمین به حرکت در می آورند. قدرت بدنی عامل استفاده از این ابزار است. وجین کردن نیز به طور معمول در جوامع روستایی کار زنان است، هر چند که در فعالیت های کشاورزی زن و مرد به صورت مشترک عمل می کنند، در 81 درصد جوامع کشاورزی بیشتر کارها به عهده مردان می باشد. به عبارت دیگر ، با شروع کشاورزی منسجم برای اولین بار در تاریخ بشر، زنان از تولید دور می شوند و نظام فکری، بین کار درون خانه و بیرون خانه فوق قائل می شود. در ساختار صنعتی نیز دوگانگی ای که در جوامع پدر تبار و پدر مکان کشاورزی شروع شد، در اوائل سال های 1900 با این تصیر سنتی از زن که جای زن در خانه است، مستحکم گردید. نگرش جنسیتی به کار زن در خانه، زمانی در آمریکا آغاز شد که کارگران ارزان اروپا در 1900 روانه آمریکا شدند. حقوق این کارگران کمتر از زنان و مردان ساکن در آمریکا بود. قبل از این دوره، در سال های 1890، یک میلیون زن آمریکایی کارهای صنعتی متناوبی انجام می دادند، اما از این زمان که کارگران مرد اروپایی با دستمزد کمتر در بازار کار پدیدار شدند، این نگرش جنسیتی با شعار (جای زن در خانه است) عنوان گردید. بنابراین وضعیت اقتصادی بر نگرش و یا مطرح کردن نگرش های مختلف در زمان های متفاوت ، موثر بوده است. به عنوان مثال دیگر، می توان به زمان جنگ جهانی اول اشاره کرد که مردان راهی جبهه شده بودند. در این زمان زنان با شعارهای وطن پرستانه معین در زمان جنگ ، نگرش عدم توانایی جسمی زنان برای شرکت در کارهایی که نیاز به نیروی بدنی داشت تخفیف می یافت. پس از جنگ، تورم و گسترش مصرف موجب گردید که مخارج خانواده با درآمد یک نفر تامین نشود و به دو درآمد در یک خانواده نیاز باشد. مجددا در این دوران نیز از عدم توانایی زنان صحبتی به میان نمی آمد. با بالا رفتن ناگهانی جمعیت در آمریکا (Baby bore) نیاز به شاغلان در آموزش و پرورش و بهداشت پیش آمد و زنان به این کارها گماشته شدند. کارفرماها که دریافته بودند می توانند تبعیض مالی جنسیتی در پیش گیرند و این تبعیضات موجب برانگیختن عکس العمل زنان نمی شود، زنان را با درآمد کمتر استخدام کردند. بدین ترتیب مشاهده می شود که در زمان هایی بر نقش زنان در خانه تاکید می شد که بیکاری زیاد بود و در زمان های دیگر که نیاز اقتصادی بازار اقتضاء می کرد از اهمیت این نقش کاسته می شد و تعداد زنان در بازار کار فزونی می گرفت.
بنابراین ارقام بالاتر حضور زنان در بازار کار فقط نتیجه فعالیت بسیار برجسته زنان و به مسند قبول نشاندن مبتحث جنسیتی در دنیای سرمایه داری نسبت به همانطور که شعار (جای زن در خانه است) خالی از ملاحظات اقتصادی نیست. در هر صورت، بین سالهای 1970 تا 1980 درصد کار زنان در آمریکا از 38 درصد به 45 درصد و حقوقشان از 62 درصد حقوق مردان در سال 1982 به 68 درصد در سال 1989 ارتقاء پیدا کرد. در برخی حرفه ها این درصد بالاتر و در برخی ، پائین تر است که نشان می دهد هنوز تبعیض جنسیتی در حرفه ها وجود دارد و با عنوان (فقر مونث) حادترین شکل تبعیض جنسیتی به وضوح دیده می شود. نیمی از خانواده هایی که زیر خط فقر به سر می برند، خانواده هایی هستند که با درآمد یک زن به عنوان سرپرست خانوار اداره می گردند. در آمریکا تعداد این خانوارها از بعد از جنگ جهانی دوم افزایش یافته است. اگر پس از جنگ این رقم 26 درصد کل خانواده های زیر خط فقر بود، امروز این رقم حدودا دو برابر شده است.
نابرابری جنسیتی ساختاری در موضوع اشتغال:
توزیع شغلی (Occupational Distribution)
طی پنج دهه گذشته سهم زنان از نیروی کار به نحو قابل ملاحظه ای تغییر کرده است. در سال 1940 کمتر از 20 درصد جمعیت زنان جزء نیروی کار یود. در سال 1988 این رقم به 4/54 درصد افزایش یافته است. از سال 1980 زنان 80 درصد مشاغل تازه ایجاد شده در اقتصاد را از آن خود نموده اند.
جریان شدید پیوستن زنان به نیروی کار در مشاغلی که به عنوان مشاغل Pink – collar نامیده می شوند صورت گرفته است. عمده افرادی را که در این مشاغل فعالیت دارند، زنان تشکیل می دهند و در واقع تقاضای جدید سیستم سرمایه داری برای کارگرانی که در مشاغل خدماتی و دفتری برای کارگران شاغل در مشاغل خدماتی و دفتری توسط زنان برآورده شده است. طی دهه 1970 و اواسط دهه 1980 زنان در مشاغل نسبتا اندکی گرد آمده بودند که مشاغل زنانه نامیده می شوند.
• کارمندان دفتری
• کارکنان خرده فروشی
• خیاطی ها
• پیشخدمتان زن
• کارکنان خصوصی خانوار
• پرستاران
• و معلمات غیر دانشگاهی collegateachers) – (non
زنان بیش از 70 درصد از خرده فروش ها و معلمانی که در دانشگاه تدریس نمی کنند را تشکیل می دهند، در سایر مشاغلی که در بالا آمد، بیش از 80 درصد کارکنان را زن تشکیل می دهند.
توزیع درآمدی
اگرچه طی دهه گذشته تفاوت های درآمدی به آهستگی در حال کاهش بود، کارکنان زن حتی در صورت اشتغال به کار در مشاغل مشابه با مشاغل مردان، به براتبری درآمد نزدیک نمی شوند. این تفاوت درآمدی در طی دو دهه گذشته در سطح تقریبت ثابتی باقی مانده است. شکاف درآمدی به دلائل متعددی وجود دارد:
1. زنان در مشاغل با پرداخت کمتر متمرکز شده اند paying) – (Lower
2. زنان در سطوح نیروی کار متفاوت و با پرداخت کمتر از مردان به نیروی کار پیوسته اند.
3. زنان به عنوان یک گروه از تحصیلات و تجربه کمتری نسبت به مردان برخوردارند و لذا به آنها پرداختی کمتر از مردان صورت می گیرد.
4. روند کار زنان به گونه ای است که کمتر از مردان اضافه کاری می کنند.
این شرایط تنها بخشی از شکاف درآمدی زنان و مردان را توضیح می دهند ولی توضیح نمی دهند که چرا به کارکنان زن با سال های مشابه تحصیلات و سوالق کاری یکسان، مهارت و تجربه شغلی، به طور اساسی پرداخت کمتری صورت می گیرد.
به نظر می رسد کارهای سنتی زنانه ، به دلیل این که این شغلها را بیشتر از آن که مردان انجام دهند زنان انجام می دهند، کمتر پرداخت می کنند. هر چند که قانون چنین تفاوت هایی را به عنوان تبعیض لحاظ نمب کند.
به منظور مبارزه با این مساله ، فعالان در زمینه حقوق برابر در حال تلاش برای از بین بردن شکاف درآمدی بین مشاغل زنان و مردان ، از طریق افزایش مبارزه برای عدالت در پرداخت ، هستند. هدف از عدالت در پرداخت این است که سطوح پرداخت های صورت گرفته برای مشاغلی که در آنها زنان و اقلیت ها غالب هستند افزایش یابد. افزایش در پرداخت با ارزیابی منطقی در مورد ارذزش کار بر اساس مهارت ها و مسئولیت های کار صورت می گیرد.
نابرابری بازار برای نیروی کار
نظرات گسترده ای وجود دارد مبنی بر این که وضعیت زنان در نیروی کار، نتیجه
- اجتماعی شدن آنها
- همت و بلند پروازی اندک آنها و
- تعهد بیشتر آنان به خانواده (در مقایسه با کار)
می باشد.
تحقیقات جدید جامعه شناسی نشان داده است که سیستم اقتصادی، و نه مشخصه های خودی ساختار موقعیت زنان را رقم می زند.
علت موقعیت متفاوت زنان و مردان در بازار کار را با توجه به بخش های این بازار می توان به نحو بهتری درک نمود. بازار کار سرمایه داری به دو بخش مجزا با مشخصه های متفاوت ، نقش های متفاوت و پاداش های متفاوت تقسیم شده است.
الف- بخش اولیه (primary sector)
بخش اولیه با ویژگی های ثبات، دستمزدهای بالا، امکان ارتقاء شغلی،‌و فرصت های پیشرفت، شرایط مناسب کارو امکانات امنیت شغلی مشخص می شود.
ب- بخش ثانویه (Secondery sector)
بازار ثانویه با ویژگی های دستمزد پائین، عدم وجود یا امکان ارتقاء کمتر، شرایط نامناسب کار، و امکانات اندک امنیت شغلی مشخص می گردد.
کار زنان معمولا در بخش ثانویه قرار می گیرد. کارهای دفتری و اداری که شغل غالب زنان به شمار می آید ، بسیاری از ویژگی های مرتبط با بخش ثانویه را دارا می باشد.
برای مدت طولانی اینطور فرض شده است که رفتار شغلی (کاری) زنان و مردان متفاوت است و رفتار زنان دلیل پیشرفت شغلی اندک آنان است. در مورد مردان اینتطور اندیشیده می شد که آنها بلندهمت تر، وظیفه‌گرا و از لحاظ فکری، درگیر فعالیت شغلی خود هستند؛ زنان کم انگیزه تر کمتر متعهد، و بیشتر متوجه روابط کاری تا حفظ «کار» فرض می شوند. هرچند که تحقیقات اخیر به اهمیت تأثیر موقعیت شغلی افراد بر رفتار آنان شااره و تاکید داشته است.
موقعیت ساختاری می تواند آنچه را که در رفتار سازمانی به عنوان تفاوت های جنسیتی ظاهر می شود، توجیه نماید. ساختارهای سلسله مراتبی فرصت و قدرت، رفتاری شغلی (کاری) زنان و مردان را شکل می‌دهد.
افرادی که در موقعیتی با امکان جابجایی اندک و یا بسته (blocked) قرار دارند (بدون توجه به جنس آنان) بیشتر تمایل دارند همت و آرزوی خود را محدود نمایند، سعی کنند از طریق فعالیتهای خارج از حوزه کار خود ارضا نمایند، رویای فرار از کتار را به همراه داشته باشند، و گروههای اجتماعی همسنخی تشکیل دهند که در آنها روابط بین فردی بر سایر جنبه های کار غلبه داشته باشد.
مشاغلی که اکثر زنان در آنها مشغول به کارند، با زنجیره های فرصت کوتاهتری مرتبط شده اند. لذا آنچه که به عنوان رفتار نوعی زنان مطرح است، با موقعیت ساختاری آنان توضیح می‌باشد.
هزینه های نابرابری جنسیتی
وضعیت درجه دوم زنان، با خود هزینه هیا مالی و اجتماعی به همراه دارد که اینها تنها نختص زنان نیست، بلکه این هزینه را مردان جامعه نیز باید بپردازند. بنابراین توانمندسازی زنان از اهداف اصلی توسعه پادیار است. همانطور که آمارتیاسن برندة جایزة نوبل اظهار داشته است «هدف فراگیر» توسعه بایستی «قابلیتهای» افراد را حداکثر برساند – آزادی آنها برای «دستیابی به گونه ای از زندگی که برای آنان ارزش قائلند، و برای ارزشگذاری دلیل دارند». این امر فقط جنبة اقتصادی ندارند.
همچنانکه دکتر نفیس صدیق (Nafis Sadik) بیان نموده است، «سلامتی و تحصیلات بهتر، و آزادی به منظور برنامه ریزی برای آیندة خانواده، انتخابهای اقتصادی زنان را وسیعتر خواهند نمود؛ ولی این مسأله ذهن و روان آنها را نیز آزادتر خواهد کرد.»
توانمندسازی و برابری، فی نفسه اهداف مهم حقوق بشر هستند و یک تحلیل اقتصادی منحصر به فرد، با ارزش بودن زنان و مردان را به لحاظ اقتصادی نتیجه خواهد داد. بهرحال بعد اقتصادی نباید مورد غفلت واقع شود: ارتقاء برابری جنسیتی، رشد و توسعه پایدار سیستم های اقتصادی را ارتقاء خواهد داد که همراه با منافع اجتماعی و اقتصادی خواهد بود.

 

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  22  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله جنسیت و نابرابری جنسیتی

دانلود مقاله مقاله ترجمه شده انگیزه

اختصاصی از یاری فایل دانلود مقاله مقاله ترجمه شده انگیزه دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

 

 

 

ملیسا برنز

 

تسا یک چنگال از پاستا را به سمت دهان خود برد. او واقعاً دیگر گرسنه نبود اما این سس آنقدر لذیذ بود که او نمی توانست در مقابل خوردن آن مقاومت کند. او چند ثانیه لقمه را در دهان خود نگه داشت، و طعم ذائقه آنرا بطور کامل حس کرد سپس آنرا قورت داد. تقریباً بصورت همزمان با قرار دادن چنگال خود بر روی بشقاب، پیشخدمت گستاخ کنار میز ظاهر شد. پیشخدمت پرسید کسی دسر یا قهوه می خواهد؟ برایان (رئیس تسا) گفت حتماً. تو باید یکی از این دسرها را امتحان کنی. این رستوران بخاطر دسرهایش معروف است. فکر خوردن غذای بیشتر اصلاً برای تسا خوشایند نبود. البته او تمام هفته را تلاش کرده بود که تأثیر خوبی بر روی برایان بگذارد. ارزیابی های سالانه بزودی انجام می شدند و تسا می دانست که برایان در مورد ترفیع کارکنان تصمیم گیری خواهد کرد. او تلاش کرد تا خودش را متقاعد کند: یک تکه کیک قرار نیست باعث شود که من مدیر بخش شوم. بعلاوه، او تلاش می کرد تا قبل از پیوست دوباره در انجمن 10 ساله دبیرستان در ماه بعد چند پوند وزن کم کند، بنابراین نقشه می کشید تا از خوردن دسر خودداری کند. اما او نمی خواست که به برایان اهانت کرده باشد. او وقتی که منوی دسرها را از روی میز برداشت با اشتیاق گفت، ایده خوبی به نظر می رسد. همه دسرها خوشمزه به نظر می رسیدند. فقط فکر کیک شکلاتی سه تکه با کارامل برای آب افتادن دهان او کافی بود. اما در عوض، او دسری را انتخاب کرد که فکر می کرد کمترین کالری را دارد: نان شیرینی لیمویی. چند دقیقه بعد درحالیکه شکم او هنوز از شام پاستا پر بود، لبخندی به برایان زد و سپس باز هم چنگال را برداشت و آنرا به سمت دهان خود برد.
ما فقط با نگاه اجمالی به رفتار او می توانیم نتیجه گیری کنیم که شناسایی محرک ها با عقل سلیم ممکن است. شما وقتی که سیر می شوید دست از خوردن می کشید. شما اجتماعی می شوید بخاطر اینکه تنها هستید. شما وقتی که گرسنه هستید شروع به غذا خوردن می کنید. البته یک نگاه جامع به رفتار او نشان میدهد که انگیزه به این سادگی ها نیست. چرا وقتی که گرسنه نیستید غذا می خورید؟ چرا تلاش می کنید که بعضی از افراد را خوشحال کنید اما در مورد بقیه اینطور نیستید؟ چرا وقتی که گرسنه هستید از خوردن غذا خودداری میکنید؟ برای پاسخ دادن به سوالاتی مانند اینها نگاه عمیق تری به روان انسان لازم است، و مشخص می گردد که انگیزه نه تنها از یک منبع منفرد ناشی می گردد بلکه از پرده منقوش واقع بر رشته های زیست شناسی، تجربه و شناخت ناشی می گردد.
مانند بسیاری از ساختارهای روان شناختی، این امکان وجود ندارد که بتوانیم انگیزه را بصورت مستقیم اندازه گیری کنیم؛ بلکه باید یک راهکار غیر مستقیم را برای ارزیابی منبع، نوع و حتی درجه انگیزه اتخاذ کنیم. بسیاری از متفکران بزرگ در این زمینه به این چالش رسیده اند و همه آنها از بهترین منبع دانش در زمان خود استفاده کرده اند. همانطور که ابزار ترجیحی بدست آوردن دانش با گذشت قرن ها تغییر پیدا کرده است، روشهای بررسی انگیزه نیز تغییر پیدا کرده است. هر روش جدید دیدگاه جدیدی را بیان کرده است و اغلب تئوری های جدیدی نیز بیان کرده اند که با ایده های قدیمی و مورد انتقاد مغایر بوده است. در بعضی از موارد مغایرت ها و انتقادات آنقدر شدید بوده است که تئوری قدیمی کاملاً منسوخ شده است. البت چندین مفهوم در مقابل تهاجم این انتقادات مقاوم بوده اند و اغلب شکل هایی را ایجاد کرده اند اما ایده مبنا را حفظ کرده اند. مقاومت این مفاهیم انگیزهی بمدت صدها یا هزاران سال آنها را به مسائل ارزشمندی برای بحث کردن تبدیل می کند، نه تنها بخاطر آنچه که در مورد انگیزه به ما گفته اند، بلکه بخاطر تحقیقات آزمایشی آنها نیز می باشد. این مقاله روشهای مختلف زیادی را معرفی میکند که برای بررسی انگیزه استفاده شده اند و بیان میکنند که این روشها چطور منجر به توسعه تئوری های انگیزه، و در بعضی از موارد منجر به منسوخ شدن آنها شده اند.
فیلسوفان اولیه
روشهای فیلسوفان باستانی
مفهوم انگیزه ریشه در مطالعات فلسفی یونانیان باستان دارد. بیش از 2400 سال پیش، دانشمندان تئوری را در مورد نیروهایی بیان کردند که رفتار را هدایت میکند. فیلسوفان این عصر با منطق، عقل سلیم و مقداری بینش، تئوری خود را بر مبنای مشاهدات غیر منظم از حیوانات زنده (و از جمله انسان ها)، تجربه های فردی، و تجربه های افراد دیگر در اطراف خود بیان کردند.
لذت گرایی
دماکریتوس (370-460 قبل از میلاد) یکی از فیلسوفان اولیه بود که تئوری انگیزه را ارائه داد. دماکریتوس بر مبنای مشاهدات خود از رفتار انسان و بر مبنای تجربه های خود، نتیجه گیری کرد که انگیزه از میل به دنبال کردن اشیاء و فعالیت هایی ناشی می گردد که به فرد کمک میکنند تا به لذت برسد و از درد و رنج دوری کند. این توضیح (با نام لذت گرایی) قدیمی ترین و پایدارترین موضوع در مطالعه انگیزه است. حتی با اینکه نظریه پردازان بسیاری پس از دماکریتوس (بعنوان مثال اپیکوروس، توماس هابز، زیگموند فروید) انگیزه را بر مبنای این میل اساسی برای بدست آوردن لذت و اجتناب از درد می دانستند، با اینحال بطور کامل مشخص نیست که چه چیزی لذت را برای یک فرد تشکیل میدهد و اینکه چه چیزی درد را برای او تشکیل میدهد. احساس درد و لذت رخدادهای کاملاً فردی هستند. چیزی که برای یک فرد ممکن است لذت بخش باشد ممکن است برای فرد دیگری دردآور باشد. برای مثال، بعضی از افراد تحریک می گردند که 26.2 مایل بخاطر رضایت تکمیل مسابقه دو ماراتون انجام دهند ، درحالیکه افراد دیگر ممکن است دویدن را آزار دهنده بدانند و تا حد ممکن از آن اجتناب کنند. دماکریتوس تمایز بین درد/لذت را بر یک اساس موردی با توجه به رفتار یک فرد بیان کرد. یک چیز لذت بخش خواهد بود اگر فرد برای آن تلاش کند، و یک چیز دردآور خواهد بود اگر فرد از آن اجتناب کند. مفهوم ضمنی در تعریف او این ایده است که منبع انگیزه در محیط خارجی به شکل اشیاء یا موقعیت هایی قرار دارد که فرد یا می خواهد به آنها برسد و یا از آنها اجتناب میکند.
اگرچه بعضی از فیلسوفان این زمان با اصول کلی لذت گرایی موافق بودند، اما در مورد این مسئله بحث هایی وجود داشت که آیا همه رفتار ضرورتاً خود خواهانه هستند، و یا اگر بعضی از رفتارها توسط میل به تأثیر گذاری بر روی لذت یا درد بک فرد دیگر تحریک گردد. تراسیماچوس (اواخر قرن پنجم قبل از میلاد) پیشنهاد کرد که افراد فقط توسط نفع شخصی تحریک می گردند، و فقط به شیوه هایی عمل میکنند که باید بصورت مستقیم یا غیر مستقیم به آنها منفعت برساند. هر ظاهری از نوعدوستی یا همدردی فقط بر مبنای نفع شخصی محاسبه شده و بلند مدت است. سقراط (399-470 قبل از میلاد) با این ایده نفع شخصی مخالف بود. سقراط می گفت که مردم بر این توافق دارند که در یک شرایط خاص چطور عمل کنند، یا بعبارت دیگر، کدام رفتار درست است. همچنین، افراد قادر هستند که رفتاری را شناسایی کنند که غلط است. این توافق در مورد رفتار درست با ایده تراسیماچوس در مورد نفع شخصی سازگار نیست. اگر انسان ها تحریک می شدند که به شیوه هایی رفتار کنند که فقط به خودشان نفع می رساند، پس هیچ توافقی در مورد این مسئله وجود نخواهد داشت که کدام اعمال درست هستند و کدام اعمال غلط هستند، چون نفع شخصی یک فرد همیشه با نفع شخصی یک فرد دیگر یکسان نیست. بلکه به نظر می رسد که مردم استاندارد مشترکی برای درست بودن و غلط بودن دارند و بصورت درونی تحریک می گردند که آنچه را انجام دهند که درست است. بنابراین سقراط بر خلاف فیلسوفان باستانی دیگر، احساس می کرد که انگیزه ریشه در قضاوت در مورد این مسئله دارد که کدام رفتارها مناسب هستند و منجر به لذت می گردند. بعبارت دیگر، انگیزه برای رفتار در محیط خارجی یافت نمی شود، بلکه در محیط داخلی (وجدان) یافت می شود.
اگرچه فیلسوفان باستانی عموماً بر این توافق دارند که رفتار توسط تمایلات لذت گرایانه تحریک می گردد، اما آنها بحثی را بمدت چند قرن آغاز کردند: آیا رفتار توسط محرک های خارجی تحریک می گردد (همانطور که دماکریتوس می گوید) یا توسط منبع درونی هدایت می گردد (همانطور که سقراط می گوید)؟
روشهای موجود در قرون وسطی
فیلسوفان قرون وسطی بر خلاف فیلسوفان قبلی مجبور بودند که بر روشهای غیر علمی برای بدست آوردن دانش تکیه کنند. در طی این زمان، اختیار، قدرت، و اطلاعات تحت کنترل اصلی کلیسا بود. فیلسوفان قرون وسطی راهکار شناختی اصلاح شده تری را برای توضیح انگیزه نسبت به راهکار رفتاری فیلسوفان باستانی ترجیح می دادند. کلیسا این مسائل را تدریس می کرد که انسان ها در تصویر خدا آفریده شده اند. تصور می شد که انسان ها مانند مخلوقات شبیه به خدا نسبت به حیوانات دیگر کنترل پیچیده تری بر روی رفتار خود دارند.
اراده
در قرن سوم پس از میلاد، دانشمندان بتدریج از فلسفه های باستانی و مذهبی دور شدند. این نظریه های قدیمی با یک مرجع واحد جایگزین شدند: کلیسای مسیحیان. در طی قرن پنجم، آموزه های تأثیرگذار سنت آگوستین (430-354) بیان کرد که انسان ها بر خلاف مخلوقات دیگر کنترل آزاد و هشیارانه ای روی همه افکار و رفتارهای خود دارند. بنابراین انگیزه کاملاً درونی می باشد. از مسیحیان صالح توقع می رفت که اراده خود را تقویت کنند تا بدن خود را از آنچه که به آن تمایل دارد محروم کنند تا بتوانند روح ابدی خود را حفظ کنند. تسلیم شدن در برابر وسوسه های فیزیکی (یعنی رفتار کردن بر اساس لذت گرایی) روح را به لعن شدگی ابدی محکوم میکند. بنابراین رفتار حاضر توسط توسط یک هدف بلند مدت (جاودانگی در بهشت و دوری از جهن) تحریک می گردد که یک مفهوم ناملموس است که در ذهن یک فرد قرار دارد، تا اینکه شکل فیزیکی در محیط خارجی داشته باشد. این اصول مذهب-مبنا از محرومیت و اراده به دیدگاه رایج در مورد انگیزه انسان در سراسر دوره قرون وسطی تبدیل شد. ایده رنج بردن از درد/ناراحتی فوری در کوتاه مدت در پیش بینی یک پاداش بزرگتر در سراسر تاریخ مشاهده شده است.
تئوری اراده نشاندهنده فصل مشترک بین دنیای فیزیکی و غیر فیزیکی است و پیشنهاد میکند که یک نیروی ناملموس ماده را حرکت میدهد. این موضوع مورد بحث دیگری در تاریخ تئوری انگیزه است. آیا رفتار باید به منابع فیزیکی نسبت داده شود یا به منابع شناختی؟
نقاط ضعف فیلسوفان اولیه
فیلسوفان باستانی، مبنای استواری را برای مطالعه انگیزه ایجاد کرده اند. ایده های آنها علیرغم روشهای مورد استفاده توسط آنها، نسبتاً دقیق بوده است. البته تکیه کردن فقط بر روشهای غیر علمی برای تحقیق منجر به تئوری های ضعیف از لحاظ ذاتی می گردد. دماکریتوس، تراسیماچوس، و سقراط همگی برای قضاوت در مورد منبع رفتار (حداقل تا حدودی) بر عقل سلیم تکیه داشتند. توضیحات عقل سلیم ممکن است احساساتی مانند یک حساب دقیق برای یک موقعیت مشخص را ایجاد کند اما اغلب این توضیحات را نمی توان بخوبی به موقعیت های دیگر تعمیم داد. برای مثال، لذت گرایی دماکریتوس و تراسیماچوس نمی تواند رفتار نوعدوستانه را توضیح دهد که معمولاً در انسان ها و حیوانات دیگر مشاهده می گردد. لذت گرایی سقراط نمی تواند توضیح دهد که چرا مردم بعضی اوقات بصورت خودخواهانه رفتار میکنند.
فیلسوفان باستانی برای استنباط در مورد عملکرد جهان تا حد زیادی بر منطق تکیه می کردند. منطق یک ابزار ضروری برای نیروی عقلانی است. البته فیلسوفان باستانی در تله منطقی استدلال دوری افتاده اند. دماکریتوس درد و لذت را بعنوان مفایهم فردی شناسایی کرده بود که در بین افراد متفاوت است. برای افزایش تعمیم پذیری این تئوری، ضروری است که ماهیت این مفاهیم را تعیین کنیم، بطوریکه آنها برای همه افراد به شیوه یکسانی اعمال گردند. راه حل او از لحاظ سطحی راه حل هوشیارانه ای بود اما زمانیکه در بحث های منطقی استفاده می شد مشکل ساز بود. او انگیزه (تلاش برای لذت یا اجتناب از درد) را بر مبنای رفتار افراد تعریف می کرد. اما او سپس رفتار را بعنوان فرآورده ای از انگیزه توضیح داد.
اگرچه مرجع می تواند در جمع آوری دانش سودمند باشد، اما یک منبع بدون اشکال نیست. برای مثال، اطمینان به مرجع به طرفداری های فردی نسبت به انواع مختلفی از شخصیت ها وابسته است. متکلم هایی که با اعتبارتر، قابل احترام تر، و قابل اعتمادتر به نظر می رسند، احتمال بیشتری دارد که نسبت به متکلم های دیگر مورد باور قرار گیرند که دارای این خصوصیات نیستند. بنابراین تصمیم گیری برای باور کردن اطلاعات بر مبنای کیفیت و خصوصیات متکلم است، نه بر مبنای کیفیت اطلاعات. هر منبعی از دانش که بعنوان ابزاری برای طبقه بندی اطلاعات دقیق و غیر دقیق عمل نمی کند، احتمال دارد که اطلاعات نادرستی را در بعضی از مواقع نشان دهد.
آقای فرانسیس بیکن (1561–1626) مثال عالی از حیطه گسترش اعتماد به مرجع به ما نشان میدهد. در سال 1432، گروهی از راهب ها وارد بحث عقلانی در مورد تعداد دندان های اسب شدند. همه کتاب های قدیمی و وقایع نامه ها مورد بررسی قرار گرفتند و این بحث با اشتیاق زیادی دنبال شد. پس از 13 روز بدون رسیدن به همرایی و توافق، یک راهب جوان از مافوق های خود اجازه خواست تا وارد این بحث شود. وقتی که فرصت صحبت به او داده شد، پیشنهاد کرد که بهترین راه برای پاسخ دادن به این سوال اینست که به دهان باز یک اسب نگاه کنیم. غوغایی بخاطر این پاسخ ایجاد شد. راهب های دیگر می ترسیدند که این راهب تازه کار این شیوه نامقدس و بی سابقه را برای یافتن حقیقت پیشنهاد کرده باشد، که با آموزه های پدران دینی او مغایرت داشت. آنها که فکر می کردند مورد اهانت قرار گرفته اند با مشت و اتهام تسخیر شدگی توسط شیطان به این راهب جوان حمله کردند. این بحث در نهایت به نتیجه رسید وقتی که یکی از آنها بیان کرد که این مسئله بخاطر عدم وجود شواهد تاریخی و تئوری یک معمای ابدی می باشد.
انقلاب علمی
روشهای دانشمندان اول
در طی روزهای اولیه آزمایشات علمی، عمدتاً از روش علمی بعنوان ابزاری برای تحقیقات پزشکی استفاده می شد. در نتیجه، محققان گام های بلندی در درک فیزیولوژی برداشتند. جزئیات کالبدشناسی و عملکرد سیستم عصبی و نقش آن در رفتار مشخص شد. بعنوان مثال دکارت بازتاب را تعریف کرد، و گالوانی پی برد که پاهای قورباغه بصورت ناگهانی منقبض می گردد وقتی که ماهیچه او به یک باتری ابتدایی متصل گردد. اگرچه روش علمی هنوز در خارج از پزشکی و فیزیولوژی استفاده نمی شد، اما دانشمندان بزودی با چشم عینی و انتقادی به دنیا نگاه کردند. این دیدگاه جدید ایده های قدیمی را در مورد انگیزه دوباره بازیابی کرد و همچنین ایده های جدیدی را نیز ارائه داد.
راهکار رفتاری
لذت گرایی: انقلاب علمی جنبشی را بسوی تجربه گرایی ایجاد کرد، که بیان می کرد که تجربه مبنای دانش است. جان لاک از یک استعاره ساده برای بیان فلسفه استفاده کرد: لوح سفید – ما با ذهن های خالی مانند یک صفحه کاغذ سفید به دنیا می اییم که سپس تجربه های ما روی آن نوشته می شود. تجربه گرایان انگیزه را مانند دانش در نظر می گرفتند: هم انگیزه و هم دانش از تجربه ناشی می گردند. مبنای نهایی که ما برای آن بعضی از چیزها را انجام میدهیم و یا چیزهای دیگری را انجام نمی دهیم، از تجربه ها و نتایج رفتار ما ناشی می گردد. ما فقط با انجام یک چیز میتوانیم اطمینان حاصل کنیم که این رفتاری چه تاثیری میتواند داشته باشد. سپس ما بر مبنای این تجربه ها به شیوه هایی رفتار میکنیم که در گذشته برای ما لذت بخش بوده است و از رفتار به شیوه هایی اجتناب میکنیم که در گذشته برای ما دردآور بوده است. به همین شیوه، راهکار لذت گرایی برای انگیزه انسان پس از تبعید طولانی، به مسیر اصلی خود برمی گردد.
البته مشکلی در مورد تئوری لذت گرایی وجود دارد که توسط فیلسوفان باستانی بررسی نشده است: اگر ما تحریک می گردیم که به محرک های خارجی جذب شویم یا از آنها اجتناب کنیم، چطور میتوانیم دارای شخصیت دور اندیش و آینده نگری باشیم که این محرک ها دارند؟
ما چطور میتوانیم در رخدادهای آینده محتاط باشیم و فقط نسبت به رخدادهای حاضر واکنش نشان ندهیم؟ این مسئله در قرن 17 توسط توماس هابز بیان شد.
انگیزه محرک: توماس هابز (1588–1679) در نوشته های خود در مورد انگیزه به ضعف ذاتی تئوری لذت گرایی اشاره میکند. فیلسوفان باستانی آگاه بودند که به تعویق انداختن پاداش فوری یا رنج بردن از ناراحتی فوری در بلند مدت می تواند سودمند باشد. البته آنها نتوانستند توضیح دهند که یک فرد چطور می تواند از یک محرک لذت بخش اجتناب کند یا به یک محرک آزارنده جذب شود. هابز این رفتار را بر حسب پیش بینی رخدادهای آینده، یا محرک ها توضیح داد. تئوری محرک از این لحاظ با لذت گرایی تفاوت دارد که منبع انگیزه را در داخل مغز قرار می دهد بجای اینکه آنرا در محیط خارجی قرار دهد. بعلاوه، هابز با استفاده از مفهوم ماده گرایی، مکانیزمی برای رفتار ضد لذت گرایی ارائه داد.
ماده گرایی بیان میکند که همه مواد (از جمله بدن انسان ها و حیوانات) در تطابق با اصول مکانیک حرکت میکند. اگر ذهن مسئول رفتار فعالسازی باشد، بنابراین ذهن باید از ماده فیزیکی تشکیل شده باشد. هابز تصور می کرد که اطلاعاتی که به سیستم عصبی وارد می گردد باعث حرکت ذرات در مغز می شود. وقتی که دو واحد از اطلاعات بصورت همزمان وارد مغز می شود، این ذرات متحرک با همدیگر مرتبط می گردند بطوریکه فعال شدن یکی از آنها باعث فعال شدن ذره دیگر می گردد. برای مثال شنیدن یک آشنای جدید را در نظر بگیرید که اسم شما را به زبان می آورد وقتی که شما به او نگاه میکنید. وقتی که تصویر چهره یک فرد و صدای او با هم وارد مغز می شود، این ذرات با هم مرتبط می گردند. سپس وقتی که یکی از ایده ها رخ میدهد، ایده دیگر نیز احتمال دارد که رخ دهد (برای مثال، وقتی که شما صدای او را در تلفن می شنوید، احتمال دارد که تصویر او نیز در ذهن شما ایجاد گردد). مفهوم مرتبط سازی احساسات با هم، اجتماع نام دارد و اساس یادگیری است. با تشکیل اجتماع ها، فرد می تواند دردها یا لذت های آینده را پیش بینی کند که با محرک ها همراه هستند، بجای اینکه فقط نسبت به پیامدهای فوری واکنش نشان دهند. این اجتماع به فرد اجازه میدهد تا به شیوه ای رفتار کند که رخدادهای لذت بخش را به حداکثر می رساند و نتایج دردآور را به حداقل می رساند، حتی زمانیکه این مسئله نیازمند رنج بردن از ناراحتی در زمان حال باشد. بنابراین نزدیک شدن به یک محرک آزارنده (برای مثال اعمال نیروی فیزیکی یا شنیدن بوی مواد شیمیایی) در نهایت می تواند منجر به لذت زیادی گردد (برای مثال یک خانه تمیز). همچنین، اجتناب از محرک های لذت بخش (برای مثال کیک پنیر) می تواند درد (برای مثال دیابت تحریک شده توسط چاقی) را در بلند مدت به حداقل برساند.
راهکار زیست شناختی: دوگانه نگری
رنه دکارت (1650-1596) نیز مانند لذت گرایان اولیه معتقد بود که حیوانات (از جمله انسان) ماشین هایی هستند که قوانین مکانیک بر روی آنها غالب است. بنابراین رفتار را میتوان مانند نحوه کار کردن یک ماشین تحلیل کرد. دکارت با استفاده از این راهکار، مفهوم بازتاب را بعنوان واحد مبنای رفتار بیان کرد. اگرچه مکانیک اشتباه بود اما این ایده درست بود – بازتاب یک رفتار اختیاری است که توسط محرک فراخوانده میشود. دکارت نتیجه گیری کرد که رفتار همه حیوانات پست تر را میتوان به بازتاب زیست-مبنا نسبت داد. البته او بعلت اعتقادات مذهبی خود مایل نبود که انسان ها را هم تراز با حیوانات دیگر قرار دهد. انسان ها مسلماً چندین بازتاب را مانند حیوانات پست تر نشان دادند (برای مثال، مکیدن در دوران نوزادی، دور کردن دست از آتش، انقباض زانو) ، اما دکارت بیان میکرد که اغلب رفتارهای انسان توسط اراده آزاد کنترل می گردد. همه رفتارها دارای یک علت فیزیکی قابل مشاهده نیستند. بلکه به نظرمی رسد که بعضی از رفتارها از منابع درونی ناشی می گردند. دکارت این اعمال را رفتارهای اختیاری می نامید و ادعا میکرد که انسان ها قابلیت این رفتار را دارند. اگرچه بعضی از رفتارهای انسان بازتابنده است، اما اغلب آنها توسط ذهن اراده می گردد که بخشی از دنیای ماشینی ماده و نیرو نیست. چون ذهن خارج از دنیای نیرو قرار دارد، بنابریان قوانین مکانیک بر روی آن تاثیری ندارد، بلکه خارج از زنجیره علیت مکانیکی قرار دارد. این راهکار دوگانه نگری نام دارد.
راهکار شناختی: اراده
امانوئل کانت (1804-1724) دیدگاه سقراطی را برای انگیزه قبول داشت. او معتقد بود که بدون اینکه کسی به ما یاد دهد، ما میدانیم که اعمال درست و غلط وجود دارند، و میدانیم که باید چه اعمالی را انجام دهیم و از چه اعمالی خودداری کنیم. بنابراین بر خلاف دیدگاه لوح سفید، کانت معتقد بود که بعضی از جنبه های ذهن انسانی درونی است و مسلماً جنبه های درونی مهمتر هستند. کانت نظریه خود را بر مبنای این حقیقت بیان کرد که مفاهیمی در ذهن ما وجود دارد که ورودی حسی نمی تواند آنرا توجیه کند. برای مثال، ایده علیت (که یک رخداد باعث رخداد دیگری می گردد) بخشی از ورودی حسی نیست. ما باید مفاهیم معینی را در نظر بگیریم که توسط آنها ورودی ها را از دنیای حسی سازماندهای و تعبیر می کنیم. کانت می گفت که هر فرد دارای یک نهاد مرکزی است که قابلیت درک و عمل کردن بر مبنای دستورات اخلاقی را دارد (یعنی انتخاب های رفتاری اختیاری).
نقاط ضعف دانشمندان اولیه
در طی روزهای اول انقلاب علمی، توضیحات رفتار با جزئیات کامل تری بیان شد. تئوری های فیلسوفان باستانی و قرون وسطی توسعه داده شدند تا در حدود گسترده تری رفتارها را توضیح دهند. البته این توضیحات هنوز عمدتاً بر مبنای منطق و عقل سلیم هستند. اگرچه تفکرات عقلانی آن زمان بعنوان مسئله انگیزه با دیدگاه عینی تر و انتقادی تری بود، با اینحال آنها هنوز بطور کامل از روش علمی برای تعیین این مسئله استفاده نمی کردند که آیا ایده های آنها تا حدودی دارای دقت است. ما تا قرن 19 ام شاهد بررسی رفتارها با فرآیند علمی کامل نبودیم.
ظهور روانشناسی
روشهای روانشناسان اولیه
درطی قرن 19، قدرت کلیسا هنوز بر جوامع علمی تأثیرگذار بود اما بتدریج وضعیت خود بعنوان منبعی از حقیقت را از دست میداد. بر عکس، روش علمی محبوبیت زیادی پیدا کرد. یافته های جدید در مورد کالبدشناسی و فیزیولوژی یک راهکار تجربی را برای بررسی رفتار الهام بخشید. این راهکار جدید برای مطالعه رفتار نام جدیدی به خود گرفت: روانشناسی.
روانشناسان اولیه با استفاده از اصول علم تلاش کردند تا به سوالاتی مانند این پاسخ دهند: انگیزه چطور بر روی رفتار تأثیر می گذارد؟ اگرچه رفتار مفهومی است که آشکار، آسان برای تعریف کردن، و قابل سنجش است، اما انگیزه هیچکدام از این خصوصیات را ندارد. انگیزه بخودی خود قابل اندازه گیری نیست. اما میتوان آنرا بصورت غیرمستقیم در فیزیولوژی (برای مثال، فعالیت قلبی-عروقی، فعالیت بصری، فعالیت برقی پوست، و فعالیت پلاسما)، در رفتار (برای مثال، تلاش، نهفتگی، انتخاب، احتمال واکنش، حالت چهره، و حرکات بیانگر بدن)، و بصورت کلامی (برای مثال، خود-گزارشی و مطالعه موردی) بیان کرد. محققان با تمرکز بر جنبه های خاص این طبقات به نتیجه گیری های خردمندانه ای در مورد انگیزه رسیده اند.
راهکار زیست شناختی
تئوری غریزه: چارلز داروین (82-1809) با تئوری ابتکاری تکامل خود وابستگی فیزیکی در بین همه حیوانات (از جمله انسان ها) را بیان کرد. همچنین، ویلیام جیمز (1910-1842) فیلسوف و روانشناس آمریکایی، نیز تلاش کرد تا فاصله روانشناختی بین انسان ها و حیوانات را پر کند. قبل از این زمان، رفتار حیوانات غیر انسان به واکنش های غیر شناختی با نام غریزه نسبت داده میشد. انسان ها (که قدرت تفکر منطقی و اراده آزاد را دارند) نیازی به غریزه ندارند. البته جیمز با این نظریه مخالف بود. ایده او در مورد غریزه با ایده بازتاب مترادف بود: تکانی که توسط یک محرک خاص تحریک می گردد. جیمز نیز مانند کانت، معتقد بود که انسان ها بطور حسی می دانند که چطور نسبت به شرایط مختلف واکنش نشان دهند، و این درک مستقیم را به غریزه نسبت داد. او تشخیص داد که انسان ها با حس همدردی و اعمال کمک با نجات دهی بدون داشتن نفع شخصی، و بدون اینکه به آنها آموخته شده باشد، نسبت به محرک های خاصی (مانند پریشانی نوزاد) واکنش نشان میدهند. جیمز پیشنهاد کرد که سیستم عصبی نسبت به محرک های خاصی حساس است و با رفتار خاصی به این محرک ها واکنش نشان میدهد. شکل رفتار غریزی سپس توسط تجربه با محرک تغییر می یابد تا احتمال نتیجه رفتاری به حداکثر برسد. بعبارت دیگر، غریزه خاک رسی را فراهم می ساخت که رفتارهای یاد گرفته شده از آن ساخته می شد. جیمز لیستی از غریزه های انسانی را پیشنهاد کرد که شامل مکیدن، لبخند زدن، پیاده روی، عصبانیت، رنجش، ترس از افراد غریبه، ترس از صدا، ترس از تاریکی، کنجکاوی، نهانکاری، شرم، و عشق به والدین می باشد.
ویلیام مک دوگال (1938-1871) تئوری را برای رفتار غریزی بر مبنای مشاهدات خود از چندین گونه مختلف مواجه شده با چالش های مختلف بیان کرد. برای مثال، موش ها و موش های صحرایی در یک هزارتو در آب قرار داده شدند که چند مسیر برای فرار داشت: مسیرها بر روی آب یا مسیرهای زیرزمینی قرار داشتند که فقط با داخل شدن در آب قابل دسترسی بود. بعضی اوقات استفاده از یک مسیر خاص منجر به شوک الکتریکی به پاها می شد بطوریکه موش مجبور بود که مسیرهای امن و مسیرهای خطرناک را از هم متمایز سازد. مک داگل از جعبه های معما نیز استفاده کرد، که نیازمند این بود که موش ها و راکون ها چندین چفت را باز کنند تا به غذای داخل جعبه برسند. نتایج این آزمایش و آزمایشات دیگر باعث شد که مک داگل نتیجه گیری کند که اغلب رفتارهای حیوانات دارای ماهیت غریزی و غیر یاد گیرنده است.
بر خلاف غریزه ساده جیمز، غریزه مک داگل را میتوان بر حسب جنبه های شناختی (دانستن اینکه کدام شیء می تواند غریزه را ارضا کند)، عاطفی (احساس نسبت به یک شیء)، و رغبتی (داشتن حس هدف برای حرکت به سوی یک شیء یا دور شدن از آن) توصیف کرد. این ایده هدف بود که تئوری مک داگل را خیلی ارزشمند ساخت.
مک داگل احساس کرد که همه رفتارهایی که توسط پیش بینی رخدادهای آینده هدایت میشد که حس هدف برای رسیدن به یک هدف خاص بود. او پیش بینی را به انسان ها محدود نکرد بلکه تصور می کرد که همه حیوانات قادر به پیش بینی رخدادهای آینده هستند، و بنابراین به شیوه ای عمل می کنند که رخدادهای آینده رخ دهند یا رخ ندهند. مک داگل نیز مانند هابز، می گفت که رفتار توسط نتیجه پیش بینی شده تحریک می گردد. نسبت دادن پیش بینی به حیوانات غیر انسان نقطه ضعفی برای تئوری مک داگل بود چون یک تعبیر شبه انسانی است که نمی توان آنرا بصورت علمی آزمایش یا تأیید کرد. البته ایده استفاده از رخدادهای آینده بعنوان محرکی برای رفتار مدتها پس از رد شدن تئوری غریزه مک داگل نیز باقی ماند.
تئوری غریزه بخاطر چندین مسئله عملی محبوب باقی نماند. اول اینکه چندین نظریه پرداز لیست های بی نظیری از غرایز را بیان کردند. بعضی از لیست ها کوتاه بودند درحالیکه بعضی از آنها به اندازه کافی بلند بودند که بتوانیم هر رفتار احتمالی را بعنوان یک غریزه مجزا طبقه بندی کنیم. دوم اینکه، نظریه پردازان غریزه بخاطر تکرار اشتباه لذت گرایان مقصر بودند: منطق دوری. غریزه بعنوان یک رفتار فراخوانی شده تعریف می شد. رفتار نیز به نوبه خود بصورت یک غریزه توصیف می گردد. غریزه صرفاً یک واژه توصیفی است که رفتاری را نامگذاری میکند که نمی تواند علت های آنرا توضیح دهد. عموماً این موضوع مورد توافق است که تمرکز بر غرایز بعنوان انگیزه برای رفتار، کای بیفایده ای است.
تئوری محرک زیستی: وقتی که تئوری غریزه در جوامع علمی محبوبیت خود را از دست داد، تئوری جدیدی ظاهر شد. تئوری محرک یک جایگزین منطقی برای تئوری غریز و توضیحی برای انگیزه بود چون دارای نقاط قوت یکسانی با تئوری غریزه بود اما نقاط ضعف آنرا نداشت. هر دو تئوری بیان میکردند که انگیزه از زیست شناسی فرد ناشی می گردد. البته محرک دارای سبب شناسی فیزیولوژیکی مجزایی بود درحالیکه غریزه اینطور نبود.
تئوری محرک بر مبنای مفهوم هم ایستایی بیان شده توسط والتر بی. کانون (1945-1871) بود. هم ایستایی ایده ای است که بیان میکند که سطوح فیزیولوژیکی ایده آل مشخصی در بدن وجود دارد. برای مثال، دمای ایده آل بدن برای اسنان ها حدود 98.6 درجه فارنهایت برای سگ ها حدود 103 درجه است. هر انحرافی از این دمای ایده آل منجر به ناراحتی و نیاز یا تحریک به حذف این ناهمخوانی خواهد شد. محرک بصورت یک نیروی نیرو دهنده یا فعال کننده درک می گردد که فعالیت را آغاز میکند و آنرا تشدید می کند. رفتار ایجاد شده توسط محرک متوجه بازگشت به هم ایستایی می گردد. واکنش هایی که در رسیدن به این هدف موفق هستند در شرایط مشابهی در آینده تکرار می گردند درحالیکه رفتارهایی که محرک را کاهش نمیدهد تکرار نمی گردند. اگرچه مفهوم کلی تئوری های محرک مختلف یکسان بود، با اینحال آنها از لحاظ جزئیات با هم متفاوت بودند.
کانون نیز تئوری اختصاصی را برای انگیزه بیان کرد. اِی. ال. واشبرن (یکی از همکاران کانون) در یک آزمایش بی نظیر بادکنکی را قورت داد که به یک سیستم ثبت هوایی متصل بود. با اینکار یک خودکار می توانست حرکات شکم را بر روی یک صفحه متحرک از کاغذ ثبت کند. حس عصبانیت فردی واشبرن با انقباض شکم او همراه بود. بر اساس این داده ها، کانون و واشبرن فرض کردند که انقباض شکم اساسی برای سیگنال های عصبانیت، و در نتیجه برای خوردن بود. مطابق تئوری اختصاصی انگیزه، سیگنال هایی که انگیزه را کنترل میکنند (مانند گرسنگی و تشنگی) در اندام های پیرامونی بدن ایجاد می گردند.

 

فرمت این مقاله به صورت Word و با قابلیت ویرایش میباشد

تعداد صفحات این مقاله  22  صفحه

پس از پرداخت ، میتوانید مقاله را به صورت انلاین دانلود کنید


دانلود با لینک مستقیم


دانلود مقاله مقاله ترجمه شده انگیزه

تحقیق در مورد بانوان عالمه مسلمان در قرن اول و دوم هجرى

اختصاصی از یاری فایل تحقیق در مورد بانوان عالمه مسلمان در قرن اول و دوم هجرى دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

تحقیق در مورد بانوان عالمه مسلمان در قرن اول و دوم هجرى


تحقیق در مورد بانوان عالمه مسلمان در قرن اول و دوم هجرى

لینک پرداخت و دانلود *پایین مطلب*

 

فرمت فایل:Word (قابل ویرایش و آماده پرینت)

  

تعداد صفحه53

 

بانوان عالمه مسلمان در قرن اول و دوم هجرى

کتاب: بانوان عالمه و آثار آنها، ص 1

نویسنده: معاونت پژوهش مرکز حوزه‏هاى علمیه خواهران

قرن اول هجرى

خدیجه، (محدث، متوفى سال 10 ه) دختر خویلد، بانویى با فضیلت از بانوان شرافتمند و بزرگوار، اولین کسى بود که اسلام آورد و همواره حامى و پشتیبان همسرش رسول خدا صلى الله علیه و آله بود و از بذل جان و مال در راه دین خدا و پیامبرش دریغ نداشت.

وى 68 سال قبل از هجرت (پانزده سال قبل از عام الفیل) به دنیا آمد.مادرش فاطمه دختر زائدة است.خدیجه بانویى تاجر و شرافتمند و ثروتمند بود.وى مردان را به اجاره مى‏گرفت و به آنها سرمایه مى‏داد که به مضاربه تجارت کنند.عموهاى پیامبر صلى الله علیه و آله که قصد داشتند همسرى براى آن حضرت بگیرند، نزد خدیجه رفتند و از وى خواستند تا سرمایه‏اى در اختیار نبى گرامى که آنزمان جوانى پاک و ستوده بود قرار دهد تا با آن به تجارت رود و با سود حاصل از این تجارت ازدواج کند.

خدیجه چون به صفات حضرت واقف شد، وى را براى تجارت به شام فرستاد.در طى سفر میسره (غلام خدیجه) معجزات و کراماتى از حضرت مشاهده کرد و از راهبى شنید که وى پیغمبر خداست.میسره پس از بازگشت همه آنچه را که شنیده بود به اطلاع خدیجه رساند.شوق و رغبت خدیجه به حضرت بیشتر شد و در نهایت به رسول الله صلى الله علیه و آله ارادت و علاقه خویش را ابراز داشت و پیشنهاد ازدواج داد و به رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض کرد: «به سبب خویشاوندیت با من، و شرف و بزرگى و امانتداریت در میان قوم، و اخلاق نیکو و راستگویى‏ات، مایلم با تو ازدواج کنم.»

تنها همین شرف و بزرگى وى را بسنده است که مادر دخترى چون فاطمه زهرا علیها السلام است .او به امام على علیه السلام نیز علاقه داشت، علامه مجلسى درباره حب و علاقه حضرت خدیجه علیها السلام نسبت به على علیه السلام مطلبى نقل کرده که مضمون آن چنین است: پس از ازدواج خدیجه علیها السلام با پیامبر صلى الله علیه و آله، على علیه السلام به دنیا آمد.رسول خدا صلى الله علیه و آله با خدیجه علیها السلام درباره دوستى و محبت على علیه السلام صحبت فرمود.خدیجه علیها السلام به على علیه السلام محبت فراوان داشت و براى آن‏حضرت به وسیله خدمتکارانش، لباس، زیور آلات و ملزومات مى‏فرستاد.مردم مى‏گفتند: این (على علیه السلام) برادر و محبوبترین افراد نزد او و نور چشم خدیجه است.سعادت از همه سو به آن حضرت روى آورده بود.الطاف و محبتهاى خدیجه روز و شب، صبح و عصر به خانه ابوطالب روان بود.از دیگر مناقب خدیجه علیه السلام، قبول ولایت على علیه السلام و اولادش بود.آن را قبول و اظهار مى‏داشت.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: جبرئیل نزد من آمد و گفت: خدیجه را از طرف پروردگارش و من سلام برسان و او را به خانه‏اى از جواهر در بهشت که هیچ رنجى

 


دانلود با لینک مستقیم


تحقیق در مورد بانوان عالمه مسلمان در قرن اول و دوم هجرى

پایان نامه ی بررسی باورها و اعتقادات از زایمان تا 7 سالگی کودک مطالعه موردی روستای طولاب استان ایلام. doc

اختصاصی از یاری فایل پایان نامه ی بررسی باورها و اعتقادات از زایمان تا 7 سالگی کودک مطالعه موردی روستای طولاب استان ایلام. doc دانلود با لینک مستقیم و پر سرعت .

پایان نامه ی بررسی باورها و اعتقادات از زایمان تا 7 سالگی کودک مطالعه موردی روستای طولاب استان ایلام. doc


پایان نامه ی بررسی باورها و اعتقادات از زایمان تا 7 سالگی کودک مطالعه موردی روستای طولاب استان ایلام. doc

 

 

 

 

 

 

 

نوع فایل: word

قابل ویرایش 80 صفحه

 

جهت دریافت درجه ی کارشناسی در رشته ی روان شناسی

 

چکیده:

در هر جامعه های باورها و اعتقادات و دانسته ها ریشه در تاریخ و گذشته آن جامعه دارند برای ظهور و پیدایش یک باور نمی توان تاریخ دقیقی تعیین نمود و مهم ترین مسئله شناخت باورها و جمع آوری و گرداوری آنها است که در این تحقیق با توجه به اینکه مطالعات مردم شناسی مطالعاتی ژرفانگر هستند بنابراین سعی شده تحقیق در مکان محدود و مشخص روستای طولاب انتخاب و بررسی شود . روش تحقیق به صورت مشاهده میدانی و مصاحبه با زنان و مردان روستای طولاب انجام گرفته و همزمان از مطالعه اسنادی و کتابخانه ای و استفاده از پایان نامه ها مورد توجه و استفاده قرار گرفته.

آنچه که در این پژوهش به آن تأکید شده بررسی باورها و اعتقادات و آداب و رسوم سنتی مردم روستای طولاب در مورد زایمان تا 7 سالگی کودک یعنی مرحله اول زندگی انسان است که در اثر زمان کم رنگ شده و در حال حاضر گرایش به شیوه های مدرن و صنعتی بیشتر شده بنابراین ضمن جمع آوری و بررسی باورها و اعتقادات مختلف روستای طولاب در مرحله اول زندگی انسان تأثیر آنها بر زندگی و کارکردهای فردی اجتماعی این باورها و اعتقادات نیز بررسی شده است.

 

واژگان کلیدی:

باور : مجموعه دانشی که در هر فرهنگی وجود دارد و مردم بدون شک و تردید به آن ایمان می آورند و به آن معتقد می شوند برخی از باورها جنبه محلی و ملی و برخی جنبه بین المللی دارند (بیرو- آلن- فرهنگ علوم اجتماعی 1367 ص30).

 

مقدمه:

باورها و اعتقادات از دیدگاه مردم شناسی از اهمیت ویژه ای برخوردارند هر باور و آیین و سنتی که در یک جامعه وجود دارد در واقع در پاسخ به نیازهای مادی و معیشتی آن قوم و جامعه به وجود آمده اند.

مالینوفسکی انسان شناسی انگلیس شیوه درست مطالعه فرهنگ و تمدن هر قوم را با در نظر گرفتن تمامی آن به عنوان یک مجموعه و مطالعه هر یک از عناصر آن دانسته مالینوفسکی می گوید هر عاملی در یک تمدن و فرهنگ دارای کارکردی است نسبت به کل مجموعه و کارکرد آن برآوردن نیازهای اساسی انسان است (فربد- محمد صادق – مبانی انسان 1380 ص124).

 مطالعه در زمینه باورها و اعتقادات مختلف جز فرهنگ یک قوم محسوب می شوند و فرهنگ چکیده های تلاش انسان در روند تاریخ برای پاسخ به نیازهای مادی و معنوی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند.

در این پژوهش سعی شده است باورها و اعتقادات مختلف مردم روستای طولاب را از زایمان تا 7 سالگی کودک مورد بررسی قرار دهیم بنابراین نخستین مرحله در این خصوص جمع آوری و گرداوری این باورها و اعتقادات است که در مرحله بعدی به صورت مطلوب و منطقی دسته بندی شوند .

تولید مثل وزاد و ولد و تولد نوزادان از قرنهای اولیه حیات بشر تا به امروز وجود داشته و آیین ها و مراسمات و باورها و اعتقادات مختلفی اجرا شده در این تحقیق که به بررسی باورها و اعتقادات و آداب و رسوم روستای طولاب از زایمان تا 7 سالگی کودک پرداخته شده در فصل اول این تحقیق کلیات تحقیق که شامل طرح مسأله ضرورت انتخاب موضوع اهداف کلی و جزیی تحقیق استفاده از روش مشاهده مشارکت آمیز مصاحبه و ابزار مختلف تحقیق دوربین عکاسی – مشاهده میدانی در قلمرو محدود و مشخص روستای طولاب به عنوان محدوده تحقیق ذکر شده سوالات و مشکلات تحقیق که پژوهشگر با آن مواجه بوده در این فصل ذکر شده .

در فصل دوم چهار چوب نظری تحقیق نظریات مختلف مکتب کارکرد گرایی بیان شده.

در فصل سوم به معرفی کل منطقه یعنی روستای طولاب از لحاظ موقعیت طبیعی جغرافیایی – جمعیت – زبان و مذهب و امکانات روستا مورد بررسی قرار گرفته و در این فصل ذکر شده .

در فصل چهارم یافته های تحقیق که شامل باورها و اعتقادات مختلف روستای طولاب از زایمان تا 7 سالگی کودک مورد مشاهده و ثبت و ظبط قرار گرفته و از طریق مصاحبه با اهالی روستای طولاب قسمتی از این باورها و اعتقادات را که در گوشه ذهن کهنسالان روستا در حال فراموش شدن بود ثبت کرده و کارکرد و تأثیر این باورها و اعتقادات بر زندگی اهالی روستای طولاب مورد بررسی قرار داده شده .

 

فهرست مطالب:

چکیده تحقیق

مقدمه

فصل اول : کلیات تحقیق

بیان مسئله

ضرورت انتخاب موضوع

پیشینه تحقیق

اهداف تحقیق

روش تحقیق

ابزار تحقیق

قلمرو تحقیق

زمان تحقیق

سوالات تحقیق

مشکلات تحقیق

فصل دوم : چهارچوب نظری تحقیق

کارکرد گرایی

تعریف فنکسیون یا کارکرد

مفهوم کارکرد

اصول کارکردگرایی

فصل سوم : معرفی کلی روستا

راهنمای مسافرین جهت سفر به روستای طولاب

معرفی شهرستان ایلام

موقعیت جغرافیایی روستای طولاب

علل پیدایش روستا

موقعیت طبیعی روستا

شرایط اقلیمی روستای طولاب

حداکثر و حداقل دما

عوارض مهم طبیعی روستای طولاب

جمعیت روستای طولاب

تاسیسات و خدمات روستای طولاب

وجه تسمیه

مذهب مردم روستای طولاب

زبان مردم روستای طولاب

وضعیت اشتغال مردم روستای طولاب

ساخت قدرت در روستای طولاب

فصل چهارم : یافته های تحقیق

اعتقادات و باورها هنگام زایمان در روستای طولاب

اعتقادات و باورها در دوران حاملگی قبل از تولد کودک

بچه میری – سقط جنین

آیین روشن کردن چراغ

زایمان و تولد کودک

ناف بریدن کودک

تغذیه و تابوهای غذای

رسم پخت آش هفتلان

رسم پخت آش سرچلگانه

لباس نوزاد در چهل روزگی

اعتقادات و باورها مربوط چهل روز اول زندگی

دندان در آوردن کودک و پخت آش دامو

سوراخ کردن گوش نوزاد دختر

از شیر گرفتن کودک

مراسم ختنه به صورت سنتی

مدرسه و تحصیل کودکان در روستای طولاب

تحلیل کارکردی باورهای روستای طولاب

منابع و ماخذ

منابع پایان نامه ای

فهرست مصاحبه شوندگان

 

پیوست ها

تصویر شماره 1 : ورودی روستای طولاب

تصویر شماره 2: مسیر جاده ای روستای طولاب

تصویر شماره 3: منظره ای از طبیعت روستای طولاب

تصویر شماره 4: سیاه چادر و زندگی عشایری در روستای طولاب

تصویر شماره 5: پژوهشگر در حال مصاحبه با خانم رباب منوچهری قابله روستا

تصویر شماره 6: مدرک مامایی محلی قابله روستا مورد تأیید سازمان بهداشت استان ایلام

تصویر شماره 7: چند نمونه از وسایل بهداشتی که سازمان بهداشت استان در اختیار قابله محلی قرار داده جهت بریدن ناف نوزاد

تصویر شماره 8: پژوهشگر در کنار جمعی از اهالی روستای طولاب

تصویر شماره 9 : پژوهشگر در حال مصاحبه با دونفر از بزرگان روستای طولاب

تصویر شماره 10 : پژوهشگر در حال مصاحبه با دو نفر از زنان روستای طولاب

تصویر شماره 11: پژوهشگر در حال مصاحبه با یکی از بزرگان روستای طولاب

تصویر شماره 12: دو نفر از اهالی روستای طولاب سمت چپ بهرام اسدیان سمت راست ابراهیم اسدیان

 تصویر شماره 13: مرد روستای در حال آبیاری درختان گردو

تصویر شماره 14: زن روستای طولاب در حال مشک زدن

تصویر شماره 15: زن روستای طولاب در حال پخت نان محلی

تصویر شماره 16: زن روستای طولاب در حال ساخت صنایع دستی

تصویر شماره 17: مرد روستای طولاب در حال جمع آوری علوفه مورد نیاز دام

تصویر شماره 18: زن روستای طولاب در حال چوپانی

 

منابع و مأخذ:

1-         آلن بیرو – فرهنگ علوم اجتماعی - ترجمه دکتر باقر ساروخانی – نشر کیهان - تهران ( 1367)

2-         ادیبی – حسین – انصاری - عبدالمعبود - نظریه های جامعه شناسی - تهران : نشر جامعه ( 1358)

3-         توسلی - غلام عباس - نظریه های جامعه شناسی - نشر سمت - چاپ نهم (1382)

4-         تجربیات بزرگان روستای طولاب و اطلاعات موجود در شورای روستای طولاب.

5-         درخشنده - سید محمد – ایلام - عروس زاگرس - ناشر مؤلف – چاپ اول 1373.

6-         سرمدی – محمد تقی – پژوهش در تاریخ پزشکی و درمان - در جهان نشر سرمدی تهران 1379

7-         طرح هادی – بنیاد مسکن انقلاب اسلامی – استان ایلام در روستای طولاب – گروه مهندسین – 1385 .

8-         طبیبی – حشمت الله – مبانی جامعه شناسی و مردم شناسی ایلات و عشایر – انتشارات دانشگاه تهران ( 1374) .

9-         عسکری خانقاه – اصغر – مردم شناسی – روش – بینش – تجربه - تهران – نشر شب تاب – چاپ اول (1373)

10-       عسکری خانقاه – اصغر – شریف کمالی – محمد - انسان شناسی عمومی – نشر سمت تهران (1378)

11-       عمید – حسن - فرهنگ فارسی عمید – تهران – انتشارات امیرکبیر(1374)

12-       غلامی – حشمت الله – مقاله ای در باب زبان کردی و گویش های آن - میرای فرهنگی استان ایلام ( 1385 )

13-       قرایی مقدم - امان الله - انسان شناسی فرهنگی – تهران نشر ابجد ( 1382)

14-       فکوهی – ناصر – تاریخ اندیشه ها و نظریات انسان شناسی - نشر نی - چاپ اول ( 1362)

15-       فربد – محمد صادق - مبانی انسان شناسی - تهران : نشر پشوتن ( 1380)

16-       میشل – پانوف - میشل پرن – فرهنگ مردم شناسی - ترجمه دکتر اصغر عسکری خانقاه تهران – سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی – دانشگاه ها ( سمت ) ( 1382)

 

منابع پایان نامه ای:

1-         تحلیل مردم شناختی طب سنتی در روستای غیاث آباد شهر گرمسار – ذوالفقاری – سهیلا 1385

2-         باورها و اعتقادات مذهبی و دینی مردم مازندران – دانشکده الهیات و فلسفه جمشیدی – سکینه – 1379

3-         بررسی مردم شناختی طب سنتی در استان چهار محال و بختیاری مطالعه موردی روستای باجگیران – صالحیان - لیلا – 1387

 

فهرست مصاحبه شوندگان :

آقایان : 1- درویش بختی زاد 2- نقی اسدیان 3- مراد علی میرزایی 4- حسین جعفریان 5- بهرام اسدیان 6- علی پاشا صحرایی 7- مهدی ظاهر زاده

خانم ها: 1- رباب منوچهری 2- عالیه اسدیان 3- قدریه محمدی 4- کافیه کازکی 5- خدابس ارکیان 6- لیلا میر ناصری 7- آهو جعفروش 8- پری نیکوکار 9- حنیفه چراغی .


دانلود با لینک مستقیم


پایان نامه ی بررسی باورها و اعتقادات از زایمان تا 7 سالگی کودک مطالعه موردی روستای طولاب استان ایلام. doc